ارتباط گـروه خـونی با شخصیـت و رژیـم غـذایی

ارتباط گـروه خـونی با شخصیـت و رژیـم غـذایی


بطور كلی گروه خونی یكی از نشانه های مهم ژنتیكی در افراد محسوب می شود كه به نوعی تعیین كننده عملكرد سیستم بیوشیمیایی بدن بشمار می رود. تحقیقات نشان می دهد ارتباط نزدیكی میان گروه خون افراد و شانس احتمال ابتلا به بیماری هایی مانند مشكلات قلبی، عروقی، دیابت، سرطان، بیماری های خودایمنی مانند ام.اس و آلرژی وجود دارد. از طرف دیگر به عقیده محققان، نوع گروه خونی با رژیم غذایی نیز مرتبط بوده و مصرف برخی گروه های غذایی در افراد با گروه خونی متفاوت سازگارتر هستند. چرا كه افراد با گروه های خونی مختلف، نمی توانند برخی گروه های غذایی را هضم و جذب كرده و اختلال در سیستم گوارشی آنها باعث ایجاد عوارضی مانند تپش قلب، ابتلا به سندرم تحرك پذیر روده و ... می شود.

گروه خونی "O"

برای افراد با گروه خونی "O" توصیه می‌شود که دارای رژیم غذایی حاوی پروتئین زیادی باشند و اگر این گروه فقط سبزی خوار باشند، دائم احساس گرسنگی می‌کنند و در نتیجه به خوردن تنقلات روی می‌آورند که در نتیجه با مشکلاتی در میزان قند خون و متابولیسم مواجه خواهند شد.

این افراد می‌توانند آزادانه گوشت لخم و ماهی مصرف کنند، اما از خوردن زیاد لبنیات یا کربوهیدارت‌ها باید خودداری کنند. از نظر ورزش کردن هم این گروه باید در روز یک ساعت، فعالیت بدنی داشته باشند و ترجیحا در هنگام صبح به جای عصر ورزش کنند. برای این اشخاص شنا، پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری توصیه می‌شود.

گروه خونی "B"

در مورد گروه خونی "B" نیز، هیچ گروه خونی دیگری به اندازه "B" مظهر میانه‌روی نیست. این گروه خونی در زمانی تکامل یافته که انسان‌ها بیشتر سفر می‌کردند و بنابراین گوشت، سبزیجات و غلات به شیوه‌ای متعادل‌تر مصرف می‌شده‌اند. اگر گروه خونی شما "B" است، باید بدانید که بطور کلی طبعی قوی‌تر و سالم‌تر دارید و بسیار واقع بین و عمل گرا هستید.

برای افرادی که گروه خونی"B" دارند، رژیم غذایی ترکیبی از رژیم گروه خونی "A" و "O" است. یعنی از هر چیزی می‌توانند کمی بخورند و این گروه به طور کلی خوش شانس‌تر هستند، چون راحت‌تر می‌توانند وزن از دست بدهند. گروه خونی "B" می‌توانند به راحتی گوشت، ماهی، قهوه، سبزیجات و غلات عاری از گندم استفاده کنند و از خوردن غذاهای فرآوری شده باید خودداری کنند. این افراد بهتر است تمرینات ورزشی ملایمی را انجام دهند که هم از جسم و هم از مغزشان استفاده کنند.

گروه خونی "A"

اما در مورد گروه خونی "A" باید گفت که این گروه خونی کمی دیرتر از گروه خونی "O" تکامل یافته است، یعنی زمانی که بشر به جای شکار، کشاورزی می‌کرده است. بنابراین افراد با گروه خونی "A"، پروتئین کمتر، اما غلات بیشتر احتیاج دارند. گروه خونی "A" اغلب خلاقیت بالایی دارند و در عین حال که بسیار حساس هستند، می‌توانند حلال مشکلات خوبی هم باشند. این اشخاص باید گوشت کمتر، اما سبزیجات بیشتر بخورند.

آن‌ها در مصرف مغز خشکبار، دانه‌ها، غلات، پاستا، میوه و سبزیجات کاملا آزاد هستند، اما در خوردن لبنیات به ویژه‌ اگر آلرژی دارند و نیز از مصرف زیاد گوشت، باید پرهیز کنند. افراد با گروه خونی "A" نسبت به "O" به فعالیت و تحرک کمتری نیاز دارند و برای آن‌ها فقط ۳۰ دقیقه نرمش آرام در روز مثل یوگا، تای‌چی یا پیاده روی در فضای آزاد، بسیار مناسب است.

گروه خونی "AB"

و بالاخره گروه خونی "AB" که ترکیبی از گروه "A" و گروه "B" است و افراد با گروه خونی "AB" می‌توانند ترکیبی از رژیم غذایی هر دو گروه را داشته باشند. این افراد دارای خلاقیت هستند و مغز خوبی برای تجارت و کنار آمدن و سازگاری با مردم دارند. این گروه باید از خوردن زیاد گوشت پرهیز کنند و همیشه در رژیم غذایی خود سبزیجات را بگنجانند.

بهترین خوردنی‌ها برای گروه خونی "AB" ماهی، سبزیجات، کربوهیدارت‌ها و غلات است، اما گوشت زیادی برای این گروه مفید نیست و باید از آن پرهیز کنند. از نظر فعالیت بدنی به این گروه توصیه می‌شود که ترکیبی از فعالیت‌های آرام مثل یوگا و نیز جلساتی از تمرینات اندکی پرتحرک‌تر مثل پرش سبک را داشته باشند.


رابطه گروه خونی و شخصیت

بخشی از شخصیت شما در رگهایتان جاریست. آیا گروهای خونی می توانند باعث ایجاد یک خصوصیت یا عادت شخصی شوند؟ شاید بله... شاید هم نه... برای نزدیک شدن به پاسخ این مقاله را بخوانید اما فراموش نکنید که اتکا به یک مقوله یا دلیل برای قضاوت در مورد اشخاص تنها نوعی ساده لوحی است.




گروه خونی O تیپ گرم

حدود 38% مردم جهان دارای گروه خونی O+ و 6%دارای گروه خونی O- هستند.

خصوصیات:

بی پروا، با اراده، مغرور، بخشنده، اجتماعی، با انرژی، برونگرا، رک وصریح، واقع گرا، نمایشی، عمومی، مثبت، مستقل، ریسک پذیر، نا فرمان، بی اعتبار، لجوج و خودمحور. به آسانی دوست می شوند و با جریانات همراه شده و به فرصت ها چنگ می زنند. برای شروع یک پروژه یا شکار یک ایده و نظر صریح هستند. در فعالیت های سازمان یافته خوب عمل می کنند. در بعضی موارد چندان دقیق نیستند و احساسات زیاد و قوی از خود نشان می دهند. ممکن است به سرعت مخالفت عمیق خود را با یک نظر بیان کنند اما معمولا این مخالفت پایدار نیست. کارگشایانی سنتی، محرک و کمی لاف زن هستند.
احساسات خود را خیلی نشان می دهند اما در برخورد با دیگر گروهای خونی این بیان اظهارات متغیر است. نوعی ظرافت ذاتی و فطری دارند. شخصیت های اجتماعی و پر زرق و برق هستند میتوانند در حوادث و بحران ها سازگاری خوبی داشته باشند. لغات و کلمات به آسانی به سراغ آنها می آیند. خجالتی نیستند و رک وصریح احساسات درونیشان را فاش می کنند. جاه طلب اند اما گاهی با جزییات سرگرم می شوند. علاقمند به حفظ روابط هستند و خودشان در این زمینه تلاش می کنند.

افراد این گروه دارای ژنی در بدن هستند که به آنها قدرت تحمل مصائب، اعتماد به نفس، شهامت و خوشبینی می بخشد. افراد این گروه خود را باور دارند و به خود اهمیت فراوان می دهند. علت این امر آن است که گروه O قدیمی ترین گروه خونی افراد جهان است و اجداد این گروه به ورزش، شکار، حمله به حیوانات، و مقاومت در برابر مشکلات عادت داشته اند و این عادت به افراد بعدی این گروه منتقل شده است. به هر حال افراد این گروه خونی، افرادی مصمم، کوشا، جدی، قاطع و پابرجا هستند و اگر تحقیق کنید خواهید دید که بسیاری از سیاستمداران فعلی جهان در گروه خونی O قرار دارند.


گروه خونی A تیپ سرد

حدود 34% از مردم جهان دارای گروه خونی A+ و 6%دارای گروه خونی A- هستند.

خصوصیات:

مطیع وآرام، دقیق، دلسوزوغمخوار، فداکار، مودب، درستکار، وفادار، احساساتی، درونگرا و کمی دستپاچه. حتی در مواقع آشوب و غضب آرام و خون سرد هستند. نسبت به نظرات عمومی حساس اند. اغلب درون گرا هستند در برخورد با دیگران خجالتی و کمرو هستند یا حتی مریض به نظر می رسند کمی بدبین هستند. برای روابط ارزش قائل بوده و نسبت به دیگران وفادارند. نسبت به تغییرات تردید دارند. دوست داران طبیعت و گریزان از جمعیت و شلوغی هستند. به یک مکان شخصی یا پناهگاه امن و مخفی برای خود نیازمندند. عموما دو دل و غیر قاطع اند. برای حضور در کارهای تیمی آماده هستند مخصوصا وقتی دستوری به آنها داده شود. علاقه مند به ایجاد رابطه نیستند و تلاش چندانی هم برای اینکار نمی کنند.

از خواص مهم افراد گروه خونی A آن است که از خوردن سبزی لذت می برند و دارای دستگاه هاضمه بسیار ظریف می باشند. سیستم دفاعی آنان با جایی که در آن زندگی می کنند خوب همسانی پیدا می کند. در برابر حوادث روحی مثل استرس ها و ناراحتی های فکری با آرام کردن درون خود خوب مقاومت می نمایند و افرادی فعال و سازنده به شمار می روند.

افراد این گروه در معرض ابتلای به استرس ها قرار دارند و بهترین راه درمان استرس در افراد این گروه استفاده از ورزش یوگا است. به طور کلی ورزش های سبک برای افراد این گروه بسیار مفید است. افراد این گروه به خوبی می توانند در جوامع پر جمعیت و بزرگ زندگی کنند و به طور کلی آنها افرادی هستند که تابع قانون، منظم و شایسته هستند. احترام دیگران را رعایت می کنند و از خود خاطره خوبی در سایر افراد باقی می گذارند. نخستین افراد این گروه از بدو پیدایش انسان در کره زمین افرادی باهوش، حساس و باشوق بودند و قادر بودند با حوادث محیط خود مبارزه کنند. این افراد می توانند در مواقع حساس به خوبی تصمیم بگیرند و خوب و صحیح عمل کنند.

همچنین آنها قادرند که در مواقع سخت، اضطراب و هیجان خود را به خوبی کنترل کنند. اما وقتی هیجان و ناراحتی آنها از حد فراتر رود این افراد منفجر می شوند افراد این گروه نمی توانند برای کارهایی که به مدیریت دقیق نیاز دارد نامزدهای مناسبی باشند در حالی که افراد گروه O دارای این صلاحیت می باشند.


گروه خونی B تیپ فعال

حدود 9% از مردم جهان دارای گروه خونی B+ و 25% هم دارای گروه خونی B- هستند

خصوصیات:

بشاش وخوشرو، خوش بین، فعال، حساس، مهربان، فراموش کار، آشفته، درهم وسازمان نیافته، پرسروصدا، خودپسند وخودبین، پرانرژی و جدی در راه رسیدن به هدف، معمولا جزو بهترین افراد تیم می شوند و افراد تکرویی هستند. اغلب کارها را با روشهای خودشان انجام می دهند و خودکفا هستند. شخصیتهایی ماجراجو و دلیر، علاقه مند به داشتن یک راه مشخص و مخصوص، موجوداتی اجتماعی وعلاقه مند به مهمان داری هستند. علاقه به حفظ روابط هستند و خودشان در این زمینه تلاش می کنند.

افراد گروه B در برابر برخورد با حوادث می توانند بلافاصله تغییر وضع داده و خود را با شرایط زمان و مکان هماهنگ کنند؛ این سخن به آن معنا نیست که در فکر خود پابرجا نیستند بلکه منظور آن است که می توانند با هر تغییری هماهنگ شده و خود را از برخورد با مشکلات در امان نگه دارند. افراد گروه B قادرند در مقابل بسیاری از بیماری های شایع مقاومت و پایداری کنند. حتی اگر بیماری های قلبی و سرطانی هم بگیرند باز هم عمر بیشتری می توانند داشته باشند.

این افراد در مقابل بیماری ها مقاومت بیشتری نشان می دهند و کمتر از سایر گروه ها بیمار می شوند. کارهای روزمره را با نهایت دقت و نظم انجام می دهند. بهره وری از ورزش و خوردن غذای فراوان برایشان مفید است. شرایط زندگی برای این افراد راحت تر است. کمتر دچار برخوردهای ناراحت کننده می شوند؛ به خوبی می توانند نظرات دیگران را درک کنند.

30
تا 40 درصد از میلیونرها از گروه خونی B هستند. بسیاری از مدیران و اشخاص سطح بالا در جهان گروه خونی B دارند. افراد این گروه دارای تعادل چشمگیر و هماهنگی اعمال بدن هستند. انرژی های مختلفی که در بدن آنها وجود دارد موافق و موازی هم می باشند و به همین جهت این افراد کمتر دچار بیماری می شوند. از خواص گروه خونی B داشتن زندگی منظم و آرام است.


گروه AB فارغ از مراقبت و بی نیاز از توجه

حدود 4% مردم جهان گروه خونی AB+ و تنها 1% از آنها گروه خونی AB- دارند

خصوصیات :

اجتماعی هستند، سخت گیر نیستند، غمخوار ودلسوز، دیپلماتیک، اهل گشت وگذار، خلاق، غیر قابل پیش بینی، هنرمند، انعطاف پذیر، ترشرو و درخود! مخلوطی از تضادها، خجالتی در مقابل بعضی ها، بی باک وگستاخ با بعضی دیگر، برونگرا و درونگرا، گاهی غیرقابل پیش بینی هستند و گاهی هم ظاهرا بسیار آرام و خونسرد به نظر می رسند. قدرت خلاقه زیادی دارند، توانا در پیدا کردن مشکلات و دور زدن آنها، علاقه مند به محیط شهری، به آسانی خسته می شوند. به نظر می رسد که هر کاری که انجام می دهند از روی اجبار است. هرگز کاری را برای قدردانی انجام نمی دهند. اسرار آمیز بنظر می رسند. در فعالیتهای اجتماعی می توانند هماهنگ ظاهر شوند. علاقه مند به ایجاد رابطه نیستند و تلاش چندانی هم برای این کار نمی کنند.

وجه مشخصه این گروه همراه شدن خواصگروه A وB با هم است. قابلیت تغییر شرایط بدنی با تغییر یافتن عوامل خارجی را داشته، دستگاه هاضمه حساس و ضعیفی دارند. سیستم دفاعی آنها مقاومت کمی دارد و می توانند با استفاده از ورزش به استرس ها و ناراحتی های محیطی پاسخ دهند. خلاقیت در این افراد وجود دارد. آنها در همان مراحل اولیه استرس به آن جواب می دهند و آن را از سر می گذرانند. در افراد این گروه عشق به معنای واقعی وجود دارد.

این افراد، مهربان خوش خلق، خلیق و آرام هستند. میل به نصیحت کردن و راهنمایی مردم در آنها زیاد است و بسیاری از آنها هر کاری از دست شان برمی آید برای کمک به دیگران انجام می دهند. سیستم دفاعی آنها ضعیف بوده و در برابر میکروب ها و ویروس ها از خود مقاومت زیادی بروز نمی دهند. افراد گروه AB به خاطر حسن نیت فراوان و خوش قلبی، همیشه خیر و خوبی مردم را می خواهند و همه را به صلح و آرامش دعوت می کنند. بسیاری از درمانگرها و کسانی که روی انرژی درمانی کار می کنند دارای گروه خونی AB می باشند.


محرم

هر محرم که فرا میرسد

از روز نخست تا عاشورا

روزها کند میگذرند و عطشناک

و من ...

نگران که مباد امروز با آنان باشم که امام حق را

به شمشیر باطل و قساوت سر بریدند

بیمی گنگ که

مرز حق و باطل چه باریک است

مبادا پوستین حق بر باطل پوشانده باشم؛

و به این امید واهی که در خیل حقمدارانم ...

اما روز حساب دریابم که

آمدن محرم فرصتی است دوباره تا از خویشتن خویش بازخواست کنم

فرارسیدن ماه محرم؛ ماه سوگ و عزای حسینی بر آزادگان عالم تسلیت و تعزیت باد

به یاد همت

اکبر حاج محمدي: ما گردان 410 بوديم ، از لشکر 41 ثارالله (ع)... صبح آن روز ، به گمانم نزديک ساعت 8 ، سيد حميد ميرافضلي و حاج همت آمدند براي بازديد خط. فرمانده لشکرمان حاج قاسم سليماني و رضا عباس زاده هم بودند. حاج همت را من هنوز درست نمي شناختم. به من گفت بروم پيامي را از بي سيم به يکي از تيپهاي لشکرش ابلاغ کنم و زود برگردم. سيدحميد نشسته بود ترک موتور حاج همت. رفتم ابلاغ کردم و سريع برگشتم. نبودند! نه سيد ، نه حاجي. گفتم: کجا رفته اند؟ گفتند: همين الان رفتند. بعد فهميدم با هم رفته اند به طرف چهارراه مرگ ، توي خود جزيره جنوبي مجنون.

مهدي شفازند: سوار بر موتورهايمان ، راه افتا ديم. موتور حاج همت و ميرافضلي که ترک حاج محمدي نشسته بود ، از جلو مي رفت و من هم پشت سرشان. فاصله مان با هم دو ، سه متري بيشتر نبود. سنگر پايين جاده بود و براي رفتن رو پد وسط ، بايد از پايين پد مي رفتيم روي جاده. همين کار، باعث مي شد دور و شتاب موتور کم بشود. البته اين ، کار هر روزمان بود. عراقي ها روي آن نقطه ديد کامل داشتند. درست به موازات نقطه مرکزي پد ، تانکي را مستقر کرده بودند و هر وقت ماشين يا موتوري پايين و بالا مي شد و نور آفتاب به شيشه شان مي خورد ، تير مستقيمش را شليک مي کرد. ما موتورها را با گل مالي بدنه شان استتار کرده بوديم ، با اين حال عراقي ها باز ما را مي ديدند. آخر فاصله خيلي نزديک بود.
موتور حاج همت کشيد بالا تا برود روي پد. من هم پشت سرشان رفتم. حسي به من مي گفت الان گلوله شليک مي شود.
رو به حاج همت گفتم: حاجي! اين جا را پرگازتر برو! در يک آن ، گلوله شليک و منفجر شد. دودي  غليظ آمد، بين من و موتور حاج همت قرار گرفت.
صداي گلوله و انفجارش موجي را به طرفم آورد که باعث شد تا چند لحظه گيج و مبهوت بمانم. طوري که نفهمم اصلا چه اتفاقي افتاده. گاز موتور را دوباره گرفتم و رسيدم روي پد وسط. از بين دود باروت آمدم بيرون. راه خودم را رفتم. انگار يادم رفته بود چه اتفاقي افتاده و با کي ها همسفر بوده ام. در يک لحظه ، موتوري را ديدم که افتاده بود سمت چپ جاده. 2جنازه هم روي زمين افتاده بودند. به خودم گفتم: من صبح از همين مسير آمده بودم. اينجا که جنازه اي نبود. پس اين جسدها مال چه کساني است؟ نمي دانم شايد آن لحظه دچار موج گرفتگي شده بودم.
شايد هم اين کار خدا بود. آرام از موتور پياده شدم و آن را گذاشتم روي جک. رفتم به طرفشان. اولين نفر، به رو، روي زمين افتاده بود. او را که برگرداندم ، ديدم تمام بدنش سالم است. فقط صورت ندارد و دست چپ. موج آمده و صورتش را برده بود. اصلا شناخته نمي شد. در يک آن ، همه چيز يادم آمد! عرق سردي روي پيشاني ام نشست. رفتم سراغ دومي که او هم به رو افتاده بود. نمي توانستم باور کنم که اين ، جسد سيدحميد است. از لباس ساده اش او را شناختم. ياد چهره شان افتادم. ديدم همت و سيدحميد ، هر دو يک نقطه مشترک دارند و آن هم چشمهاي زيبايشان است. خدا هميشه گفته هر کي را دوست داشته باشد ، بهترين چيزش را مي گيرد و چه چيزي بهتر از چشمهاي آنها؟!

نقش استعمار در پيدايش وهابيت

 

مقدمه:

((اسلام)) از آغاز پيدايش و ظهور، جهاد و مبارزهئ مستمر عليه قدرتهاي ظلم گستر جهان را از اهداف اوليه و بنيادين خود قرار داده و رهايي انسانهاي در بند جور و ستم جباران تاريخ و گسستن زنجيرهاي اسارت و بردگي و استقرار صلح و آزادي را از پي آمدهاي طبيعي گسترش اين جهاد مقدس دانسته است. ماهيت ظلم ستيزي و حمايتهاي همه جانبه اين آئين حياتبخش از محرومان و مظلومان جهان منافع نامشروع قدرتهاي استعماري را در طول تاريخ به خطر افكنده و با دميدن روح جهاد و مبارزه در ستمديدگان وضعيت نگاهداشته شدگان زمين، عرصه ها را يكي پس از ديگري بر پيشوايان جور تنگ كرده و حيات ننگين و پليدشان را با خطر مواجه نموده است. قدرتهاي استكباري كه تعاليم زندگي ساز و حركت آفرين اسلام را با منافع خويش در تضاد مي بينند و اتحاد روزافزون و تكوين قدرت سياسي مسلمانان جهان را سد و مانعي بزرگ در راه تحقق سياستهاي ضد انساني خود تلقي مي كنند، با تمام توان همه راه ها و روشهاي شيطاني را براي مقابله بااسلام و اتحاد و وحدت مسلمانان به كار مي گيرند. يكي از حربه ها و روشهاي مقابله با اسلام و رخنه در صفوف مسلمانان تحريف حقايق دين و واژگونه كردن اهداف و مقاصد نهايي تعاليم مقدس اسلام مي باشد. اين حربه و ترفند در قالب ساختن و پروردن فرقه هاي جديد براي قشرهايي از مسلمانان در مناطق و محدوده هاي مناسب و سپس ترويج و گسترش آن در جهان اسلام چهره مي نمايد! ((وهابيت)) يكي از اين فرقه هاي ساختگي است كه با مهارت تمام توسط استعمار انگليس بنيان نهاده شد. اهدافي كه استعمارگران انگليسي از ساختن مسلك وهابيت دنبال مي كردند عبارت بود از: بدعت گذاري در دين با تحريف حقايق و احكام اسلامي، خنثي كردن تعاليمي چون جهاد و مبارزه، بي رنگ كردن وجهه سياسي و اجتماعي اسلام و خلاصه كردن دين و دين باوري در نماز و ذكر و عبادت، و ناموجه جلوه دادن تجمع در اماكن مقدسه و زيارتگاهها بعنوان يكي از نمودها و پايگاههاي وحدت و قدرت سياسي مسلمانان و تخريب آنها بعنوان مظاهر شرك و گمراهي! اين تنها استعمار گران انگليسي نبودند كه با ساختن مذهب وهابيت و روي كار آوردن حكومت آل سعود به مقاصد شيطاني خويش براي مقابله با اسلام و مسلمانان نائل آمدند، بلكه در مراحل بعدي وهابيان آل سعود به پابوسي آمريكائيان شتافتند و در خدمت اهداف ضد انساني آنان در آمدند. آنچه حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه ((اسلام آمريكايي)) ناميدند و از آن به عنوان يك خطر بزرگ ياد نمودند، امروز بزرگترين جلوه آن اسلام آل سعود است. اين اسلام نه تنها ضرر و خطري براي قدرتهاي استكباري ندارد، بلكه منافع سرشاري نيز براي آنها در بردارد و آن توجيه جنايتها و حفظ قدرت و سيطرهئ آنان در منطقه است. به همين دليل بودجه هاي كلان صرف تبليغ و ترويج اين نوع اسلام مي شود، اسلامي كه ظاهري از اسلام راستين دارد، ولي محتواي آن واژگونه گشته و بدست فراموشي سپرده شده است. انتشارات روزنامه جمهوري اسلامي كه يكي از مسئوليتهاي اساسي خود را تلاش در جهت گسترش اسلام ناب محمدي (ص) مي داند، با انتشار اين كتاب گامي موئثر در مسير تحقق اين هدف مقدس برداشته و اميدوار است نشر اين اثر در مقابله با تبليغات باطل مسلك استعمار ساخته وهابيت سهمي داشته باشد و بر سطح بينش سياسي جامعه اسلامي بيفزايد. اين مجموعه در سال 66با همين عنوان در روزنامه جمهوري اسلامي منتشر شد و پس از درخواستهاي مكرر خوانندگان به صورت كتاب در اختيار علاقه مندان قرار مي گيرد.

انتشارات روزنامه جمهوري اسلامي  

تاليف: رضا فتح آبادي ناشر: انتشارات روزنامه جمهوري اسلامي

------------------------------------------------------------------------

ارزشها در نگاه شهيد بهشتي  ارزشها در نگاه شهيد بهشتي  

ضرورت ترويج ارزشها

بسم الله الرحمن الرحيم

   ارزش، پايه اساسي انقلاب اسلامي است. اين انقلاب كه پرتوي از انقلاب صدر اسلام و نهضت عاشوراست، صرفا با عشقي كه در وجود مردم نسبت به احياص ارزشهاي ديني جوشيدن گرفت، به پيروزي رسيد. از اينروست كه انقلاب اسلامي ايران بعنوان يك ((انقلاب ارزشي)) شناخته شده است. تاكيد پيوسته و بي وقفه بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه بر ضرورت پاي بندي كارگزاران اين نظام به ارزشها و ترويج عملي و قولي آن، نشانگر اهميت فوق العاده نقشي است كه ارزش ها در تداوم انقلاب اسلامي و تحكيم نظام جمهوري اسلامي دارند. اين تاكيد، در قالب تعبير گويا و رسائي كه رهبر معظم انقلاب، حضرت آيت الله خامنه اي از مقطع كنوني انقلاب دارند بصورت بسيار روشن جلوه كرده است آنجا كه فرموده اند: ((انقلاب اكنون در مرحله ايست كه مي توان آنرا دوران جهاد اكبر ناميد كه دوراني است بسيار سخت، بسيار خطرناك و همه انقلابها اين دوران را قاعدتاا تجربه مي كنند و شايد بشود گفت اكثر انقلابها در اين دوران دچار لغزش و انحطاط مي شوند و شايد تعجب كنيد اگر عرض كنم كه انقلاب عظيم تاريخي نخستين اسلام در چنين دوراني بود كه بيشترين نيروي خود را از دست داد. بلي دوران جهاد اكبر يعني دوراني كه شور و هيجان اوليه انقلاب تا حدود زيادي فرو نشسته، ضمناا موفقيت هائي بدست آمده و چهره راحت زندگي، خود را به بسياري نشان داده و چرب و شيرين زندگي در دهانهائي مزه كرده است. اين، آن دوران خطرناك است.)) اين بيان بليغ رهبر معظم انقلاب اسلامي و توصيفي كه از مقطع كنوني و نياز جامعه ما به جهاد با نفس بعمل آورده اند، ما را از تبيين ضرورت پاي بندي نسبت به ارزشها و ترويج معنويت كه نياز هميشگي جامعه مي باشد، بي نياز مي كند. در عين حال، همين تاكيد است كه موجب مي شود وظيفه سنگيني را در زمينه يادآوري مباني ارزشي از طريق انتشار سخنان بزرگاني كه در انقلاب ما بعنوان معلم ارزشها شناخته شده اند بر دوش خود احساس كنيم. شهيد مظلوم آيت الله بهشتي بعنوان يكي از اركان انقلاب اسلامي، در گفتار و عمل جلوگاه ارزشها بود. او همواره به ارزشها ميانديشيد، ملازم ارزشها بود و ديگران را نيز به پاي بندي نسبت به ارزشها توصيه مي كرد. به همين جهت است كه عليرغم درنگ اندكي كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ميان ما كرد، ميراث گرانبهائي از معنويت را در قالب جملات ارزشي براي ما به يادگار گذاشت. روزنامه جمهوري اسلامي، با توجه به آفت هاي گوناگوني كه بر سر راه انقلاب و نيروهاي انقلابي وجود دارد، يادآوري مباني ارزشي را از زبان چهره هاي اصيل ديني و پيشگامان انقلاب اسلامي يك ضرورت مي داند. بر همين اساس، هر روز يك جمله از فرمايشات گرانبهاي حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه زينت بخش صفحه اول اين روزنامه ميباشد و در مقاطع مختلف به تناسب، جملاتي از بزرگاني چون شهيد مظلوم آيت الله بهشتي بچاپ مي رسد. انتشار مطالبي تحت عنوان ارزشها از نگاه شهيد مظلوم آيت الله بهشتي در تابستان 1373 بمناسبت فاجعه هفتم تير و شهادت اين متفكر بزرگ اسلامي و انقلابي ، علاوه بر آنكه با استقبال فراوان مردم مواجه شد، تقاضاهاي زيادي را نيز براي چاپ و انتشار جداگانه اين مطالب بصورت يك كتاب برانگيخت، مجموعه حاضر، محصول همين تقاضاي مردمي است كه خداي متعال توفيق اجابت آنرا نصيب فرموده است. اميد كه بعنوان گامي كوچك در جهت تقويت مباني ارزشي. در جامعه انقلابي ما تاصثير لازم را برجاي بگذارد. انتشارات روزنامه جمهوري اسلامي  

# گفتارهايي از شهيد مظلوم آيت الله بهشتي # ناشر: انتشارات روزنامه جمهوري اسلامي

شعر امام )ره(

عاشق سوخته

پــــــــرده بردار ز رخ، چهره‏گشا ناز بس است     عــــــاشق ســوخته را ديدن رويت هوس است

دست از دامنت اى دوست، نخواهم برداشت     تا مــــــن دلشـده را يك رمق و يك نفس است

همــــــــه خوبان برِ زيبايى‏ات اى مايه حُسن،     فى‏المثل، در برِ درياى خروشان چو خس است

مـــــرغ پــــر سوختــه را نيست نصيبى ز بهار     عـــرصـه جولانگه زاغ است و نواى مگس است

داد خواهـــــم، غم دل را به كجا عرضه كنم؟      كه چو من دادستان است و چو فرياد رس است

اين همـــــــه غلغل و غوغـــا كه در آفاق بوَد      ســـوى دلـــــدار، روان و همه بانگ جرس است

 

                                                  دريا و سراب

مــــا را رهـــــا كنيد در اين رنج بى‏حساب       بــــــــــا قلب پاره پاره و با سينه‏اى كباب

عمرى گذشت در غم هجران روى دوست      مــــــــــرغم درون آتش، و ماهى برون آب

حــــالى، نشد نصيبم از اين رنج و زندگى       پيــــرى رسيد غرق بطالت، پس از شباب

از درس و بحث مدرسه ام حــاصلى نشد       كـــى مى‏توان رسيد به دريا از اين سراب

هــــــــرچه فراگرفتم و هــــــرچه ورق زدم      چيـــــــزى نبود غير حجابى پس از حجاب

هـــــان اى عزيز، فصل جوانى بهوش باش      در پيـــــــرى، از تو هيچ نيايد به غير خواب

اين جـــــاهلان كه دعوى ارشاد مى كنند       در خرقه شان به غير "منم" تحفه‏اى مياب

ما عيب و نقص خويش، و كمال و جمال غير    پنهــــــــان نموده‏ايم، چو پيرى پس خضاب

دم در نــــــى‏آر و دفتــــــــر بيهوده پاره كن       تا كــــــى كلام بيهده گفتــــــــــار ناصواب

حماسه های فراموش شده ...

عمليات بزرگ والفجر 8 با رمز يا زهرا (س) در جبهه جنوب در منطقه فاو و در وسعت 800 کيلومتر مربع از بيستم بهمن ماه 1364 آغاز شد. در اين عمليات هزاران تن از نيروهاي ايراني از رودخانه خروشان اروند رود گذشتند و در اولين روز عمليات، شهر مهم فاو را در جنوب شرقي عراق فتح کردند.

 

در فاصله صدور قطعنامه 540 تا قطعنامه 582 چندين عمليات ديگر توسط نيروهاى ايران صورت گرفت كه مهمترين آنها عمليات والفجر 8 بود كه در تاريخ 20/11/64 در منطقه فاو آغاز و منجر به تصرف شهر فاو در خاك عراق و قسمتهاى ديگرى از منطقه مربوطه به وسعت 700 كيلومتر مربع گرديد.

والفجر 8، يكى از موفق ترين عمليات هاى جنگى ايران بود كه آثار نظامى، سياسى و روانى مهمى بر عراق و منطقه و حتى معادلات جهانى در قبال جنگ گذاشت. با اين عمليات ارتباط دريايى مستقيم عراق با خليج فارس ‍ قطع شد و نيروهاى ايران به بصره و مرز عراق با كويت نزديك شدند.

اثر اين عمليات آن چنان بود كه چند روز پس از آن، شوراى امنيت به درخواست عراق و ساير اعضاى گروه هفت اتحاديه عرب تشكيل جلسه داد.

جلسات شورا دو هفته به طول انجاميد و طى آن عده اى از اعضاى اتحاديه عرب و نيز دبيركل اتحاديه (شاذلى قليبى ( در سخنرانيهاى خود ايران را متجاوز خواندند و خواستار اجراى فصل هفتم منشور در مورد جمهورى اسلامى ايران شدند. ايران در بحثهاى شورا شركت نكرد ولى نظرات خود را به طور مستقيم از طريق دبير كل و بعضى از اعضاى شورا مطرح كرد.

به هر حال قعطنامه اى كه در اصل توسط گروه اتحاديه عرب پيشنهاد شده بود، با تغييراتى در عبارات و كلمات در تاريخ 24 فوريه 1986 (5/12/1364) در جلسه 2666 شورا به اتفاق آرا و به نام قطعنامه 582 تصويب گرديد.

در بند چهارم اين قعطنامه آمده بود:

 - شورا درخواست دارد كه مبادله اسراى جنگى ظرف مدت كوتاهى پس از توقف مخاصمات با همكارى كميته بين المللى صليب سرخ انجام گيرد.

براى اولين بار بود كه مساله اسراى جنگى مطرح مى شد و علت آن افزايش ‍ تعداد اسراى عراقى نسبت به تعداد اسراى ايرانى بود.

اين قعطنامه نيز همانند قعطنامه هاى قبلى جنبه توصيه داشت. فاصله زمانى صدور قطعنامه 552 تا قطعنامه 582 يك سال و هشت ماه و بيست و پنج روز و تا قطعنامه 540 دو سال و 3 ماه و 26 روز است .

در خلال اين مدت طولانى، چندين عمليات نظامى از سوى ايران صورت گرفت كه از آن ميان عمليات خيبر و والفجر 8 ، نتايج چشمگيرترى داشتند.

شوراى امنيت به فاصله دو روز پس از شروع عمليات والفجر 8 بحث خود را در مورد جنگ عراق با ايران آغاز كرد كه منجر به صدور قطعنامه 582 شد.

بدين ترتيب مى توان گفت كه عوامل مهم در تعيين زمان صدور قطعنامه582 عمليات والفجر 8 و تصرف فاو به وسيله قواى ايران بوده است. جمهورى اسلامى ايران در اظهار نظر راجع به قطعنامه 582 اعلام داشت :

آن قسمت از قطعنامه كه به كل موضوع جنگ و خاتمه خصومتها مربوط مى شود، ناقص، بى اعتبار و غير قابل اجرا است .

تا زمانى كه شورا قادر نباشد به رغم اعمال نفوذ برخى از اعضاى دائم كه بر اتخاذ مواضع يكطرفه اصرار مى ورزد مواضع عادلانه و صحيح مبتنى بر مسئوليت ادامه جنگ بر عهده شورا است .شورا عراق را در حمله به خاك ايران محكوم نكرده است. قطعنامه به لزوم حل مسالمت آميز اختلافات اشاره دارد، ولى از نقض همه جانبه اين اصل توسط عراق در هجوم به ايران ذكرى نكرده است .

در مورد كاربرد سلاح شيميايى در قطعنامه برخورد ملايم ترى از موضع گيرى قبل شورا (بيانيه آوريل 1985) شده است. شوار در مورد حمله به هواپيماى مسافربرى و تهديدات امنيت هوايى و حمله به مناطق مسكونى مى بايست موضعگيرى محكمترى مى كرد. به هر حال جمهورى اسلامى ايران آماده است در زمينه رعايت مقررات بين المللى با دبير كل سازمان ملل متحد همكارى نمايد.

عراق اعلام داشت چنانچه دولت ايران قطعنامه 582 را رسماً و بدون قيد و شرط قبول و اجرا كند، عراق نيز آماده است آن را اجرا نمايد. به اين ترتيب اين قطعنامه نيز بى اثر ماند.

 

خلاصه عملیات والفجر8

 

مطالب برگزيده - مطالب برگزيده

پس ازعملیات بدر درسطوح عالی جنگ پذیرفته شد که سپاه وارتش ضمن پشتیبانی از یکدیگر هرکدام مستقلا َ طرح ریزی عملیات کنند واجرا نمایند همچنین مدتی پس از این تصمیم امام خمینی سپاه راموظف کرد تا همچون ارتش ازقوای سه گانه زمینی هوایی و دریایی برخوردار باشد البته سپاه هم زمان با عملیات خیبر تشکیل یگان دریایی داده بود،لیکن نیروی دریایی مسئله جدیدی بود .

پس ازعملیات بدر درسطوح عالی جنگ پذیرفته شد که سپاه وارتش ضمن پشتیبانی از یکدیگر هرکدام مستقلا َ طرح ریزی عملیات کنند واجرا نمایند همچنین مدتی پس از این تصمیم امام خمینی سپاه راموظف کرد تا همچون ارتش ازقوای سه گانه زمینی هوایی و دریایی برخوردار باشد البته سپاه هم زمان با عملیات خیبر تشکیل یگان دریایی داده بود،لیکن نیروی دریایی مسئله جدیدی بود عملیات والفجر 8 اولین نبرد سپاه بعد از دریافت حکم تشکیل سه نیرو بود دراین عملیات هر نیروی سپاه به کا رگرفته شدند هرچند که نیروی هوایی آن از پدافند هوایی و موشکی فراتر نرفته بود بدین ترتیب این عملیات باطراحی وفرماندهی سپاه پاسداران اجرا شد وبه منظور پشتبانی ازاین عملیات یک تک فریب درهور و دوتک پشتبانی درشلمچه وام الرصاص نیز انجام شد تک فریب راسپاه درهور اجرا کرد این تک عملیاتی بود مهندسی که سبب غافل گیری بزرگ دشمن شد و به نیروی خودی امکان قبل از هوشیار شدن دشمن موقعیت خودرا در منطقه فاو مستحکم سازد عملیات شلمچه به فرماندهی ارتش اجرا شد واگر چه به شکستن خط دشمن نینجامد و بیش از 48 ساعت ادامه نیافت ولی دردو روز اول عملیات نقش پشتبانی رابرای منطقه فاو داشت همچنین تک پشتبانی سپاه درجزیره ام الرصاص که به شکستن خط دشمن و آزاد ی این جزیره انجامید تاثیر مهمی در پشتبانی "والفجر8"داشت هرچند دراین عملیات نیز پس از 48 ساعت براثر فشار دشمن منطقه تصرف شده تخلیه گردید.تک اصلی درفاو درحالی که دشمن غافل بود با عبور نیروهای غواص از رودخانه عریض اروند اغاز شد ودر زمانی کوتاه با گسترش سرپل گرفته شده راسالبیشه کارخانه نمک سایت های موشکی وشهرفاو آزادشد و نیروهای خودی آماده مقابله با پاتک های دشمن شدند از سوی دیگر دشمن که درآغاز عملیات بایگانهای موجود خود در منطقه به مقابله با رزمندگان برخاسته بود پس از فروریختن مواضعش به سرعت یگانهای گارد را وارد نبرد کرد تا ایجاد تاخیر فرصت لازم رابرای ورود یگانهای احتیاط ارتش عراق فراهم آورند امّا یگانهای گارد نه تنها نتوانسنتد در تثبیت مواضع ازاد شده تاخیر ایجاد کنند بلکه سازمان شان نیز متلاشی کردند و ناگزیر به عقب گریختند ورود یگان های احتیاط ارتش به میدان نبرد موثرنبود و75 روز پاتکهای آنها فقط برآمار تلفات و خسارت های دشمن افزود چندان که سرفرماندهی ارتش عراق به یقین رسید که تلاش برای باز پس گیری فاو به جایی نمی رسدو به جز انهدام یگانهایش نتیجه ای ندارد لذا پاتکها رامتوقف کرد بدین ترتیب سواحل عراق درکنار سواحل خلیج فارس وهم مرز باکویت درتصرف رزمندگان ایران باقی ماند.

 

غزه در خون

خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۱۷/۱۰/۸۷‬

سياسي. غزه. آلمان. -
برلين- رييس جامعه آلماني - فلسطيني گفت : رژيم اسراييل با محاصره و كشتار مردم در نوارغزه ، اين منطقه را به زندان گوانتاناموي دوم تبديل كرده است .

احمد موهاي سين روز سه شنبه در گفت وگو با خبرنگار ايرنا افزود: غزه از هر طرف محاصره و مرزهاي آن بسته شده و هيچ گونه كمك و آذوقه‌اي به كساني كه در داخل اين منطقه محبوس شده اند، نمي‌رسد.

وي بيان اينكه مسووليت اصلي بسته شدن مرزهاي نوار غزه به مصر برمي گردد، افزود: قاهره درگذشته ازمردم فلسطين حمايت كرده و اكنون نيز بايد حمايت خود را ادامه دهد.

موهاي سين با بيان اينكه لحظه به لحظه و ثانيه به ثانيه در غزه خوني ريخته مي‌شود، گفت: مجامع بين‌المللي براي پايان دادن به اين حملات و لغو محاصره غزه بايد فعال شوند.

وي با ابراز خشم خود از واكنش نشان ندادن دولت آلمان به رژيم صهيونيستي در قبال رد اتش بس فوري در غزه، گفت: اين جامعه طي نامه‌اي به صدراعظم و وزير امورخارجه، اين مواضع آلمان را غيرقابل قبول خوانده است.

رييس جامعه آلماني - فلسطيني ادامه داد جامعه بين‌الملل وظيفه خود را درقبال مردم فلسطين انجام نداده و نتوانسته است به بي‌عدالتي‌هايي كه مردم اين منطقه با آن مواجه هستند، جواب بدهد.

وي به سكوت دولتها در برابر جنايت‌هاي رژيم صهيونيستي و اعتراض مردم در سرتاسر دنيا به اين جنايت‌ها اشاره كرد و گفت: اين تظاهرات در خيابانها كه اعلام حمايت از مردم فلسطين است، باعث دلگرمي و خوشحالي آنها مي‌شود.

----------------------------

 

شمار شهدای فلسطینی به بیش از 800 تن رسید

با ادامه حملات صهیونیست‌ها به غزه
 

خبرگزاری فارس: شمار شهدای فلسطینی در غزه با ادامه حملات ارتش رژیم صهیونیستی و تخلیه تعداد دیگری از پیكرهای شهدا از زیر آوارها به بیش از 800 نفر رسید.



-------------------------------

به گزارش فارس، شبكه تلویزیونی "العالم" لحظاتی پیش اعلام كرد كه شمار شهدای فلسطینی به بیش از 800 نفر رسیده‌ است و كار تخلیه پیكرهای شهیدا از زیر آوارها همچنان ادامه دارد.
وی افزود: در حملات امروز به نوار غزه تاكنون هفت فلسطینی شهید و شماری زخمی شده‌اند.
این در حالی است كه تعداد زخمی‌ها نیز از زمان آغاز حملات صهیونیست‌ها به غزه در 13 روز پیش تاكنون به بیش از سه هزار و 155 نفر رسیده ‌است.
شبكه تلویزیونی "الجزیره" نیز لحظاتی پیش اعلام كرد كه جنگنده‌های ارتش رژیم صهیونیستی مركز منطقه "الصحابه" در شهر غزه را بمباران كردند و نیروهای این رژیم همچنان از ورود خودروهای آمبولانس به محل‌های بمباران شده برای انتقال زخمی‌ها جلوگیری و به تیم‌های امدادی تیراندازی می‌كنند.
برپایه این گزارش، مقاومت فلسطین نیز همچنان تاكید می‌كند كه از مناطق مسكونی و ملت فلسطین دفاع می‌كند و به شلیك موشك‌ها و مقابله با ارتش رژیم صهیونیستی ادامه می‌دهد.
الجزیره نیز لحظاتی پیش اعلام كرد كه دو موشك مبارزان فلسطینی به شهر صهیونیست نشین "عسقلان" در درون فلسطین اشغالی اصابت كرد.


نوشته شده در : پنجشنبه 19 دی 1387  توسط : جابر زارع.    نظرات( 0) .

دانشجویان ایرانی به سفارت ونزوئلا در تهران گل تقدیم كردند

گزارش كامل تجمع تشكر‌آمیز دانشجویان در مقابل سفارت ونزوئلا
 

خبرگزاری فارس: دانشجویان دانشگاه‌های تهران در حمایت از اقدام ونزوئلا در اخراج سفیر رژیم صهیونیستی از این كشور، بعد از ظهر پنج‌شنبه در مقابل سفارت ونزوئلا در تهران تجمع كرده و با تقدیم گل، از اقدام این كشور قدردانی كردند.


به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، دهها نفر از دانشجویان بسیجی دانشگاه‌های تهران بعد ازظهر پنج شنبه در مقابل سفارت ونزوئلا به دلیل اخراج سفیر رژیم صهیونیستی از این كشور تجمع و حمایت خود را از اقدام شجاعانه هوگو چاوز اعلام كردند.
دانشجویان تجمع‌كننده با سر دادن شعارهای «هوگو چاوز قهرمان حامی مستضعفان» «چاوز انقلابی تشكر تشكر»، «درود بر چاوز آزاده‌خواه»، «مرگ بر آمریكا»، «مرگ بر اسرائیل»، «سازشكاران عرب خجالت خجالت» و «مرگ بر مرتجعین عرب» از اقدامات ضد صهیونیستی دولت ونزوئلا حمایت و نسبت به همكاری كشورهای عربی در قبال مردم غزه با رژیم اشغالگر قدس اعلام انزجار كردند.
تجمع‌كنندگان پلاكاردهایی با مضامین «مرگ بر آمریكا» «مرگ بر اسرائیل» در دست داشتند.
این دانشجویان تابلوهایی در دست داشتند كه بر روی آنها سخنانی از امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری در حمایت از مردم فلسطین نوشته شده بود.
دانشجویان بسیجی با چسباندن شاخه گل بر روی دیوارهای سفارت ونزوئلا و همچنین تقدیم دسته گل به این سفارتخانه از اقدام این كشور در اخراج سفیر رژیم صهیونیستی تقدیر كردند؛ این دانشجویان همچنین پرچم رژیم صهیونیستی را به آتش كشیدند.
در این تجمع محمد دوباشی مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه شاهد طی سخنانی گفت: رئیس جمهور ونزوئلا با این اقدام جسورانه نشان داد كه مردم و دولت این كشور از آگاه‌ترین مردم جهان هستند.
وی با بیان اینكه مسئله فلسطین و غزه زخم دردناك و عمیق جهان اسلام است كه قلب رسول ا... را به درد آورده، افزود: سران سازشكار عربی با سكوت و بی‌تفاوتی خود نسبت به فجایع غزه امروز تیری بر قلب پیامبر (ص) زده‌اند.
مرضیه عسگری عضو شورای مركزی بسیج دانشجویی دانشگاه خواجه نصیر در ادامه این تجمع اظهار داشت: امروز دولت‌های كوته‌فكر عربی با سكوت و همكاری خود با رژیم جعلی صهیونیستی در جنایات غزه سهیم هستند.
وی افزود: رژیم صهیونیستی به دنبال تجاوز به همه سرزمین‌ها خاورمیانه و غارت منابع سرشار آنان است از این رو كشورهایی كه امروز در قبال جنایات غزه سكوت كرده‌اند بدانند فردا نوبت به آنها خواهد رسید.
این فعال دانشجویی خطاب به مردم كشورهای عربی تصریح كرد: مردم كشورهای وابسته عربی باید دولت‌ها ترسوی خود را تحت فشار قرار دهند تا به وظیفه خود نسبت به مردم غزه عمل كنند.
عسگری تاكید كرد: امروز روز بی‌آبرویی دولت‌های غربی و حامیان رژیم صهیونیستی است كه پشت نقاب دروغین دموكراسی دست به این جنایات می‌زنند.
همچنین زهرا معدن‌كن عضو شورای مركزی بسیج دانشگاه شاهد از دیگر دانشجویان شركت كننده در این تجمع بود كه به همكاری دولت حسنی مبارك با رژیم صهیونیستی اشاره كرد و گفت: حسنی "نامبارك" باید از رئیس جمهور آزاده ونزوئلا درس مردانگی را بیاموزد كه در دل آمریكا فریاد دفاع از مظلوم برآورده است.
وی خاطرنشان كرد: باید ملت‌های حامی مردم غزه با همكاری هم تمامی روابط تجاری و سیاسی با رژیم صهیونیستی را قطع و منافع آنها را در هر كجای جهان نابود كنند.
در پایان این تجمع بیانیه‌ای در حمایت از مردم مظلوم غزه و محكومیت سازشكاری سران عرب و حمایت از اقدام انقلابی ونزوئلا در اخراج سفیر رژیم صهیونیستی قرائت شد.


نوشته شده در : پنجشنبه 19 دی 1387  توسط : جابر زارع.    نظرات( 2) .

سید حسن نصرالله: حماس ضربه سنگین به رژیم صهیونیستی وارد كند

سید حسن نصرالله: حماس ضربه سنگین به رژیم صهیونیستی وارد كند

خبرگزاری فارس: رهبر حزب‌الله لبنان از مبارزان جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) خواست كه در واكنش به حملات نیروهای نظامی رژیم صهیونیستی، تلفات و خسارات سنگین بر صهیونیست‌ها وارد كنند.


به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری فرانسه، "سید حسن نصرالله" با بیان این مطلب گفت: «برادران ما در مقاومت فلسطین می‌دانند اگر در مبارزه زمینی بر دشمن اسرائیلی تلفات سنگین وارد كنند، پیروز جنگ خواهند شد.»
نصرالله در ادامه گفت: «وقتی مقاومت نیروهای دشمن را به هلاكت برساند و تانك‌های آنان را منهدم كند، روند جنگ تعیین خواهد شد.»
اظهارات نصرالله در حالی مطرح شد كه نیروهای زمینی رژیم صهیونیستی به نوار غزه یورش بردند و پس از هشت روز حملات هوایی و دریایی علیه مردم غزه اقدام به جنگ تن به تن كردند.
ده‌ها هزار حامی حزب‌الله لبنان در حومه بیروت گردهم آمدند تا سخنرانی تلویزیونی سید حسن نصرالله را گوش دهند.
حزب‌الله لبنان در جنگ 33 روزه تابستان سال 2006 موفق شد شكست خفت‌باری بر نیروهای نظامی رژیم صهیونیستی وارد سازد.


نوشته شده در : یکشنبه 15 دی 1387  توسط : جابر زارع.    نظرات( 17) .

نوار غزه را به گورستان متجاوزان صهیونیست تبدیل می‌كنیم

جنبش حماس تاكید كرد:
نوار غزه را به گورستان متجاوزان صهیونیست تبدیل می‌كنیم

خبرگزاری فارس: جنبش مقاومت اسلامی فلسطین "حماس" امشب تاكید كرد كه مبارزان فلسطینی نوار غزه را به گورستانی برای متجاوزان صهیونیست تبدیل خواهند كرد.


به گزارش فارس، "اسماعیل رضوان"، از مسئولان ارشد جنبش حماس با قرائت بیانیه این جنبش كه به طور مستقیم از شبكه تلویزیونی العالم پخش شد، تاكید كرد كه ارتش رژیم صهیونیستی در حمله زمینی خود به نوار غزه شكست خواهد خورد.
وی تاكید كرد: یورش نظامی رژیم صهیونیستی به نوار غزه ساده نخواهد بود و مبارزان فلسطینی نوار غزه را به گورستانی برای نظامیان رژیم صهیونیستی مبدل خواهند كرد و صهیونیست‌ها در نوار غزه شكست خواهند خورد.
رضوان خطاب به ارتش رژیم صهیونیستی گفت: شما شكست خواهید خورد و پیروزی مقاومت فلسطین در راه است و بزودی تحقق خواهد یافت.
بیانیه جنبش حماس از ایستادگی، مقاومت و پایداری ملت فلسطین قدردانی و ستایش كرد و از آنها خواست تا به شایعاتی كه رژیم صهیونیستی درصدد پخش كردن آنهاست، توجهی نكنند.
این بیانیه از خیزش، قیام و تظاهرات گسترده در جهان عرب و اسلام قدردانی كرد و از امت اسلامی خواست تا به این تظاهرات خود ادامه دهند.


نوشته شده در : یکشنبه 15 دی 1387  توسط : جابر زارع.  

------------------------------

مبارزان فلسطینی شماری از نظامیان صهیونیست را به هلاكت رساندند

مبارزان فلسطینی شماری از نظامیان صهیونیست را به هلاكت رساندند

خبرگزاری فارس: مبارزان فلسطینی امشب در پی یورش زمینی نظامیان ارتش رژیم صهیونیستی به نوار غزه با آنها به شدت درگیر شده و شماری از آنها را به هلاكت رساندند.


به گزارش فارس به نقل از شبكه تلویزیونی العالم، مبارزان فلسطینی هم اكنون به شدت با نظامیان رژیم صهیونیستی در منطقه بیت حانون درگیر شده‌اند.
گردانهای "عزالدین القسام" شاخه نظامی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین "حماس" از رادیوی خود اعلام كردند كه یك بمب را در مسیر گروهی از نیروهای ارتش رژیم صهیونیستی در منطقه بیت حانون منفجر كردند كه به هلاكت و زخمی شدن شماری از این نیروها منجر شد.
خبرگزاری رویتر نیز به نقل از یك رهبر جنبش حماس اعلام كرد كه مبارزان فلسطینی شماری از نظامیان رژیم صهیونیستی را به هلاكت رسانده‌اند.
شبكه تلویزیونی دوم رژیم صهیونیستی پیشتر اعلام كرد كه تبادل آتش میان نظامیان این رژیم و مبارزان فلسطینی در جریان است.
خبرگزاری فلسطینی معا پیشتر اعلام كرد كه تانك های ارتش رژیم صهیونیستی یورش به مرزهای شمالی نوار غزه را آغاز كرده‌اند و همزمان جنگنده‌های این رژیم نیز به حملات هوایی خود به مناطق مختلف این منطقه ادامه می‌دهند.
در همین حال، خبرگزاری فرانسه نیز از شلیك گلوله‌های خمپاره مبارزان فلسطینی در پاسخ به یورش ارتش رژیم صهیونیستی خبر داد.


نوشته شده در : شنبه 14 دی 1387  توسط : جابر زارع.    نظرات( 0) .

عکس های از وحشیانه بودن اسرائیل

ادامه کشتار وحشیانه رژیم صهیونیستی به مردم غزه

مرگ بر اسرائیل

مرگ بر امریکا الله کبر  مرگ بر اسرائیل

دورود خدا بر دلیرمردان غزه  مرگ بر انگلیس  درود بر شهدای غزه


درود بر شهدای غزه  درود بر سید حسن نصرالله  درود بر فلسطین 


درود بر مردم غزه    درود بر اسلام

حماس : با تمام توان ، تجاوز و محاصره دشمن صهیونیستی را دفع می کنیم

رئیس دفتر سیاسی حماس به رژیم صهیونیستی درباره حمله زمینی به غزه هشدار داد .

به گزارش شبکه خبر ، خالد مشعل در مصاحبه با شبكه الجزیره ، با هشدار به سران رژیم صهیونیستی تاكید كرد : موضع ما روشن است و هرگز در برابر شروط دشمن كه خواهان تسلیم ما و ملت ماست تسلیم نخواهیم شد . 

مشعل با تاكید بر پیروزی حماس در جنگ با رژیم صهیونیستی افزود : با وجود امكانات محدود و عادی اراده و ایمان ما عادی نیست و آماده به چالش كشیدن دشمن هستیم . رئیس دفتر سیاسی حماس افزود : ما این درگیری و نبرد را انتخاب نكردیم و به ما تحمیل شد و با آنچه بر ما تحمیل شود مقابله خواهیم كرد . 

خالد مشعل همچنین با تاكید بر آمادگی حماس برای نبرد با رژیم صهیونیستی تصریح كرد : ما دشمن را تنها با حرف تهدیدنمی كنیم بلكه از سرزمین و ملت خود دفاع و تجاوزگری را با تمام توان و امكانات خود دفع می كنیم زیرا فرق میان ما و شما این است كه خدا یاور ماست . 

رئیس دفتر سیاسی حماس همچنان بر خواست حماس برای توقف فوری تجاوزگری و محاصره غزه و بازگشایی تمام گذرگاه ها تاكید كرد و از دولت ها و ملت ها نیز ارسال كمك های فوری مالی و دارویی و تیم های پزشكی برای مردم غزه را خواستار شد . وی از دولت مصر نیز برای اجازه ورود این كمك ها از طریق خاك این كشور درخواست كمك كرد . 

مشعل با ابراز خرسندی از بازگشایی گذرگاه رفح برای ورود كمك ها افزود : گسترش این تلاش ها و سرعت بخشیدن به آنها را خواستار هستیم . مشعل همچنین خطاب به امت اسلام و آزادگان جهان نیز گفت : با وجود خسارت های دردناك و شهدای فراوان در غزه به خواست خدا پیروز خواهیم شد و با آنچه در توان داریم مبارزه خواهیم كرد . 

مشعل خاطر نشان كرد : حماس به وظیفه خود ادامه می دهد و در صورت ورود صهیونیست ها به غزه ،
خانه به خانه و در خیابان ها با آنها خواهد جنگید .
وی خطاب به مردم كرانه باختری نیز گفت : شما در كرانه باختری انتفاضه سوم را آغاز كردید و ما خواهان تحكیم آن هستیم و این پیروزی ملت است . رئیس دفتر سیاسی حماس همچنین بر وحدت همه گروه های فلسطینی به ویژه حماس و فتح در برابر دشمن صهیونیستی تاكید كرد و از ملت ها و آزادگان جهان نیز خواست فعالیت ها و فشار های خود را تا پایان محاصره و توقف تجاوزگری در غزه ادامه دهند . 

خالد مشعل با قدردانی از برگزاری نشست پارلمانی عربی و تظاهرات مردمی عرب افزود : در انتظار نشست رسمی عربی هستیم .
رئیس دفتر سیاسی حماس تاكید كرد: زمان آن فرا رسیده است كه بدانیم دشمن همه ما و مسیر ما یكی است و پیروزی را جز از طریق مبارزه به دست نخواهیم آورد . 

خالد مشعل در پایان اقدام دوگانه باراك اوباما ، رئیس جمهور منتخب آمریكا را برای دخالت در مسئله بمبئی و سكوت درباره جنایت دشمن صهیونیستی در غزه زیر سوال برد .


نوشته شده در : شنبه 14 دی 1387  توسط : جابر زارع.    نظرات( 0) .

حرکت رو به عقب رژیم صهیونیستی در فلسطین

كارشناس حقوق بین الملل گفت: رژیم صهیونیستی تحمل پاسخ دادن به فشارهای افكار عمومی را ندارد، بعد از اشغال جنوب لبنان ، جنگ 33روزه و همه این عوامل باعث شده شاهد شكست های پی در پی این رژیم باشیم.


دكتر خواجی ، كارشناس حقوق بین الملل در گفتگوی تلفنی با سایت شبكه خبر گفت: حمله به مناطق مسكونی غزه و حوادث اخیر نشانگر نقض تمام مقررات و حقوق بین الملل بشر دوستانه است كه متاسفانه سازمان های بین المللی و سران بسیاری از كشورها شاهد این جنایات هستند ولی اقدام جدی و موضع مشخصی را اعلام نمی كنند.

وی گفت: آنچه كه امروز در غزه می گذرد در حقیقت بهترین فرصت و تست بسیار مهمی است برای اینكه جهانیان ملت های مظلوم و آزاده را بشناسند.

خواجی افزود: در این مهم باید سازمان های بین المللی را بشناسیم كه وظیفه اصلی شان حمایت از مردم مظلوم، توسعه همكاری های بین المللی، توسعه حل اختلافات با شیوه های مسالمت آمیز است.

وی گفت: آنچه كه در اساسنامه ها و مقررات سازمان های بین المللی مطرح می شود در حقیقت وظایف اصلی این سازمان است ولی در مسئله غزه عجیب است كه سازمان های بین المللی به طور مرگباری سكوت كرده اند به خصوص رسانه های خبری عمدتاً غربی مسائل حاشیه ای و مسائل فرعی دیگری را اكنون مطرح كردند كه به نوعی مسائل غزه به گوش جهانیان نرسد غافل از اینكه امروز افكار عمومی جهانی، ملت مظلوم فلسطین می دانند كه این فشارهای بین المللی برای كوبیدن و شكستن مقاومت آنهاست.

كارشناس حقوق بین الملل افزود: مقاومت مردم فلسطین نه تنها موجب آزادی فلسطین خواهد شد بلكه تاثیر بسیار زیادی بر روحیه مردم مسلمان منطقه خواهد داشت و صهیونیست ها نگرانند كه این پیروزی و مقاومت جلوی رشد استعمارگری كشورهای اروپایی و رژیم هایی كه در جهان عرب بدون خواست مردم به آنها حكومت می كنند را بگیرد و برای آنها خطراتی بوجود بیاورد.

وی گفت: آنچه كه امروز در صحنه بین المللی می گذرد به خصوص موضع گیری های شورای امنیت كه وظیفه اصلی این شورا حفظ صلح و امنیت بین المللی است رفتارهای تبعیض آمیز این شوراست زمانی كه در برخی كشورها كه دارای حق وتو هستند علیه منافعشان حركتی صورت می گیرد بلافاصله روی آن منطقه تمركز می كنند و قطعنامه های مكرر صادر می كنند اما وقتی این گونه جنایات بین المللی رخ می دهد كه وظیفه شورای امنیت بر اساس ماده 33 و 39 منشور بلافاصله احراز متجاوز و تصمیم گیری های به موقع برای حفظ صلح و امنیت بین الملل است شاهدیم كه سكوت می كنند و قطعنامه هایی كه فقط كاملاً حالت تبلیغی و توجیهی دارد صادر می شود بدون اینكه حتی ذكری از اشغالگر و متجاوز شود و یك تصمیم جدی خصوص آنها اعمال شود.

خواجی افزود: اگر به سابقه رژیم صهیونیستی در 60 سال اخیر بنگریم می بینیم كه حركتی رو به عقب داشته و شاهد شكست های پی در پی آن بعد پس از بیرون شدن از جنوب لبنان (با مقاومت حزب الله لبنان) داشته است.

وی تاكید كرد: با آمدن شارون و شعارهایی علیه مقاومت؛ كه من مقاومت مردم را می شكنم و با سلاح، گلوله و بمباران و با شیوه های مختلف عملیات را در غزه، جنین و سرزمین های مختلف اشغالی آغاز كرد اما ناچار شد از غزه بیرون برود.

*خواجی افزود: الان در كرانه باختری با وجود همه سیاست های ناكامی كه با مسئولینی كه در این قسمت مشغول هستند و فلسطینی ها كه روز به روز این گونه حكومت های خودگردان را بهتر می شناسد و روحیه استقلال طلبی را در ذهن دارند شاهدیم صداهای ضد سازشكاری، صداهای همگامی با حماس و غزه شنیده می شود.

وی گفت: روند رژیم اشغالگر به خصوص پس از اشغال جنوب لبنان به این طرف حركتی رو به عقب است در درون فلسطین اشغالی اختلافات شدید بین نیروهای سكولار كه به بهانه حكومت یهودی از یهودیان دعوت می كردند و به شیوه های مختلف و رندانه این ها را به سرزمین های اشغالی می كشاندند و یهودیان هم به خاطر همان روحیه خاص و منحرفی كه در تملك ها و میل به تصرف سرزمین و ثروت دارند فریب صهیونیست ها را خوردند و وارد این منطقه شدند اكنون اختلاف بین سكولار ها و به ارتودكسی های یهود بر سر امتیازاتی كه در داخل سرزمین های اشغالی است آغاز شده است.

كارشناس حقوق بین الملل گفت: اكنون رژیم صهیونیستی تحمل پاسخ دادن به فشارهای افكار عمومی را ندارد همه این عوامل باعث شده (به خصوص انتخاباتی كه نزدیك است) از حدود 20 شاید 30 سال پیش به این طرف بعد از اشغال جنوب لبنان، جنگ 33 روزه و غیره شاهد شكست های پی در پی برای رژیم صهیونیستی باشیم.

وی ادامه داد؛ تحلیل گران بین المللی و به خصوص مردم كشورهای منطقه این حركت رژیم صهیونیستی را به حساب ضعف و عقب نشینی شان می گذارند و به روز به روز كشورهای غیر اسلامی و حتی مسلمانها و مردم دلسوز و فهیم وارد میدان می شوند و امروز بهترین فرصت برای مردم جهان، مردم منطقه و مردم مسلمان است كه هم رژیم های خودشان و هم دشمنان كشورهای مسلمان را شناسایی كنند.

خواجی گفت: مردم آزاده جهان امروز باید رژیم صهیونیستی را به عنوان رژیمی كه از صدها قطعنامه شورای امنیت و مجمع عمومی بی اعتنا گذشته است بشناسند و بدانند همكاران این رژیم از جمله آمریكا، انگلیس و برخی كشورهای دیگر غربی نیز با آن همگام بوده اند.

وی در پایان تاكید كرد: در این دهه محرم به خصوص برای مسلمانان امروز روز آزادگان جهان است؛ و روز شناختن دولت هایی كه به مردم مظلوم خودشان ستم می كنند.


نوشته شده در : شنبه 14 دی 1387  توسط : جابر زارع.    نظرات( 0) .

هشدار سازمان ملل در باره بحران انسانی در غزه

سازمان ملل هشدار داد: ساکنان غزه در شرایط بحرانی بسر می برند .


به گزارش شبكه خبر به نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس ، سازمان ملل در گزارشی اعلام كرد : باوجود افزایش ارسال كمك های بشر دوستانه به باریكه غزه ، ساكنان منطقه ، هفت روز پس از آغاز حملات اسرائیل با بحران بهداشتی و غذایی مواجه هستند . 

مكسول گیلارد ، هماهنگ كننده امور بشر دوستانه سازمان ملل در سرزمین های فلسطینی نیز گفت : با وجود آنكه كمك های بیشتری در هفته های گذشته به غزه ارسال شده است اما شرایط اضطراری حساس اكنون در منطقه حاكم است . گیلارد افزود : گندم كافی برای طبخ نان به باریكه غزه ارسال نشده و سوخت كافی نیز برای ادامه كار نیروگاه برق غزه وجود ندارد . 

هماهنگ كننده امور بشردوستانه سازمان ملل در سرزمین های فلسطینی همچنین گفت : با وجود ورود تداركات و ملزومات پزشكی به ای(ن )باربكه نوار غزه اوضاع بیمارستان ها و درمانگاه های این منطقه نیز بسیار نگران كننده است .


نوشته شده در : شنبه 14 دی 1387  توسط : جابر زارع.    نظرات( 0) .

مردم آمریكا در قتل عام فلسطینی ها شریك اند

كریس هدجز از مشهورترین خبرنگاران آمریكایی ، مردم این کشور را شریك اسرائیل در قتل عام فلسطینی ها خواند .


به گزارش شبکه خبر به نقل از ایرنا ، وی كه در حوزه خاورمیانه فعالیت می كند در مقاله ای نوشت : مردم آمریكا با طرفداری از كشتار انسانی و بی تفاوتی در برابر یك جنایت جنگی آشكار در واقع شریك اسرائیل در قتل عام فلسطینی ها هستند . 

" هدجز " در این مقاله كه در بیشتر سایت های اینترنتی آمریكا منتشر شد افزود : آیا هیچ كدام از افرادی كه در آمریكا حملات هوایی اسرائیل را به نوار غزه پیگیری می كنند می دانند چرا ما مورد نفرت قرار می گیریم ؟ 

وی افزود : ما به هیولا و گردن كلفت هایی نظامی گرا ، بی عاطفه و وحشی بدل شده ایم که طرفدار كشتار انسانی و جنایت جنگی آشكار هستیم و فراموش كرده ایم افراد بی گناهی كه در غزه رنج می كشند و كشته می شوند بازتاب خود ما هستند .
وی ادامه داد اگر تنها زمان و محل جغرافیایی تولد ما به گونه دیگری بود ممكن بود خود ما در چنین شرایطی قرار می گرفتیم . 

این خبرنگار آمریكایی تاكید كرد : خشونت استفاده كنندگان از آن را نابود می كند . 

وی با اشاره به سخن ایهود باراك ، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی درباره ادامه جنگ در غزه نوشت : آیا این جنگ است ؟ اسرائیل از هواپیماهای پیشرفته جنگی و ناو برای بمباران اردوگاه های پناهندگان و خیابان های پرجمعیت علیه كسانی استفاده می كند كه از تسلیحات سنگین ، توپخانه ، خودروی زرهی و ارتشی برخوردار نیستند . 

این خبرنگار آمریكا تاكید كرد : این جنگ نیست ، قتل عام است .
در همین حال ، ریچارد فالك ، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در سرزمین های اشغالی فلسطین و استاد اسبق حقوق در دانشگاه پرینستون نیز حملات اسراییل در غزه را جنایت علیه بشریت توصیف كرد . 

فالك مجازات جمعی فلسطینیان در غزه را نقض آشكار و گسترده قوانین بین المللی بشردوستانه كه در بند 33 كنوانسیون چهارم ژنو ذكر شده دانست . وی از دادگاه بین المللی خواست پیگرد قضایی و محكومیت سران رژیم صهیونیستی را به علت نقض قوانین بین المللی پیگیری كند . 

صداقت فالك در انتشار اخبار علیه رژیم صهیونیستی موجب خشم این رژیم شده است . رژیم صهیونیستی در 14 دسامبر به وی اجازه نداد از غزه و كرانه باختری بازدید کند و مقامات این رژیم علی رغم آن كه وی نماینده سازمان ملل بود برای مدت 15 ساعت وی را در بازداشتگاه موقت فرودگاه در بدترین شرایط حبس کردند . 

فالك پیشتر نیز در واكنش به محاصره غزه آن را فاجعه انسانی خوانده بود . وی تاكید كرده بود هر روز جمعیت یك و نیم میلیونی غزه مجبور هستند برای اثبات بی گناهی خود امتحان سخت پس بدهند . 

به گفته فالك بر اساس تازه ترین تحقیقات 46 درصد كودكان غزه دچار كم خونی هستند و تعداد زیادی از مردم به ویژه كودكان نیز به علت پروازهای جنگنده های اسراییلی بر فراز غزه دچار سنگینی گوش هستند . 

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در سرزمین های اشغالی فلسطین با ابراز نگرانی از افزایش سوء تغذیه در میان مردم غزه تصریح كرده بود تعداد زیادی از مردم به ویژه جوانان دچار اختلالات روانی هستند و انگیزه ای برای زنده بودن ندارند . وی با اشاره به كمبود شدید امكانات در مراكز بهداشتی و درمانی غزه تاكید كرده بود سال گذشته حدود 230 تن از ساكنان غزه به علت دسترسی نداشتن به مراقبت های پزشكی جان خود را از دست داده اند . 

فالك با اشاره به شرایط دشوار چند دهه گذشته در سرزمین های فلسطینی تصریح کرده بود : وسعت ، عمدی بودن نقض قوانین بین المللی انسانی و تاثیر آن بر سلا مت انسان همگی از ویژگی های جنایت علیه بشریت است و این اشغالگری نیت مستقیم مقامات نظامی و غیرنظامی اسراییلی است . وی همچنین پاسخگویی رژیم صهیونیستی را در برابر این جنایات خواستار شده بود . 

ریچارد فالك ، همچنین رژیم صهیونیستی را به نقض آتش بس با حماس محکوم کرده و اعلام کرده است.
در زمان آتش بس قبلی نیز كه با میانجیگری مصری صورت گرفت حماس علیرغم ادامه محاصره غزه همچنان به آتش بس پایبند ماند .
فالك همچنین گفته است اسراییل مردم غزه را در تحت شرایطی قرار داده است كه یا باید هر آنچه را بر آنها تحمیل می شود بپذیرند یا با هر آنچه كه می توانند در برابر آن مقاومت كنند .

سالکرد عملیا ت پیروزمندانه کربلی 5

"نبرد شرق بصره"

با شروع عملیات کربلای 4 ، در سوم دی 1365، مشخص گردید که عملیات لو رفته ، و ناگزیر دستور توقف عملیات صادر شد. عراق تحت شرایط جدید در صدد حمله به فاو و بازپس گیری آن بر آمد تا اوضاع سیاسی – نظامی را به نفع خود تغییر دهد. حفظ برتری سیاسی – نظامی جنگ و مقابله با هرگونه رکود در جبهه های نبرد ، ایجاب می کرد که عملیات نظامی با هدف کسب پیروزی ادامه یابد. بنابراین عملیات جدیدی طرح ریزی گردید.

منطقه عمومی شرق بصره ، نظر به اهمیت سیاسی و نظامی آن ، همواره جایگاه قابل توجهی در اندیشه طراحان نظامی داشته است ؛ دشمن با توجه به اهمیت منطقه ، زمین شرق بصره را مسلح به انواع موانع و استحکامات کرده بود و با رها کردن آب در این منطقه ، انجام هرگونه عملیاتی را غیر ممکن ساخته و فضای امنی را برای خود ایجاد کرده بود تا بتواند حرکت هر نیروی مهاجم را قبل از دستیابی به خط مقدم خود سرکوب کند.

زمان آغاز عملیات

ساعت شروع حمله 2 بامداد روز 19/10/1365 ، تعیین شده بود. اما نظر به محدودیت زمانی برای شکستن خط ، مقرر شد که نیروها با استفاده از نور مهتاب حرکت کنند. و در پشت مواضع دشمن در انتظار صدور فرمان حمله بمانند.

بالاخره عملیات آغاز شد و رزمندگان حمله خود را به عظیم ترین و پیچیده ترین استحکامات دشمن در شرق بصره آغاز کردند. و پس از هشت شبانه روز نبرد در منطقه شرق نهرجاسم ، دشمن از منطقه شرق نهرجاسم عقب نشینی کرد. و سپاه اسلام به پیروزی نائل گردید.

نتایج عملیات کربلای 5

1- مناطق و تأسیسات آزاده شده :

-12 کیلومتر پیشروی به طرف بصره و آزاد کردن جزایر بوارین ، فیاض و ام الطویل.

-پاسگاههای بوبیان ، شلمچه ، کوت سواری و خیّن .

-آزاد سازی شش روستا.

-عبور از کانال ماهیگیری، نهر دوعیجی و جاسم .

2- تجهیزات منهدم شده دشمن:

-بیش از 80 فروند هواپیما.

-700 دستگاه تانک و نفربر.

-250قبضه توپ صحرایی و ضد هوایی.

-صدها قبضه انواع ادوات نیمه سنگین و مقدار زیادی سلاح سبک و مهمات.

-1500 دستگاه خودرو و 400 دستگاه انواع ادوات مهندسی و رزمی.

در این عملیات 81 تیپ و گردان مستقل دشمن منهدم و 24 تیپ و گردان مستقل نیز آسیب کلی دیدند ، تعداد 40 هزار نفر از نیروهای دشمن کشته یا زخمی شدند و 270 نفر نیز به اسارت نیروهای اسلام در آمدند.

بازتاب عملیات کربلای 5

پیشروی در شرق بصره ، تواناییها و قابلیتهای نظامی عراق را بار دیگر زیر سوال برد ، به طوریکه روزنامه " آبرزور" چاپ پاریس به نقل از کارشناسان غربی نوشت:" برای اولین بار از آغاز جنگ تاکنون ، ناظران و کارشناسان غربی در مورد امکانات دفاعی عراق دچار تردید شده اند."

همچنین تأکید بر توانایی نظامی ایران ، چنانکهBBC طی تحلیلی درهمین زمینه ، با توجه به تجربه سپاه در عملیات فاو و عبور از رودخانه اروند ، ضمن اشاره به عبور از منطقه آبگرفتگی و کانال پرورش ماهی درکربلای 5 گفت: " موفقیت ایران در عبور از دریاچه ماهی ، یک بار دیگر توانایی ایران درعبوراز آبراهها رانشان می دهد. "

هفته نامه نیوزویک نیز نوشت : " تهاجم ایرانیها در نزدیکی بصره ، حداقل یک مسئله  را درخصوص جنگ ایران و عراق تغییر داده و آن این مسئله است که برای اولین بار طی چند سال گذشته ، این احتمال را که یک طرف حقیقتا" بر دیگری پیروز شود ، مطرح ساخته است."

انهدام 35 درصد ارتش عراق و تثبیت موقعیت برتر سیاسی – نظامی ایران
موفقیت‌های ایران در عملیات بزرگ کربلای ‌٥ و احتمال پیروزی نظامی قریب الوقوع آن، دنیا را به این نتیجه رساند که راه های به پایان رساندن جنگ را با تصویب قطعنامه ‌٥٩٨ هموار سازد، قطعنامه‌ای که در آن برای اولین بار به نظرات ایران توجه شده بود
در آستانه سالروز این نبرد عظیم، مقاله حاضر به مرور و ارزیابی روند نظامی این عملیات می‌پردازد

عملیات کربلای ‌٥ ضمن تثبیت موقعیت برتر سیاسی – نظامی ایران که با فتح فاو حاصل شده بود، به لحاظ پیشروی در زمین منطقه شرق بصره و نزدیک شدن رزمندگان به شهر بصره و قرار گرفتن این شهر در بُرد توپخانه، قوای  ایران را در برابر حملات وسیع دشمن به شهرها و مردم بی‌دفاع، از موقعیت مناسبی برخوردار کرد تا با عملیات بازدارنده و اجرای آتش پرحجم توپخانه و کاتیوشا روی شهر بصره، عراق را از ادامه حملات به شهرها منصرف نماید. علاوه بر این، درهم شکستن قویترین استحکامات دشمن در این منطقه، حاکی از توانمندی ایران و ناتوانی دشمن در مقاومت و باز‌پس‌گیری مناطق تصرف شده بود. ضمن اینکه انهدام وسیع ارتش عراق، از جمله ویژگی های عملیات کربلای ‌٥ بود که در ابعادی حتی غیرقابل مقایسه با عملیات های گذشته صورت گرفت

انهدام دشمن در کربلای ‌٥، به مراتب، بیش از والفجر‌٨ بود، به گونه‌ای که حتی تحلیلگران غرب، ناچار از اعتراف به گوشه‌ای از این مسئله شدند. انهدام دشمن موجب شد، علی‌رغم اینکه زمین شلمچه از ارزشمندی قابل ملاحظه‌ای در زمینه سیاسی - نظامی برخوردار بود، دشمن حفظ نیرو را بر حفظ و یا بازپس گیری مناطق تصرف شده، ترجیح دهد

پس از گذشت چند روز از عملیات، دشمن که خود را پیدا کرده و فلش های اصلی عملیات را پی برده بود، اکثریت یگانهای توپخانه خود را وارد منطقه کرد (بیش از ‌٤٥ گردان)، و بدون هیچگونه محدودیت، به ریختن آتش در منطقه، اقدام کرد. شدت آتش دوطرف درگیر در منطقه، به حدی بود که تا گذشت چندین ساعت از روز (به ‌خاطر ادامه اثر سردی هوا)، از سنگینی گاز ناشی از سوختن باروت، فضای منطقه همچنان تیره و تار بود - به‌طوری که هواپیماهای خودی و دشمن، در ساعات اولیه، از دید کافی برخوردار نبودند. مقدار گازهای موجود در هوا، به حدی زیاد بود که تنفس را مشکل می‌ساخت
اظهارات فرمانده لشکر ‌٣٣ المهدی، در مورد آتش موجود در منطقه، بخوبی گویای مطالب فوق است

اینطور آتش، من تا به حال ندیده بودم... جنگ اینجا تماشایی است... قوطی کنسرو روی زمین سالم نمانده! من نمی‌دانم اینجا چقدر برای دشمن اهمیت دارد! یک سرمایه کلانی روی نهر جاسم گذاشته است. اینقدر آتش می‌ریزد که اسرا را هم نمی‌شود آورد عقب؛ تلف می‌شوند


متقابلاً، آتش خودی نیز همچون عملیات فاو، حجیم و متمرکز بود و با توجه به نقطه ضعفی که ما از عراق سراغ داشتیم (اتکای به جاده‌های ارتباطی)، با آتش دیده‌بانی شده خود، تلفات غیرقابل جبرانی بر آنها وارد کردیم. اسرای عراقی، بدون استثنا، از شدت آتش ما و مؤثر بودن آن، با شگفتی یاد می‌کردند

یگانهای عراقی، که بدون توجیه و با تعجیل، وارد منطقه می‌شدند، قبل از رسیدن به محل درگیری، بر اثر آتش خودی تلفات زیادی متحمل می‌شدند، به‌طوری که گاهی اوقات، از یک گردان، فقط چندین نفر پای کار می‌رسیدند

" یاد این  آزاد مردان و حماسه رادمریشان  گرامی باد."

سخنرانی شهید مطهری درباره حماسه حسینی:؛

 

            شمر امروزت را بشناس

فلسطين در نگاه شهيد مطهري
نطق تاريخي استاد مطهري عليه صهيونيسم در عاشوراي سال 1390 قمري برابر با اسفند 1348 شمسي كه به دستگيري ايشان انجاميد فراموش ناشدني است و جا دارد كه در اينجا به بخشي از آن پرداخته شود، ايشان فرمودند‌:
می‏خواهی در نزد پيغمبر خدا ارزش پيدا كنی ؟ با عمل كردن به اين اصل در نزد خدا و پيغمبر خدا ارزش پيدا كنی ؟ با عمل كردن به اين اصل در نزد خدا و پيغمبر ارزش پيدا كن‌. اگر می‏خواهی در نزد ملل جهان ارزش پيدا كنی كه هم بلوك شرق روی تو حساب كند و هم بلوك غرب‌، سرنوشت تو را او در اختيار نگيرد و او برای تو تصميم نگيرد‌، امر به معروف و نهی از منكر داشته باش‌، همبستگی و همدردی داشته باش‌، اخوت و برادری اسلامی‏ را زنده كن‌، از بی خبری پرهيز كن‌، از ضعف پرهيز كن‌، از لاابالی‏گری‏ پرهيز كن‌. اين برنامه‏های بی‏خبری و لاابالی گری برای چيست ؟ برنامه بی خبری برای اينست كه آگاه نباشی‌، نفهمی‌، ندانی و برنامه لاابالی‏گری برای اينست كه ضعيف باشی‌، قدرت‏ نداشته باشی‌.
اگر می‏خواهيم به‏ خودمان ارزش بدهيم‌، اگر می‏خواهيم قيمت پيدا كنيم‌، اگر می‏خواهيم در نزد خدا و پيغمبر خدا محترم باشيم‌، در نزد ملل جهان محترم باشيم‌، بايد اين اصل را زنده كنيم‌.
اگر پيغمبر اسلام زنده می‏بود امروز چه می‏كرد ؟ درباره چه مسأله‏ای‏ می‏انديشيد ؟ و‌ا... و ب‌ا... قسم می‏خورم كه پيغمبر اكرم در قبر مقدسش‏ امروز از يهود می‏لرزد‌. اين يك مسأله دو تا چهار تاست‌. اگر كسی نگويد‌، گناه كرده است من اگر نگويم و ‌ا... مرتكب گناه شده‏ام‌، و هر خطيب و واعظی اگر نگويد مرتكب گناه شده است‌.
گذشته از جنبه اسلامی‌، فلسطين چه‏ تاريخچه‏ای دارد ؟ قضيه فلسطين مربوط به دولتی از دولت‌های اسلامی هم نيست‏‌، مربوط به يك ملت است‌، ملتی كه او را به زور از خانه‏اش بيرون‏ كرده‏اند‌.
تاريخچه فلسطين چيست ؟
مدعی هستند كه در سه هزار سال پيش دو نفر از ما‌، داود و سليمان برای‏ مدت موقتی در آنجا سلطنت كرده‏اند‌. تاريخ را بخوانيد‌، در تمام اين‏ مدت دو سه هزار ساله‌، كی بوده است كه سرزمين فلسطين به يهود تعلق‏ داشته است ؟ كی بوده است كه بيشتر سرزمين فلسطين مال ملت يهود باشد؟
آيا بيشتر سرزمين فلسطين از آن ملت يهود است ؟ قبل از اسلام هم مال آنها نبود‌، بعد از اسلام هم مال آنها نبود‌. روزی كه مسلمين فلسطين را فتح‏ كردند‌، فلسطين در اختيار مسيحيها بود‌، نه در اختيار يهوديها‌. و اتفاقا مسيحی‏ها كه با مسلمين صلح كردند يكی از مواردی كه در صلحنامه گنجاندند اين بود كه شما يهود را در اينجا راه ندهيد‌. گفتند‌: ما با شما زندگی‏ می‏كنيم ولی با يهود زندگی نمی‏كنيم‌. چطور شد كه يكدفعه نام وطن يهودی به‏ خود گرفت ؟ يكی از قضايائی كه كارنامه قرن ما را تاريك می‏كند ( اين‏ قرنی كه به دروغ نام حقوق بشر‌، نام آزادی‌، نام انسانيت بر آن گذاشته‏اند ) همين‏ قضيه است‌.
يهودي‌های دنيا بعد از اينكه از ملت‌های غير مسلمان زجر و شكنجه و آزار می‏بينند (در روسيه، آلمان و بسياری از نقاط دنيا) بزرگانشان می‏نشينند می‏گويند تا وقتی كه ما در اطراف دنيا متفرق هستيم‌، در هر جا اقليتی هستيم، سرنوشت ما همين است‌. ما بايد مركزی را انتخاب كنيم و همه‏مان آنجا جمع شويم‌، اتباع مذهب يهود آنجا جمع شوند‌. اول هم جايی را كه فكر نمی‏كنند‌، فلسطين است، جاهای ديگر را فكر می‏كنند‌، بعد جنگ بين الملل اول پيش می‏آيد ( البته من خلاصه‏اش را عرض می‏كنم‌، می‏توانيد كتابهائی را كه در اين زمينه نوشته شده است‌، بخوانيد‌. ) متفقين با عثماني‌ها می‏جنگند‌. من نمی‏خواهم از عثماني‌ها دفاع كنم‌، ولی هر چه بود‌، حكومت واحدی بود‌. اگر ظالم هم بود‌، بالاخره واحد بود‌. اعراب‏ ساده لوح از حكومت عثمانی به ستوه آمده بودند‌. تحريك متفقين را پذيرفتند‌. از داخل‌، عليه حكومت عثمانی جنگيدند به وعده اينكه به خود آنها در مقابل عثماني‌ها استقلال بدهند.
انگليس‏ها به اينها قول قطعی دادند كه ما به شما استقلال می‏دهيم به شرط اينكه به نفع ما با عثماني‌ها بجنگيد‌. اين بيچاره‏ها جنگيدند‌. در خلالی كه‏ اين بدبختي‌های نادان ناآگاه داشتند با دولت تا حدودی اسلامی خودشان‏ می‏جنگيدند‌، انگلستان قول و قرار خودش را با حزب صهيونيسم كه تازه‏ تشكيل شده بود محكم كرد كه فلسطين را می‏دهيم به شما در قلب كشورهای‏ اسلامی‌. جامعه ملل به وجود می‏آيد ( عدالت را ببينيد ! ) و تصويب می‏كند كه در دنيا ملتهايی هستند (مخصوصاً ملتهايی كه از عثمانی جدا شده‏اند ) كه‏ چون رشد ندارند‌، ما بايد بر ايشان سرپرست معين بكنيم تا اينها را اداره‏ بكنند‌. يعنی در واقع می‏خواستند ارثيه عثماني‌ها را تقسيم بكنند‌. قسمتی‏ از آن را دادند به فرانسه‌، قسمتی را دادند به انگلستان و‌.‌.‌. از جمله‏ جاهايی كه انگلستان گرفت فلسطين بود‌. گفت من قيم و سرپرست شما هستم‌، رسماً شد كفيل‌. بعد به صهيونيست‌ها وعده داد ( وعده معروف بالفور ) كه من‏ اينجا را به شما می‏سپارم‌.
" صهيونيستها " يعنی يهوديانی كه ده‌ها قرن بود كه در گوشه‏های ديگر دنيا زندگی می‏كردند و از نژادهای ديگر بودند‌. من خودم فكر می‏كردم كه‏ يهوديان موجود همه از نسل اسرائيلند‌، حالا می‏بينم تاريخ تشكيك می‏كند‌، می‏گويد اين حرف دروغ است‌. بسياری از يهوديها اصلا از نسل اسرائيل‏ نيستند‌، جامع مشتركشان فقط مذهب است و بس‌. حتی نژادشان هم خالص‏ نمانده است‌. يهوديانی كه در اطراف و اكناف دنيا زندگی می‏كردند‌، فقط به دليل اينكه فرنگي‌ها به اينها زجر داده‏اند و اينها دنبال نقطه‏ای‏ می‏گردند كه آنجا جمع شوند‌، و به دليل اينكه مردم خيانت پيشه‏ای هستند‌، و به دليل اينكه كتاب مقدسشان به آنها اجازه داده كه اگر به سرزمينی‏ رفتيد‌، رحم نبايد در شما وجود داشته باشد و از هيچ وسيله‏ای برای پيشبرد هدفتان امتناع نكنيد‌، بعد كه انگلستان وسيله مهاجرتشان را فراهم كرد به‏ اين سرزمين مهاجرت كردند و زمينها را خريدند در حالی كه يهودی بومی در فلسطين بيش از پنجاه هزار نفر نيست كه الان هم آن بيچاره‏ها در بدبختی‏ فوق العاده‏ای زندگی می‏كنند‌. يعنی يهوديان اروپائی و آمريكايی كه آمدند‌، از جمله بدبختيهايی كه به وجود آورده‏اند اينست كه سربار يهوديان اصلی‏ هستند كه حق دارند در آنجا زندگی كنند‌.
يك عده روشنفكر در ميان اعراب بود‌، قيام كردند‌، انقلاب كردند‌. اينها را كشتند‌، اعدام كردند‌، به دار كشيدند‌. مرتب يهوديها را فرستادند‌، همين كه عده زياد شد‌، اسلحه زيادی هم در ميانشان پخش كردند‌، بعد اينها افتادند به جان مسلمانان بومی‌، كشتند و زدند و بعد هم آواره‏ كردند‌. پشت سر يكديگر از كشورهای اروپائی مهاجرت می‏شد‌، آمدند و آمدند.
اين يهوديانی كه شما امروز اسمشان را می‏شنويد‌: موشه دايان‌، زلی اشكول‏‌، گلدماير‌، زهر مار‌، آخر ببينيد اينها از كجای دنيا آمده‏اند ؟ مدعی‏ هستند كه اين سرزمين‌، سرزمين ماست‌. امروز در حدود سه ميليون نفر مسلمان آواره از خانه و زندگيشان هستند‌. هدف مگر تنها همين است كه يك‏ دولت كوچك در آنجا تشكيل شود ؟ خيلی اشتباه كرده‏ايد‌، خيلی همه اشتباه‏ می‏كنيم‌. او می‏داند كه يك دولت كوچك بالاخره نمی‏تواند آنجا زندگی كند‌، يك اسرائيل بزرگ كه دامنه‏اش از اين طرف شايد تا ايران خودمان هم‏ كشيده شود‌.
به قول عبدالرحمن فرامرزی‌: اين اسرائيلی كه من می‏شناسم‌، فردا ادعای‏ شيراز را هم می‏كند می‏گويد‌: شاعرهای خود شما هميشه در اشعارشان اسم شيراز را گذاشته‏اند ملك سليمان‌. هر چه بگويی آقا ! آن تشبيه است‌، می‏گويد سند از اين بهتر هم می‏خواهيد ؟ مگر ادعای خيبر را كه نزديك مدينه است‌، ندارند ؟ مگر " روزولت " به پادشاه وقت عربستان سعودی پيشنهاد نداد كه شما بياييد اين شهر را به اينها بفروشيد ؟ مگر اينها ادعای عراق‏ و سرزمينهای مقدس شما را ندارند ؟
و‌ا... و ب‌ا... ما در برابر اين قضيه‏ مسؤوليم‌. به خدا قسم مسؤوليت داريم‌. به خدا قسم ما غافل هستيم‌. و ‌ا... قضيه‏ای كه دل پيغمبر اكرم را امروز خون كرده است‌، اين قضيه است‌. داستانی كه دل حسين بن علی را خون كرده‌، اين قضيه است‌.
اگر می‏خواهيم‏ به خودمان ارزش بدهيم‌، اگر می‏خواهيم به عزاداری حسين بن علی ارزش‏ بدهيم‌، بايد فكر كنيم كه اگر حسين بن علی امروز بود و خودش می‏گفت برای‏ من عزاداری كنيد‌، می‏گفت چه شعاری بدهيد ؟ آيا می‏گفت بخوانيد‌: " نوجوان اكبر من " يا می‏گفت بگوئيد‌: " زينب مضطرم الوداع‌، الوداع "‌، چيزهايی كه من ( امام حسين ) در عمرم هرگز به اينجور شعارهای پست و كثيف ذلت آور تن ندادم و يك كلمه از اين حرف‌ها نگفتم ؟ !
اگر حسين بن‏ علی بود می‏گفت اگر می‏خواهی برای من عزاداری كنی‌، برای من سينه و زنجير بزنی‌، شعار امروز تو بايد فلسطين باشد‌. شمر امروز موشه دايان است‌. شمر هزار و سيصد سال پيش مرد‌، شمر امروز را بشناس‌. امروز بايد در و ديوار اين شهر با شعار فلسطين تكان می‏خورد‌.
هی دروغ در مغز ما كردند كه‏ آقا اين يك مسأله داخلی است‌. مربوط به عرب و اسرائيل است‌. باز به‏
قول عبدالرحمن فرامرزی‌: اگر مال اينهاست و مذهبی نيست‌، چرا يهوديان‏ ديگر دنيا مرتب برای اينها پول می‏فرستند ؟
ما چه جوابی در مقابل اسلام و پيغمبر خدا داريم ؟ آيا چند روز پيش در روزنامه نخوانديد كه در سال گذشته يهوديان ساير نقاط دنيا‌، نه يهوديانی‏ كه فعلاً شناسنامه اسرائيلی دارند‌، پانصد ميليون دلار برای اينها فرستادند كه با اين پولها فانتوم بخرند‌، بمب‏ بريزند بر سر مسلمانان‌.
شنيده‏ام يهوديان ايران خودمان در سال گذشته معادل پول دو فانتوم‏ فرستادند‌. سی و شش ميليون دلار پول از يهوديان ايران خودمان برای آنها به عنوان كمك رفت‌. و من آن يهوديها را به عنوان اينكه يهودی هستند‌، ملامت نمی‏كنم‌، ما خودمان را بايد ملامت كنيم‌، او به همكيشش كمك كرده‏ است‌، با كمال افتخار پول می‏فرستد‌، رسيدش هم از موشه‏دايان می‏آيد و آن‏ را در بازار هم نشان می‏دهد‌، می‏گويد بيا رسيدش را ببين‌. مگر همين دو سه‏ شب پيش ننوشتند ( من بريده‏اش را از " اطلاعات " دارم ) كه الان فقط يهوديان مقيم امريكا روزی يك ميليون دلار به اسرائيل كمك می‏كنند ؟ !
آن وقت تلاش ما مسلمين در اين زمينه چه بوده است ؟ به خدا خجالت دارد ما خودمان را مسلمان بدانيم‌، خودمان را شيعه علی بن ابی طالب بخوانيم‌.
اصلا من بايد بگويم بعد از اين داستانی را كه ما از علی بن ابی طالب نقل‏ می‏كنيم‌، حرام است كه ديگر در منابر نقل كنيم كه‌: روزی علی بن ابی‏ طالب شنيد دشمن به كشور اسلامی حمله كرده است‌، و هذا اخو غامد و قد وردت خيله الانبار‌. بعد فرمود‌: شنيده‏ام زينت يك زن مسلمان يا زنی كه‏
در حمايت مسلمانان است را گرفته‏اند‌. شنيده‏ام دشمن‌، سرزمين مسلمين را غارت كرده است‌، مردانشان را كشته است‌، اسير كرده است‌، متعرض زنان‏ آنها شده است‌، زيورها را از گوش و دست زنها جدا كرده است‌. بعد همين‏ علی بن ابی طالب كه ما اظهار تشيع او را می‏كنيم و نسبت به او حساسيتهای‏ بی معنی و دروغين نشان می‏دهيم گفت‌: « فلو ان امرءا مسلما مات من بعد هذا اسفا ما كان به ملوما بل كان به عندی جديرا » (نهج البلاغه‌، خطبه‌. 27)‌. اگر يك مرد مسلمان با شنيدن اين خبر دق كند و بميرد سزاوار است و مورد ملامت نيست‌.
آيا ما وظيفه نداريم كه كمك مالی به آنها بكنيم ؟ آيا اينها مسلمان‏ نيستند‌، عزيزان ندارند ؟ آيا اينها برای حق مشروع بشری قيام نمی‏كنند ؟
كيست كه امروز منكر شود كه فلسطينيهای آواره حق بازگشت به وطن خود را ندارند ؟
من در سفر مكه بعضی از اينها را ديدم‌. يك جوانهائی ! فقط می‏گفتند‌: دماء الشهداء‌، ما اميدمان فقط به خون شهدايمان است‌. افرادی‏ در ميان آنها هستند كه و‌ا... برای لباسشان محتاجند و برهنه می‏جنگند‌. اگر هفتصد ميليون جمعيت مسلمان دنيا‌، هر فرد روزی يك ريال بدهد‌، در سال‏ نزديك به سيصد ميليارد دلار می‏شود‌. اگر فقط مردم ايران كه بيست و پنج‏ ميليون نفر هستيم ( در زمان سخنرانی شهید مطهری) و نود و هشت درصد ما مسلمان است‌، هر فرد روزی يك‏ ريال به فلسطينيها كمك كند‌، در سال حدود نود ميليون تومان می‏شود‌. اگر يك عشر مسلمانان هم هر كس روزی يك ريال كمك كند در سال نه ميليون‏ تومان می‏شود
‌. « فضل ‌ا... المجاهدين باموالهم و انفسهم (سوره نساء‌، آيه‌. 95 ) الذين‏ آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبيل ‌ا... باموالهم و انفسهم »( سوره توبه‌، آيه‌. 20 )
به وسيله مال كه می‏توانيم كمك كنيم‌. و‌ا... اين انفاق واجب است‌، مثل نماز خواندن و روزه گرفتن واجب است‌. اولين سؤالی كه بعد از مردن‏ از ما می‏كنند همين است كه در زمينه همبستگی اسلامی چه كرديد ؟ پيغمبر فرمود‌: « من سمع مسلما ينادی يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم » ( 1 )
هر كس بشنود صدای مسلمانی را كه فرياد می‏كند ياللمسلمين مسلمانان به‏ فرياد من برسيد‌، و او را كمك نكند‌، ديگر مسلمان نيست‌، من او را مسلمان نمی‏دا نم‌. چه مانعی دارد كه ما برای اينها حساب باز كنيم ؟ چه‏ مانعی دارد كه مقدار كمی از درآمد خودمان را اختصاص به اينها بدهيم ؟ چرا يهوديان دنيا حتی يهوديان ايران كمك بكنند و ملتهای ديگر آنها را حسين كنند‌، بارك ‌ا... بگويند‌، ملت بيدار بگويند‌: ولی ما نكنيم ؟
مردم بيدار آن مردمی هستند كه فرصت شناس باشند‌، دردشناس باشند‌، حقايق شناس باشند‌.
من وظيفه خودم را عمل كردم‌. وظيفه من فقط گفتن بود و خدا می‏داند جز تحت فشار وجدان و وظيفه خودم چيز ديگری نبود‌. اين كمك مالی را وظيفه‏ شما می‏دانم‌. و وظيفه خودم و هر خطيب و واعظی می‏دانم كه اين را بگويد‌، بر هر خطيب و واعظی من واجب می‏دانم كه چنين حرفی را بزند‌. مراجع تقليد بزرگی مثل آيت ‌ا... حكيم و ديگران رسما فتوی داده‏اند كه كسی كه در آنجا كشته می‏شود‌، اگر نماز هم نخواند شهيد در راه خداست‌.
پس بيائيم به خودمان ارزش بدهيم‌، به كار و فكر خودمان ارزش بدهيم‌، به كتابهای خودمان ارزش بدهيم‌، به پولهای خودمان ارزش‏ بدهيم‌، خودمان را در ميان ملل دنيا آبرومند بكنيم‌. علت اينكه دولتهای‏ بزرگ جهان چندان درباره سرنوشت ما نمی‏انديشند‌، اينست كه معتقدند مسلمان غيرت ندارد‌. آمريكا را فقط همين يكی جری كرده است‌. می‏گويد مسلمان جماعت غيرت ندارد‌، همبستگی و همدردی ندارد‌.
می‏گويد يهودی كه‏ برای پول می‏ميرد، جز پول چيزی نمی‏شناسد، خدايش پول است‌، زندگيش پول‏ است‌، حيات و مماتش پول است‌، به يك چنين مسأله حساسی كه می‏رسد روزی‏ يك ميليون دلار به همكيشانش كمك می‏كند ولی هفتصد ميليون مسلمان دنيا كوچكترين كمكی به همكيش خود نمی‏كنند !
استاد مطهري حسابي بانكي به نام خود و علامه طبابايي و آيت ‌ا... سيد ابوالفضل زنجاني گشودند و اين امر را در يك سخنراني با عنوان احياي تفكر اسلامي اعلام كردند كه پس از آن دستگير شدند و مورد بازجويي قرار گرفتند‌.
از بيانات استاد مطهري چند نكته برداشت مي شود ‌:
1- غيرت ديني و اسلامي ايشان‌.كه در الفاظ سبك سخن ايشان آشكار است
2- آگاهي و آشنايي كامل ايشان با تاريخچه فلسطين و چگونگي ريشه دواندن صهيونيسم كه باعث شده است تا كلام ايشان كارشناسانه و علمي باسشد و با ارائه سندهاي تاريخي به محكوميت صهيونيسم بپردازد‌.
3- انديشه ي اقدام عملي براي كمك رساني به ملت مظلوم فلسطين كه اقدام مالي نظامي و غيره را شامل مي شود.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد‌.
حالا امروز ما چه می کنیم؟
کمک مالی حداقل کمک ما به مردم مظلوم فلسطین و لبنان است. به خاطر آن کسی ما را نمی زند، ما را نمی کشد، خانه هامان را بمباران نمی کند‌.
از همین هم دریغ می کنیم!؟ ما که ادعای انتظار داریم. ادعا داریم جانمان را برای مهدی فاطمه می دهیم از کمترین کمک ممکن برای مبارزه با بزرگترین دشمن امام زمان (عج) دریغ داریم؟
امروز مظلوم ترین مسلمانانی که با فریاد دادخواهیشان از ما کمک می طلبند مردم بی پناه فلسطین و لبنان هستند.
کمک های مختلفی می شود کرد از جمله: شرکت مستقیم در جبهه های نبرد با اسرائیل، اعلام حمایت از طریق راهپیمایی ها بیانیه هاو‌...، بالابردن اطلاعات خود و کمک به آگاه کردن دیگران در نشان دادن چهره ی کریه صهیونیسم و‌...
اما شاید راحتترین راه کمک که از عهده همه در هر شرایط و با هر توانایی بر می آید و شاید به همین دلیل، حداقل وظیفه ی همه ی ما باشد کمک مالی به مظلومین مقاوم فلسطین است.
در نظر بگیرید اگر فقط مردم ایران ماهیانه به طور میانگین نفری هزار تومن کمک کنند هرماه یک کمک حدودا ۷۰ میلیون دلاری می شود.
التماس دعای فرج
به امید دیدار مهدی موعود(عج) در حالیکه از ما خشمگین نباشن
به امید ظهور

 

 

تأثير محرم و عاشورا در دفاع مقدس ( اخذ از هگمتانه )

علي‌اصغر آخوندي
بي‌شك فرهنگ عاشورا در ايجاد و تداوم انقلاب اسلامي تأثير فراوان داشته و به فرمايش حضرت امام خميني (ره) ما هر چه داريم از محرم و صفر است و اما در اين گفتار كوتاه به گوشه‌اي از نقش فرهنگ محرم و عاشورا در دفاع مقدس مي‌پردازيم.
براي پي بردن به عمق تأثير فرهنگ عاشورا در دفاع مقدس بايد جلوه‌ها و يادگارهاي دفاع مقدس يعني وصيتنامه‌ها، نوشته‌ها و خاطرات شهدا همچنين تابلوهاي جبهه و جنگ، اسامي اماكن، مقرها، سنگرها، مناطق عملياتي و محورها، لشكرها گردان‌ها، گروهان‌ها و علي‌الخصوص عمليات‌ها و رمز عمليات‌ها و شعرها و شعارهاي جنگ را مطالعه و بررسي كرد.
با بررسي اينگونه مصاديق و آثار به جا مانده از دفاع مقدس به اين نتيجه برسيم كه جبهه‌هاي دفاع مقدس همچون چشمه‌هايي بودند كه از قله‌هاي مرتفع كربلا سرچشمه مي‌گرفتند و گويي خوني كه در روز عاشورا بر خاك كربلا چكيد در رگ‌هاي نوجوانان و جوانان رزمنده جاري بود.
براي نمونه شواهدي از تاريخ زرين دفاع مقدس و پيوند آن با فرهنگ عاشورايي را ارائه مي‌كنيم.
در بخش نام‌ها، در سراسر جبهه‌هاي دفاع مقدس و مقرهاي پشت جبهه نام امام حسين (ع) و ياران باوفا و باصفاي آن حضرت زينت‌بخش تابلوها بود كه نمونه‌هاي آن عبارتند از:
نام برخي لشكرها، تيپ‌ها و گردان‌ها مانند لشكر سيدالشهدا، لشكر 25 كربلا، لشكر 31 عاشورا، لشكر ثارا...، لشكر انصارالحسين (ع)، لشكر 14 امام حسين، تيپ 44 قمر بني‌هاشم؛ تيپ 57 ابوالفضل. تيپ 61 محرم، گردان علي‌اكبر، گردان 10 سيدالشهدا، گردان حبيب ابن مظاهر و ...
نام برخي از محورهاي عملياتي مانند محور كربلا، محور عاشورا، محور امام حسين
نام برخي سنگرها و حسينيه‌ها مانند حسينيه عاشقان كربلا، حسينيه حضرت ابوالفضل (ع)

نام اعزام‌هاي سراسري به جبهه‌ها: در اعزام‌هاي سراسري به جبهه‌ها، پرچم‌ها و پرده‌هايي در اهتزاز بود با عناويني مانند راهيان كربلا كه در تاريخ 23/8/64 به جبهه اعزام شدند، كاروان قاريان كربلا در دي‌ماه 64 با تعداد 150 قاري قرآن شكل گرفت، كاروان انصارالحسين، كاروان وارثان عاشورا در 26 مهر 65، كاروان طلايه‌داران عاشورا در 4 آبان 65 و كاروان نينوايي در 17 آبان 65 شكل گرفت.
نام رمز عمليات‌ها: عمليات حسين‌ابن علي با رمز جوادالائمه در منطقه ميمك در تاريخ 26/6/61، عمليات مسلم‌ابن عقيل با رمز يا ابوالفضل‌العباس در غرب سومار در تاريخ 9/7/61، عمليات محرم با رمز يا زينب در منطقه عملياتي شرهاني، عمليات‌هايي به صورت پشت سر هم با نام‌هاي تكراري مقدس مثل عاشوراي يك تا چهار و كربلاي يك تا پنج تماماً با رمز اسامي مقدس اهل بيت (ع).
از مجموعه 95 عمليات كوچك و بزرگ دفاع مقدس 27 عمليات نام و يا رمز عاشورايي و كربلايي دارند (19 عمليات نام و 14 عمليات رمز عاشورايي دارند).
پيشاني بندها و لباس نوشته‌ها
اين پيشاني بندها و لباس نوشته‌ها حكايت از آرمان‌هاي رزمندگان بود كه زينت بخش پيشاني و لباس آن‌ها بود. عباراتي مانند يا اباعبدا...، يا حسين، زائر كربلا، يا حسين شهيد، مسافر كربلا، يا لثارات الحسين، لبيك يا اباعبدا...، يا زيارت يا شهادت، يا زينب (س)، فداي لب تشنه حسين، كربلا كربلا ما داريم مي‌آييم و ...

تابلو نوشته‌ها
در طول جاده‌ها و مسيرها عباراتي در تابلوها نوشته شده بود كه حاكي از مقصد و مقصود رزمندگان بود. عباراتي مانند هيهات منا‌الذله، يا ثارا...، تا زنده‌ايم رزمنده‌ايم، هل من ناصر ينصرني، الموت اولي من ركوب العار، اني سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم، گاهي تابلوها فاصله تا كربلا را نشان مي‌داد مثلاً تا كربلا راهي نمانده و ...

وصيت‌نامه شهدا
بنا به اظهار رئيس بنياد شهيد در يك نمونه آماري از وصيتنامه شهيدان به طور ميانگين 400 درصد راه خود را به امام حسين (ع) يا كربلا و يا عاشورا و ياران نزديك امام حسين پيوند داده‌اند و آن‌ها را الگوي خود قرار داده‌اند.
براي نمونه شهيدي در وصيتنامه خود مي‌نويسد: «من چو سربازان امام حسين (ع)، آن 72 تن مي‌گويم اي حسين به خدا اگر مرا هزاران بار قطعه قطعه كنند دست از دين خدا و حمايت از روح خدا بر نمي‌دارم و اگر با تكه تكه شدن من اسلام عزيز باقي مي‌ماند، اي گلوله‌ها، اي خمپاره‌ها، اي توپ‌ها، اي راكت‌ها و اي آتش‌ها مرا دريابيد و خاكسترم كنيد.»
اين سخنان يادآور سخنان زهيربن قين يكي از ياران وفادار اباعبدا... خطاب به امام در عصر روز تاسوعا بود.

تطابق الگوهاي عاشورا با جبهه‌ها
در جبهه‌هاي نبرد از سنين مختلف حضور داشتند كه تداعي كننده، سنين مختلف ياران امام حسين بود. سيماي پيراني كه در جبهه مي‌جنگيدند حبيب‌ابن مظاهر را تداعي مي‌كرد، نوجوانان به حضرت قاسم تشبيه مي‌شدند. سرداران به حضرت ابوالفضل و جوانان به حضرت علي‌اكبر و مادران شهيد صبوري را از حضرت زينب مي‌آموختند حتي كودكاني كه در حملات هوايي به شهادت مي‌رسيدند به حضرت علي‌اصغر تشبيه مي‌شدند.
زيستن و تنفس در فضايي همانند عاشورا، روضه‌خواني، زيارت عاشورا و تكرار هر روز اين يادها و زيارت‌ها تصوير كربلا را مقابل چشم و ذهن و احساس رزمندگان قرار مي‌داد.
پيرمرداني كه در جبهه بودند احترام زيادي ميان رزمندگان داشتند. برخي از پيران براي رزمندگان نقش پدري داشتند. همه را براي نماز صبح بيدار مي‌كردند. و گاه متواضعانه لباس رزمندگان را مي‌شستند و برخي كارهاي فرهنگي مي‌كردند و با شركت خود در عمليات‌ها روحيه به رزمندگان مي‌دادند.

آزادگان جلوه‌هاي عاشورايي در اسارت
سال‌هاي دشوار اسارت برخي از رزمندگان يادآور روزهاي دردناك اسيران كوفه و شام بود. آن‌ها به ياد مصائب اهل بيت مصائب اسارت را به جان خريده و تحمل مي‌كردند و خانواده خود را هم در نامه‌هاي خود به صبر و شكيبايي دعوت مي‌كردند.

شعرها و شعارها
مداحي و محتواي مداحي زمان دفاع مقدس رنگ و بوي ديگري داشت. تلفيقي از آموزه‌هاي عاشورا و فرهنگ دفاع مقدس بود. و رنگ و بوي حماسي و عزت آفرين بود.
براي نمونه چند بيت از سروده‌هاي شعراي دفاع مقدس را مي‌خوانيم.
در دايره بلا بلي بايد گفت / لبيك به نعره جلي بايد گفت
اي صف شكنان مكتب ثارا... / جنگ شرف است يا علي بايد گفت

عالم همه خاك كربلا بايدمان / پيوسته به لب خدا خدا بايدمان
تا پاك شود زمين از ابناي يزيد / همواره حسين مقتدا بايدمان

نداي هل من ناصر حسيني / لبيك يا خميني
بين به سوي حرم حسيني / لبيك يا خميني

صداي دلنشين مداحان اهل بيت مانند حاج صادق آهنگران بسيار شورانگيز و عامل فضاي حماسي همراه با معنويت فرهنگ عاشورايي بود و در عزم راسخ بسيجيان تأثير فراواني داشت. طوري كه اغلب وي كه ايشان خوانده بود رزمندگان دفاع مقدس از حفظ مي‌خواندند.

در پايان نمونه‌اي از جملات حماسي امام كه انقلاب و دفاع مقدس را با فرهنگ عاشورا پيوند زده بيان مي‌كنيم.
«مردم ما ديگر به هيچ وجه حاضر نيستند تن به خواري و ذلت بدهند و مرگ سرخ را بر زندگي ننگين ترجيح مي‌دهند ما براي كشته شدن حاضريم و با خداي خود عهد نموده‌ايم كه دنباله رو امام خود سيدالشهدا باشيم.»
«تكليف ما ها را حضرت سيدالشهدا معلوم كرده است در جنگ از قلت عدد نترسيد، از شهادت نترسيد، هر مقدار كه عظمت داشته باشد مقصود و ايده انسان به همان مقداري بايد تحمل زحمت بكند.
اين كلمه «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا» يك كلمه بزرگي است كه اشتباهي از او مي‌فهمد آن‌ها چنان مي‌كنند كه يعني هر روز بايد گريه كرد لكن اين محتوايش غير از اين است، كربلا چه كرد؟ ارض كربلا در روز عاشورا چه نقشي را بازي كرد؟
همه زمين‌ها بايد اينطور باشد. نقش كربلا اين بود كه سيدالشهدا با عده‌اي محدود آمدند كربلا و در مقابل ظلم يزيد، در مقابل دولت جبار و در مقابل امپراطور زمان ايستادند و فداكاري كردند و كشته شدند ولي ظلم را قبول نكردند و شكست دادند يزيد، همه جا بايد اين طور باشد و همه روز بايد اينطور باشد.
در خصوص مجالس عزاداري فرمودند: اين مجالس عزاي سيدالشهدا است و مجالس دعا و دعاي كميل و ساير ادعيه است كه مي‌سازد اين جمعيت را.
«ما هر چه داريم از اين محرم است و اين مجالس تبليغ ما هم از محرم است. از اين قتل سيدالشهدا است و شهادت اوست. ما بايد به عمق اين شهادت و تأثير اين شهادت در عالم برسيم و توجه كنيم كه تأثير آن امروز هم هست ... الان هم مي‌بينيد كه در جبهه‌ها وقتي كه نشان مي‌دهند آن‌ها را هم با اسم امام حسين (ع) است كه دارند جبهه‌ها را گرم نگه مي‌دارند.»
«جوان‌هاي ما حاضر باشند كه هر وقت آن‌ها را خواستند بروند و از اسلام دفاع كنند ... تكليف بزرگ است و همه بايد اين تكليف بزرگ را بپذيريم. آخر مطلب شهادت است و وصول به بقاءا...، به حضور در محضر حضرت سيدالشهدا و امثال او و اين غايت آمال اشخاصي است كه عشق به خدا دارند.
نتيجه اينكه جملات گهربار حضرت امام خميني (ره) و فرهنگ حاكم بر 8 سال دفاع مقدس گوياي اين مطلب است كه پيام عاشورا عامل اصلي پيروزي در 8 سال دفاع مقدس بود. شجاعت، رزمندگان، ايثار و فداكاري آن‌ها آن هم بدون هيچ چشمداشت مادي و تحمل سختي‌هاي جنگ نابرابر ما با دشمن همگي مرهون فرهنگ عاشورايي بود و كربلاي جبهه‌ها پيوند عجيبي با كربلاي حسيني داشت و با پيروزي‌هاي مكرر چشم جهانيان را خيره نموده بود و اكنون كه جهان كفر به رهبري امريكا و رژيم صهيونيستي در برابر جهان اسلام به رهبري ايران قد علم كرد. تمسك به فرهنگ عاشورايي و نهراسيدن در مقابل دشمن و عدم ذلت در برابر دشمن عامل پيروزي خواهد بود.

مشاوره و تكنولوژي پيشرفته

                                                                                       مرتضی سعیدی کارشناس مشاوره

تغيير و تحولات جهاني و پيشرفت‌هاي علمي و گسترش تكنولوژي موجب شده است كه انسان كارها و فعاليت‌هاي زندگي خود را سريع‌تر انجام دهد. با استفاده از جديدترين و پيشرفته‌ترين ابزار، كارهاي جاري زندگي خود را در نهايت دقت و سرعت به انجام برساند. پيشرفت‌هاي تكنولوژي ضمن اينكه فوايد و آثار خوبي براي انسان داشته و موجبات خوشبختي او شده است، از سوي ديگر مشكلاتي را نيز در برداشته است كه موجب بروز برخي بيماري‌ها و ناراحتي‌هاي رواني و تضعيف روابط عاطفي و ارزش‌هاي انساني شده است.
انسان براي به دست آوردن راحتي و تسهيلات زندگي بسياري از ارزش‌هاي خود را از دست داده و خلاقيت و آزادي خود را تا حد زيادي وقف ماشين ساخته است، با ادامه چنين وضعي انسان در راه خود تخريبي و از دست دادن هويت خويش و از دست دادن ارزش‌ها گام برمي‌دارد.
به گفته مي (1967) انسان‌ها به قدري سرگرم و شيفته ماشين و ابزارها شده‌اند كه هويت انساني خود را به تدريج فراموش مي‌كنند و روابط خود را با خويشتن و نيز ديگران از دست مي‌دهند.
البته بايد گفت تكنولوژي مي‌تواند موجبات ترقي و بالندگي و خوشبختي انسان را فراهم آورد به شرط آنكه به عنوان وسيله‌اي براي تأمين نيازها مورد استفاده قرار گيرد. انسان اگر بتواند با نيروي اراده به كنترل تكنولوژي بپردازد و به عنوان وسيله‌اي مهار شدني در جهت تأمين نيازها به او بنگرد مي‌تواند ضمن مشخص كردن اهداف مهم زندگي به نيازها و آرزوهاي خود جامه عمل بپوشاند، در غير اين صورت مشكلات متعددي را براي خود و اطرافيان به وجود خواهد آورد. امروزه عوامل ناخوشايند حاصل از پيشرفت سريع و غيرقابل كنترل تكنولوژي كه به دست خود انسان‌ها ايجاد شده است متخصصان علوم انساني را واداشته تا چاره‌اي براي آن بينديشند. عواملي نظير احساس تنهايي، پوچي و بي‌ارزشي، اشتغال به كارها و فعاليت‌هاي يكنواخت، دور شدن از هويت واقعي و شخصيت انساني از نتايج زندگي صنعتي و ماشيني است كه خستگي و ناكارآمدي افراد را در بردارد.
يكي از روش‌هاي مناسب مبارزه با نابساماني‌هاي موجود و مشكلات اجتماعي آن است كه اصلاح مشكلات و تغيير رفتارهاي نامطلوب و فرهنگ استفاده درست از تكنولوژي، از نوجوانان و جوانان يعني دانش‌آموزان مدارس آغاز شود. با نظر به اهداف آموزش و پرورش كه بايد ضمن آموزش علوم روز، دانش‌آموزان را رشد و تعالي بخشد بايد آن‌ها را براي يك زندگي واقعي آماده سازد.
خدمات راهنمايي و مشاوره از سوي مشاورين مدارس با كمك ساير كاركنان مي‌تواند دانش‌آموزان را در درك و كاربرد آموخته‌هايشان بيشتر ياري دهد. مدرسه نه تنها كودكان و نوجوانان و جوانان را براي زندگي در دنياي امروز تربيت مي‌كند، بلكه مي‌كوشد تا آن‌ها را براي حل مسائل آينده آماده سازد.
مشاورين مدارس ضمن درك و پذيرش مثبت دانش‌آموزان سعي مي‌كنند هر يك از آنان را به عنوان فردي كه شخصيت ويژه خود را دارد و از ديگران متمايز است، بشناسند و به معلمان در شناخت بهتر آنان كمك كرده تا از جنبه‌هاي مختلف رشدي و تكامل و سازگاري آنان آگاه شوند.
مشاوران دانش‌آموزان را ياري مي‌كنند تا از توانايي‌ها، محدوديت‌ها، علايق واقعي و استعدادها و امكاناتشان درك عميقي به دست آورند و از امكانات محيطي و كليه اموري كه به نحوي در رشد و تكامل آنان مؤثر است آگاه شوند و از اين امكانات متناسب با توانايي‌هاي خود بهره گيرند.
مشاور پس از معلم مهمترين ركن در برنامه‌هاي راهنمايي مدرسه است. مشاور فردي است با شخصيتي گرم و پذيرا نسبت به دانش‌آموزان علاقه‌مند، او از كمك و ياري رساندن به ديگران لذت مي‌برد و صادقانه و بي‌ريا تلاش مي‌كند، او فردي است صبور و بردبار و انساني صادق و معتقد به حرفه خود. مشاور نسبت به حالات دروني و نيازهاي مراجعان خود حساس است و مي‌تواند به دنياي مراجع وارد شود و واقعيت‌ها را از دريچه چشم او ببيند.
مشاور فردي است بي‌طرف كه درباره مراجع خود به پيش داوري نمي‌پردازد، احساسات و افكار شخصي خود را به مراجع تحميل نمي‌كند.
مشاور ضمن همكاري و اشتراك مساعي با ديگر همكاران مدرسه، كوشش مي‌كند كليه امكانات آموزشي و پرورشي مدرسه را نيازهاي دانش‌آموزان سازگار نمايد.
مشاور به خودشناسي و خويشتن پنداري و ارتقاي اعتمادبه نفس دانش‌آموزان كمك مي‌كند و آن‌ها را براي مقابله با انواع و اقسام انحرافات و تهاجمات فرهنگي آماده و مهيا مي‌كند.
مشاور بايد به دانش‌آموزان كمك كند تا چيزهاي جالب و مورد علاقه را كه از ديدگاه هر فردي متفاوت است بشناسد، نظريه زيربناي اين ادعا آن است كه به عقيده كمزواسنيگ (1959) و ديگران روانشناسان رفتار انسان متأثر از احساسات است، به عبارت ديگر، احساسات، طرز تلقي‌ها، اعتقادات و ادراكات، پديدآورنده رفتار هستند.
در پايان يادآور مي‌شويم كه مشاوره امري قرآني است و همه مسلمانان موظفند در امورشان با يكديگر مشورت كنند.
حضرت رسول اكرم (ص) فرمودند: المشاوره حصن من الندامه و امن من الملامه.
مشورت حصار ندامت و ايمني از ملامت است.
و امام علي (ع) فرمودند: ما استنبط الصواب بمثل المشاوره
جز با مشورت به راه درست نتوان رسيد.
منابع: فنون و روش‌هاي مشاوره، دكتر عبدا... شفيع‌آبادي
اصول و روش‌هاي راهنمايي و مشاوره، حسين پاشا شريفي، سيدمهدي حسيني

دفاع اتمي

 

 

پديده راديواكتيو در سال 1896 توسط ‹‹ هنري بكرل›› كشف شد.

تاقبل ازآن تمام منابع توليد پرتوهاي راديواكتيو طبيعي بودند(مثل

پرتوهاي كيهاني و سنگهاي راديواكتيو ضعيف و...) ولي در سال 1934

اولين موادپرتوزاي مصنوعي جهت مصارف تحقيقاتي ساخته شدند

، ولي متاْسفانه سران كشورهاي قدرتمند از اين پديده عظيم استفاده

بسيار نابجايي كردند. آلماني هادر آغاز جنگ دوم جهاني براي توليد

 بمب اتمي تلاش مي كردند. متفقين وبخصوص انگليسيها متوجه

اين منظور شدند ومخازن آب سنگين(D2O كه به عنوان نرم كننده

 نوترون در رآكتور هسته اي مصرف دارد) آنهارا در سوئد ونروژ

 نابود كردند ومانع دستيابي آنها به بمب اتمي شدند .

آمريكايي هابالاخره در سال 1945 در مركز محرمانه

‹‹ لوس آلاموس ›› موفق به ساخت  بمب اتمي شدند و به

 تبع آن انگليسي ها ، فرانسوي هاوچندي بعد چيني هاوهندي ها،

 پاكستاني ها و اسرائيلي ها هم به اين سلاح خطرناك دست يافتند .

آمريكا در سال 1945با يك بمب اورانيومي(به نام پسركوچك)

باقدرت 5/12تن تی ان تی به هيروشيما حمله كرد كه  150000 

 نفرراكشت وسه روز بعد بايك بمب پلوتونيومي(به نام مردچاق)

باقدرت 25تن تی ان تی به ناكازاكي حمله كرد كه تلفات آن 75000 

 نفربودند . جدا از خطر انفجار  بمبهاي اتمي ، خطر نشت يا انفجار

نيروگاه هاي هسته اي نيز وجود دارد . بطور مثال : حادثه نيروگاه

اتمي ‹‹ويندسكال›› انگلستان در 1951 باوسعت آلودگي

500 كيلومتر مربع باتعدادي بيمار وكشته. و حادثه نيروگاه اتمي

 ‹‹ تري ميل آيلند›› امريكا در 1979 با وسعت آلودگي چندصد كيلومتر مربع

 كه هيچ گاه اسرار وآمار تلفات آن را فاش نكردند .

 وحادثه نيروگاه اتمي ‹‹ چرنوبيل ›› روسيه در  1986

كه حدود 670000 نفر را آلوده وبيماركرد وتعداد زيادي ازآنان راكشت.


يك انفجار اتمي چه مشكلاتي را بوجود مي‌آورد ؟

1- نور سفيد خيره كننده : اولين عارضه پيش آمده از انفجار اتمي

 نور سفيد خيره كننده اي است كه همه جا را روشن مي كند

 ( چيزي شبيه به نور رعد وبرق ، ولي چندين برابر قويتر ) اين

 نور از تمام پرتوهاي مرئي و نامرئي تشكيل شده كه

 موقع نگاه كردن به آن سريعاً افراد را نابينا مي كند .  

2- گرماي فوق العاده زياد : يك بمب اتمي معمولي مي تواند

 در موقع انفجار چندين ميليون درجه گرما ايجاد كند (چند برابر

 گرماي كره خورشيد ) اين گرماي فوق العاده زياد مي تواند همه

 چيز را به خاكستر سفيد تبديل كند ، تمام اشياء را سوزانده و

 تمام فلرات را ذوب ميكند و تا مسافت چند كيلومتر دورتر ايجاد

 سوختگي هاي بسيار شديد درانسان ميكند .

3- موج انفجار فوق العاده قوي : اين موج بصورت يك طوفان بسيار

بسيار قوي با سرعتي معادل 3400 متر در ثانيه حركت كرده كه

 فشار هواي آن به چند صد اتمسفر مي رسد . اين موج انفجار

طوفاني همه اشياء و اجسام را تا مسافت چند كيلومتر به هوا پرتاب مي كند .

4- تشعشعات راديواكتيو : اين تشعشعات فوق العاده خطرناك و

 مرگ آور ، به محض ايجاد انفجار در همه جهات پخش شده و تا

 مدتهاي طولاني در محيط باقي ميمانند و در همه چيز ذخيره   

  مي شوند ، خاك و هوا را آلوده كرده و يا وارد بدن موجودات

 زنده از جمله انسانها شده و باعث بروز بيماريهاي مرگ آور يا

 سرطانهاي مختلف مي شود .

5- باران اتمي : چنانچه در هنگام انفجار اتمي ، منطقه ابري باشد ،

 تشعشعات راديواكتيو درون ابرها ذخيره مي شوند و اگر اين ابر در

 سرزمين ديگري ببارد، تمام قطرات آب باران حاوي راديواكتيو بوده و

آن مكان را هم آلوده مي كند .

6- خاكستر اتمي : تمام ذرات گرد و خاكي كه بعد از انفجار

 اتمي به هوا مي رود و يا روي زمين مي نشيند حاوي مقادير

 زيادي راديواكتيو مي باشند ؛ كه اگر اين ذرات گرد وغبار روي

هر شي يا جانداري بنشيند آنها را آلوده ميكند و باعث

 بروز بيماريهاي متعدد در انسان و حيوانات و گياهان مي شود .

7- زمستان اتمي : خاكسترها وذرات گرد و غبار ايجاد شده از

 انفجارات ، درهواپراكنده شده و نور خورشيد را به خارج از جو

زمين منعكس مي كنند، بطوريكه تقريباً وضعيت تاريكي برقرار خواهد

 شد و در نتيجه كره زمين سرد مي شود . اولين تأثير زمستان

اتمي بر روي گياهان وكشاورزي خواهد بود و بعد ازآن مرگ سريع

 پرندگان و افزايش بيش از حد حشرات است.

 

 

« زنم بصورت مشتي استخوان سوخته سفيد درآمده بود كه در ويرانه هاي خانه ام همه را جمع كردم همه آنها روي هم به اندازه يك بسته كوچك پستي وزن نداشت»
 نقل از كتاب صداي انسان ، خاطرات دكتر ناگاي ساكن ناكازاكي كه خودنيز چند روز بعد از نوشتن اين مطالب در اثر عوارض تشعشعات راديو اكتيو در گذشت . .


مراحل گسترش يك انفجار اتمي :

 وقتي يك سلاح اتمي معادل 20 هزار تن ماده منفجره T.N.T  در هوا منفجر شود ، مراحل انفجار به ترتيب زير است ؛ ( لازم به ذكر است در حال حاضر بمبهاي اتمي موجود تا 150 ميليون تن T.N.T يا بيشتر قدرت دارند )

1- در لحظه انفجار كه جرم بحراني فرا مي رسد ناگهان درجه حرارت به چند ميليون درجه ميرسد و تشعشعات راديو اكتيو صادر مي شوند .

2- پس از چند ميليونم ثانيه گوي آتشيني تشكيل مي شود كه شديدتر از خورشيد است و نور آن تا فاصله 100 كيلومتري قابل رؤيت است . فشار هواي اطراف آن به 500000 اتمسفر   مي رسد ، تشعشعات حرارتي نيز خيلي شديدتر است . در ثانيه هاي اول وقتي از دور نظاره كنيم ظاهراً انفجار در سكوت مطلق توسعه مي يابد ، زيرا صداي انفجار كمي ديرتر شنيده مي شود .

3- پس از چند صدم ثانيه قطر گوي آتشين به 200 متر و درجه حرارت به 5 الي 7 هزار درجه ميرسد .

4- پس از 20 الي 30 ثانيه گوي آتشين 300 متر قطر پيدا كرده و امواج ضربه اي انفجار، تشكيل مي شود .

5- بعد از 5 الي  6 دقيقه پس از بالا رفتن و سرد شدن ، گوي شكل ابر قارچي بخود مي گيرد كه قطر آن حدود 2 تا 3 كيلومتر و قطر ستون آن 300 الي 500 متر است  و ارتفاع آن به 12 كيلومتر ميرسد .

6- بالاخره باد و جريانهاي ناشي از انفجار ابر را پراكنده كرده و در هوا نفوذ مي كند .


 علائم بيماري پرتو :

اشعه راديو اكتيو چيزي نيست كه قابل ديدن باشد و يا بويي ندارد كه آنرا حس كنيد و يا علائم خاصي كه سريعاً متوجه آن شويد ، فقط بعد از مدتي علائم آن در موجودات زنده آشكار مي شود . در انسان نيز پس از مدتي سرطانهاي مختلفي مثل سرطان پوست – خون – ريه -  ناي – معده – روده و … آشكار مي شود . بطور مثال :

چنانچه ميزان دريافت پرتوهاي راديواكتيو به بدن كم باشد (بين 100 الي 200 رَنتِگَن ) فرد در هفته هاي دوم و سوم دچار آب مرواريد چشم – ريزش مو – كم اشتهايي – كوفتگي عمومي – گلو درد –عدم علاقه به كار – رنگ پريدگي – خونريزي زير پوستي – اسهال – لاغري و رشد سريع بيماريهاي عفوني مي گردد

 

در لحظه انفجار اتمي چه بايد كرد ؟

1- هرگز به محل انفجار و نور سفيد آن نگاه نكنيد ، چشمانتان را بسته و بازوان خود را جلوي آنها بگيريد .

2- جان پناه يا حفاظ وقتي مؤثر و با ارزش است كه در يك يا دو قدمي شما باشد البته دويدن به سمت آن اصلاً منطقي نيست ، پس خيلي سريع پشت به محل انفجار روي زمين بخوابيد و به زمين بچسبيد و گرنه همراه موج انفجار به هوا پرتاب شده و در كمتر از يك ثانيه خواهيد سوخت.

3- پشت تپه ها ، پشت ديوارها ، داخل شيار ها ، كنار جدولها ، داخل جويها و گوديها ، زير پل ها و يا داخل تونلها ، پشت كيوسكها واتاقكهاو… ، محلهاي مناسبي جهت پناه گرفتن موقت مي باشند، زيرا بخش اعظمي از موج گرما و تشعشع را بخود مي گيرند .

4- حتي يك ميز يا صندلي يا يك تكه چوب يا لباس يا چندكتاب و … ميتواند مقداري از اثرات گرما و تشعشع اوليه را كم كند .

5- هر چه محل پناه گرفتن شما از سطح زمين پائين تر باشد ايمن تر است .

6- چند لحظه در همين وضعيت باقي بمانيد تا موج انفجار و تشعشعات گرمايي عبور كنند ، بعد سريعاً بلند شده و خيلي زود آنجا را ترك كنيد .


بعد از انفجار اتمي چه بايد كرد ؟

1- دقت كنيد كه تمام محيط و اشياء اطراف شما آلوده به راديواكتيو هستند پس هيچ وسيله اي را با خود از محل بيرون نياوريد ، زيرا موجب گسترش آلودگي در مناطق ديگر مي شويد    ( اين مطلب را به ديگران نيز يادآوري كنيد ) .

2- حتي ذرات گرد و غبار روي لباسها و بدن شما هم كاملاً آلوده هستند (خاكستر اتمي) ، پس لباس خود را تكان ندهيد و هنگاميكه آنها را تعويض مي كنيد كاملاً مواظب باشيد كه وارد دهان يا مجاري تنفسي شما يا ديگران نشود .

3- هيچگونه آشاميدن ويا خوراكي را تا خارج شدن از منطقه و كم شدن آلودگي محل مصرف نكنيد . اين مواد به راحتي ذرات پرتودار را به درون بدن برده و شما را بيمار مي كنند .

4- از تمام قسمتهاي باز بدن خود كاملاً محافظت كنيد زيرا تا مدتها در معرض تابش پرتوهاي مرگ آور هستيد ، حتي يك كلاه و يا دستمال و لباس اضافي نيز بسيار مؤثر است .

5- از زخمها و يا سوختگي هاي خود شديداً مراقبت كنيد و روي آنها را سريعاً بپوشانيد ، زيرا يكي ازراههاي سريع انتقال پرتوهاي راديواكتيو به بدن هستند .

6- براي جلوگيري از استنشاق خاكهاي آلوده به راديواكتيو در صورت موجود بودن حتماً ماسك گذاري كنيد و در غير اينصورت از دستمال يا پارچه خشك جلوي دهان وبيني استفاده كنيد .

7- دست به چشمان خود نكشيد و در اسرع وقت با مقداري آب سالم چشم ها و دهان وبيني  خود را بشوئيد و با پارچه هاي تميز خشك كنيد ، اين كار كمك مؤثري به از بين بردن پرتوگيري داخلي بدن شما مي كند .

8- درون منطقه آلوده لباسهاي خود را بيرون نياوريد زيرا با اين كار جذب پرتو ها را به بدن خود سريعتر مي كنيد .

9- پوشيدن لباسهاي كاملا سفيد بسيار مؤثر و مفيد است ، زيرا بخش اعظمي از پرتوهاي راديواكتيو را منعكس مي كنند .

 بخش تيره كيمونوي زنان هيروشيما كاملاً سوخته و مانند فلزي داغ روي بدن آنها نقش بسته ولي قسمتهاي سفيد آنها و پوست زير آن سالم است  
 نقل از كتاب صداي انسان ، خاطرات دكتر ناگاي ساكن ناكازاكي كه خودنيز چند روز بعد از نوشتن اين مطالب در اثر عوارض تشعشعات راديو اكتيو در گذشت

10- بهترين مكان ماندن، محلي سقف دار است كه شما را از  ريزش خاكسترهاي اتمي و تشعشعات راديواكتيو حفظ كند ، حتي يك تكه پارچه برزنتي سفيد و يا يك چتر سفيد يا يك ملحفه شما را از آلوده شدن به خاكسترهاي اتمي حفظ مي كند .

11- هيچگاه به محل انفجار نزديك نشويد و هر چه مي توانيد از آن محل دور شويد ، زيرا مقدار اشعه دريافتي بدن شما كمتر مي شود .

12- به تابلوها و علائم مخصوص منطقه آلوده توجه كرده و در اين مكانها حتي براي مدت كوتاهي هم توقف نكنيد .

13- به توصيه ها و دستورات راديو و يا گروههاي تخصصي كاملاً گوش فرا دهيد ، زيرا آنها از مناطقي كه تحت تأثير بارش اتمي و يا خطرات احتمالي ديگر قرار دارند خبر داده و روشهاي مناسب را آموزش ميدهند .


  بعد از كم شدن آلودگي يا خارج شدن از منطقه آلوده چه بايد كرد؟

1- كليه لباسها را با احتياط بيرون آورده ودرون يك كيسه پلاستيكي ريخته و سر آنرا ببنديد .

2- مواد آلوده را نسوزانيد زيرا اين كار فقط مواد راديواكتيو را بوسيله دود و خاكستر در محيط پخش خواهد كرد .

3- مواد آلوده به راديواكتيو را دفن نكنيد ، زيرا ممكن است در محلي كاملاً ناصحيح دفن شده و در اثر اين خطا اشخاصي را آلوده كنيد (مواد دفن شده حتي بر روي گياهان _حشرات و حيوانات هم اثر بسيار خطرناكي دارد ) .

4- كليه قسمتهاي بدن بخصوص قسمتهاي مودار بدن را بشوييد و بهتر آن است كه موها را كوتاه كنيد و آنها را درون ظروف سربسته بريزيد . آبي كه با آن خود را شسته‌ايد را نبايد درمعرض تماس با موجودات زنده قرار دهيد ، حتي گياهان وحيوانات را با اين كار آلوده مي كنيد .

5- پرتوهاي راديواكتيو مي توانند از طريق آب آلوده وارد بدن ماهيها  و از طريق علوفه آلوده وارد گوشت دامها و بخصوص شير آنها شده و پس از بيمار كردن آنها موجب بروز اختلالات خطرناك در انساني كه از اين مواد غذايي مصرف ميكند شود .

6- ممانعت از چراي دامها در مراتع آلوده و تغذيه آنها با علوفه و خوراك سالم به مدت حداقل دو تا سه هفته قبل از كشتار بسيار ضروري است . مي توان با كمك متخصصين به غذاي دامها موادي با ايزوتوپهاي مقاوم اضافه كرد تا ميزان جذب راديواكتيو بدن و شير دامها كاسته شود .

« بعد از انفجار نيروگاه اتمي چرنوپيل روسيه مردم شمال اروپا تا مدتها شير و سبزي هاي خود را مصرف نمي‌كردند  و بعد از حادثه نيروگاه وينديسكال انگلستان مردم دهكده‌هاي اطراف حدود دو ميليون ليتر شير گرفته شده از حيوانات خود را به دريا ريختند »

7- سبزيجات بخش اعظم مواد راديواكتيو محيط را جذب مي كنند و با مصرف آن توسط دامها و يا حتي انسانها اين مواد خطرناك وارد بدن انسانها مي شود .

8- اولين بارانها بعد از انفجار اتمي يا نشت راديواكتيو از نيروگاهها ، خطرناك است حتي از يك قطره آن هم دوري كنيد .

9- از قرصهاي يد پايدار استفاده كنيد ، زيرا از جذب “يد راديواكتيو“در غده تيروئيد و در نتيجه پرتوگيري داخلي جلوگيري مي كند .

10- يكي از راههاي مناسب جمع آوري ذرات گرد وغبار از روي لباس و اشياء استفاده از جاروي برقي با كيسه هاي يكبار مصرف مي باشد كه بايستي با دقت اين كار را انجام دهيم .

11- استفاده از پمادهاي ضد تشعشع نيز جهت جلوگيري از جذب پرتوهاي خطرناك بسيار مفيد مي باشد .

دو راه كلي براي ورود پرتوهاي راديواكتيو به بدن وجود دارد :


الف : پرتوگيري خارجي از طريق پوست بدن


ب : پرتوگيري داخلي از طريق تنفس هوا و يا مصرف آب و غذاي پرتودار


چگونه يك جان پناه اتمي خانگي بسازيم ؟

گوشه اي از زيرزمين را كه از پنجره دور باشد انتخاب كنيد و بوسيله دربهاي چوبي اتاق يا تخت هاي چوبي ، سقف پناهگاه را بر روي ديوارهايي از كابينت و يا وسايل ديگر بسازيد . آجر ، بلوكهاي سيماني ، كيسه يا جعبه هاي شني ، كتاب يا ديگر مواد متراكم را روي سقف آن قرار دهيد تا از نفوذ تشعشعات بداخل فضاي زيرين كاهش يابد ؛ براي ايجاد حفاظت عمودي در اطراف و جلوي پناهگاه ديوارهايي از مواد سنگين و حجيم بسازيد از يك كمد يا كابينت يا چند جعبه مي توانيد به عنوان ورودي استفاده كنيد . هر چه مواد اطراف شما سنگينتر و حجيم ترباشد حفاظت بيشتري ايجاد مي شود .

پنجره هاي زير زمين را با خاك ، آجر ، بلوكهاي بتوني ، كيسه هاي شن ، كتاب يا دسته هاي روزنامه بپوشانيد. 

اگر منزل شما زير زمين ندارد اين مكان را در بخشي از خانه يا حال مركزي يا قفسه هاي لباس كه از پنجره ها ، ديوارهاي خارجي و سقف بيشترين فاصله را دارد بسازيد . سقف بالاي پناهگاه خود را با مبلمان – ميز – قفسه – كمد لباس – جعبه هاي حاوي خاك يا ديگرمواد سنگين بسازيد ، تا از نفوذ پرتوهاي راديواكتيو جلوگيري كند ، از ورقهاي فلزي نيز مي توان استفاده كرد، هرچه اطراف شما از مواد سنگين تر و پر حجم تر باشد بهتر است.

با تشکر از سایت امدادگر

 

یاد دهی و یادگیری در تصویر ( تدرییس فعال ) آذر 87

--------------------------------------------------------------------------

--------------------------------------------------------------

                 آزمون پایانی

 

 

 

آشنای بیشتر

اعضاء شورایی انجمن  :

1-  برادر سید  نورالدین فاضل زاده

2-  برادر مجید باقریان

3- جمشید باسره

4-  رضا بیجارچیان

5-  فتح الله مهدوی پژوه

6- علی زارعی

7- مرتضی سعیدی

8- سعید حوله کیان

9- مولود رجبی

10 -  علیرضا نوری

--------------------------------

 

دوره آموزشی و تخصصی ضمن خدمت  با موضوع :

روشهای نوین تدریس فعال یاد دهی – یادگیری

برنامه های آتی انجمن :

1- برگزاری همایش های علمی تخصصی – بصورت  فصلی

2-بازدید های علمی تخصصی

3- برگزاری دوره های آموزشی  و مهارتی و تخصصی ضمن خدمت

4- فرا خوان مقالات علمی و پژوهشی

لازم به توضیح استکه  برنامه ها و دوره های ذکر شده فقط مختص اعضای محترم انجمن است .

-----------------------------------------------

اعضای محترم انجمن :::

  لطفا در صورت علاقه   مقالات و دست نوشته های علمی و پژوهشی خود را  ضمن تایپ در قالب سی دی به آدرس کانون ارسال فرمائید تا  جهت استفاده  کاربران در وبلاگ قرار داده شود . ( متشکریم )

 

یا علی جان مولای مقتدای ما توئی

فرا رسیدن عید سعید غدیر خم

عید ولایت و امامت را به تمامی عاشقا ن ولایت

تبریک عرض می نمائیم .

نقش و جايگاه امور تربيتي مدارس در رشد و شكوفايي دانش‌آموزان

پرورش فضايل اخلاقي يكي از مهمترين اهداف والاي رسالت پيامبران خدا بوده است تا انسان در مسير كمال كه علت غايي آفرينش است، قرار گيرد و پيامبر عظيم‌الشأن اسلام (ص) با اشاره به فلسفه بعثت خويش در حديث معروف:
«انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق» بدان تصريح فرموده‌اند:
فلاسفه و انديشمندان حتي پيروان مكتب‌هاي مادي نيز هر يك با بينش و اهداف خاص خود از تربيت و اخلاق سخن گفته و اصول و روش‌هايي را براي آن ارائه داده‌اند كه اين خود بيانگر اهميت و سرنوشت ساز بودن اين مسأله براي انسان، در هر شرايط و همه جوامع است.
اخلاق و تربيت اسلامي، با ويژگي‌هاي خاص و بعد متعالي خود تضمين كننده سعادت انسان‌ها در همه عمرها و ره‌پويان راه كمال است و فراگيري علمي و تخلق عملي به آن، با شيوه منطقي و در چارچوب برنامه‌هاي آموزشي و تربيتي، امري ضروري و لازم است. امروزه با تحولات و تغييراتي كه در اجتماعات انساني ايجاد شده، دگرگوني‌هاي فرهنگي و اجتماعي و سياسي و زندگي‌هاي ماشيني و تعدد علايق و استعدادها و متغير بودن ارزش‌ها و ... سبب گرديده مسأله مهم «تربيت» و جايگاه و نقش آن بيشتر مورد توجه صاحب‌نظران تعليم و تربيت قرار گيرد، اگر چنانچه فردي به درستي و شايسته تربيت شود مي‌تواند براي خود و جامعه پيرامونش فردي مؤثر و كارآمد باشد و نيز چنانچه فردي وارد عرصه‌هاي مختلف سياست، اقتصاد و فرهنگ و امور مشابه ديگر شود ولي به خوبي تربيت نشده باشد در هر يك از اين عرصه‌ها به خود و جامعه پيرامون خود ضرر و زيان وارد مي‌كند.
تربيت مصدر باب تفعيل از ماده «ربي، يربو» به معني رشد است و تربيت يعني رشد دادن. معناي اصطلاحي تربيت عبارت است از رشد دادن يا فراهم كردن زمينه رشد و شكوفايي استعدادها و توانايي‌ها و به فعليت رساندن قواي نهفته يك موجود، بدين ترتيب تنها به انسان اختصاص نداشته و هر موجود زنده‌اي را كه قابليت رشد داشته باشد شامل مي‌شود. از موارد استعمال اين واژه در قرآن كريم چنين بر مي‌آيد كه در خصوص تربيت معنوي و اخلاقي از واژه تزكيه و مشتقات آن استفاده شده است. «و يزكيهم و يعلمهم الكتاب والحكمه» (سوره جمعه- 2)
معني لغوي تزكيه نيز رشد دادن و اصلاح و پاكسازي است كه ناظر بر پاكسازي از رذايل و آراستن به فضايل و رشد و هدايت و تربيت معنوي است. در روايات نيز از واژه‌هاي تهذيب، تأديب، تنزيه و تطهير ياد شده است.
اين فعاليت مهم و ريشه‌اي يعني تربيت يك رويداد و جريان وحدت طلب است كه بايد بين هدف‌ها، محتوا و روش‌ها و الگوهاي تربيتي و نيز متوليان فرهنگي و امور تربيتي وحدت و هماهنگي منطقي وجود داشته باشد تا اهداف مقدس تربيت تحقق يابد.
در راستاي اهداف آموزش و پرورش، تربيت جرياني منظم و مستمر است كه هدف آن كمك به رشد جسماني، شناختي، ذهني، رواني، اخلاقي و به طور كلي رشد شخصيت پرورش يابندگان براي رسيدن به رشد و تعالي و بالندگي و كسب ارزش‌ها و هنجاري‌هاي مورد پذيرش جامعه و نيز كشف و شكوفا نمودن استعدادها و توانايي‌هاي آن‌هاست.
سابقه فعاليت‌هاي فرهنگي و پرورشي در آموزش و پرورش به نيمه اول سال 1340 ه.ش برمي‌گردد كه متناسب با اهداف نظام گذشته انجام مي‌گرفته كه پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني (ره) و تغيير و تحولاتي كه در سيستم آموزش و پرورش ايجاد گرديد، نهاد مقدس امور تربيتي با سازمان و اهداف عاليه و نظامي جديد و ارزشي از بطن انقلاب روييده و با دستان پرتوان و با بركت شهيدان گرانقدر رجايي و باهنر طراحي و به مرحله ظهور رسيد.
پرچمداران اين نهاد مقدس مربيان دلسوز و مخلصي بودند كه با وفاداري و تعهدي كه به انقلاب داشتند عاشقانه به تربيت دانش‌آموزان مبادرت ورزيدند كه به تعبير شهيد بزرگوار باهنر، صادق‌ترين و صميمي‌ترين ياران آموزش و پرورش وارد سيستم آموزش و پرورش شدند تا با جذب ساير همكاران متعهد و معتقد به ارزش‌هاي نظام حركت فرهنگي و تربيتي گسترده‌اي را آغاز نمايند.
حركت و تلاش اين ايثارگران در حالي شروع شد كه منافقين و ملحدان و طاغوتيان با تمام وجود در صدد شيوع و گسترش فرهنگ غربي و نفاق و افكار منحرف و طاغوتي برآمده بودند، و در اين زمان بود كه اين عزيزان با كمترين امكانات و بدون چشم‌داشتي انواع تهمت‌ها و ... را براي اسلام به جان و دل مي‌خريدند و فقط هدف و مقصودشان تربيت دانش‌آموزان و پاسداري از فرهنگ و ارزش‌هاي اصيل اسلامي در مدارس بود. در دوران دفاع مقدس نيز با جذب و ارشاد و راهنمايي دانش‌آموزان آن‌ها را براي حضور در ميادين جبهه آماده و خود جلودار اين قافله بودند و بسياري از آنان به درجه رفيع شهادت نائل آمده و نيز برخي به عنوان يادگاران سال‌هاي آتش و خون چون خورشيدي روشني‌بخش و گرمي افزا در فضاي جامعه و آموزش و پرورش هستند.
در حال حاضر هم در حالي كه امواج مسموم و تهاجمات فرهنگي و به قولي ناتوي فرهنگي دشمنان عليه نظام مقدس اسلامي‌مان به اوج خود رسيده و نوك تيرهاي آتشين دشمن نوجوانان و جوانان را نشانه رفته تا آن‌ها را از درون تهي و از ارزش‌ها و معيارهاي ديني و اعتقادي جدا نمايد و با توجه به تأكيدات مقام عظماي ولايت حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي مبني بر تقويت و گسترش فعاليت‌هاي تربيتي و اخلاقي مخصوصاً در مدارس، مي‌طلبد كه فعاليت‌هاي امور تربيتي متناسب با نيازها و ظرفيت‌هاي موجود بيشتر شده و رسالتي كه مربيان شهيد، پرچمدار آن بودند گسترش يابد.
بدون شك فعاليت‌هاي امور تربيتي در مدارس چنانچه مورد توجه مديران و كاركنان و دست‌اندركاران قرار گرفته و اهميت و كاركردش بيشتر احساس شود، مي‌تواند در تربيت و شكوفايي و موفقيت دانش‌آموزان مؤثر واقع گردد. مدرسه به عنوان گسترده‌ترين و در دسترس‌ترين محيط آموزشي و پرورشي نقش مهمي در تربيت همه جانبه دانش‌آموزان دارد. مدرسه به عنوان تنها دنياي واقعي اكثر بچه‌ها و فعاليت‌هاي آموزشي و پرورشي آن به عنوان فعاليت‌هاي اصلي كودكان و نوجوانان در شكل‌دهي شخصيت و ساختار رواني آن‌ها اهميت فراواني دارد. دانش‌آموزان ضمن فراگيري دانش‌هاي مورد نياز خود بايد چگونه زيستن و چگونه بودن را ياد بگيرند و ضمن آن، خودارزشمندي و موفقيت و خلاقيت را تجربه كنند. امور تربيتي مدارس چنانچه مورد حمايت جدي مديران قرار گرفته و داراي مربيان باتجربه و باانگيز و تلاشگر باشد، مي‌تواند فرصت‌هاي مناسب را براي رشد و شكوفايي دانش‌آموزان فراهم نمايد.
پرورش اخلاقي و رفتاري، ايجاد حس مسؤوليت‌پذيري، تقويت اعتماد به نفس، به دست آوردن روحيه استقلال طلبي و استكبار ستيزي، تفكر انتقادي، قدرت تصميم‌گيري، كنار آمدن با هيجانات و فشارهاي رواني، شناخت كامل خود و رسيدن به خود آگاهي و احساس خودارزشمندي نتيجه حضور فعال دانش‌آموزان در برنامه‌هاي فرهنگي و هنري مدارس است. اجراي برنامه‌ها و مسابقه‌هاي فرهنگي و هنري ابزار و وسيله‌اي مناسب است براي اينكه مربيان بتوانند ارتباطات عاطفي خوبي با فراگيران برقرار كرده و آموزه‌هاي ديني و اخلاقي را به آن‌ها منتقل نمايند. در امور تربيتي دانش‌آموزان تعامل و همكاري و هماهنگي مربيان و معلمان و كاركنان مدرسه حائز اهميت است. مربيان و معلمان به عنوان افرادي كه زمان بيشتري را با دانش‌آموزان سپري مي‌كنند و در تماس دائمي با آن‌ها قرار دارند نقش بسيار مهمي در پذيرش و تربيت ايفا مي‌كنند.
فعاليت‌هاي امور تربيتي چنانچه برنامه‌ريزي شده و متناسب با نيازها و ظرفيت‌هاي دانش‌آموزان در مدارس انجام شود در پيشرفت يك مدرسه موفق و پيشگيري دانش‌آموزان از انحرافات و كج‌رفتاري‌ها و رفتارهاي پرخطر كه امروزه رو به گسترش است، مي‌تواند مؤثر واقع شود.
در پايان يادآوري چند نكته به مربيان پرورشي ضروري به نظر مي‌رسد:
1 – قدم اول در فعاليت‌هاي امور تربيتي برقراري رابطه حسنه و گرم و صميمي با دانش آموزان و خانواده‌هاي آن‌هاست.
2- توجه به تفاوت‌هاي فردي و نيازهاي مادي و معنوي در روند فعاليت مؤثر است.
3- تربيت، يك جريان و فعاليت مستمر و مداوم و اميدبخش است.
4- با فراهم كردن فضاي فيزيكي و رواني مناسب و با برنامه‌هاي معنوي مي‌توان كلاس‌ها و محيط مدرسه را از حالت بي‌روح و كسل كننده به فضايي پرطراوت و بانشاط تبديل كرد.
5- برقراري رابطه تعاملي، باز و شفاف با دانش‌آموزان تا جايي كه آنان بتوانند صادقانه مسائل و مشكلات خود را بيان كنند.
6- توجه كردن به نظرات و پيشنهادات و افكار دانش‌آموزان و پرهيز از تبعيض و تحقير و توهين و پرخاشگري آنان حائز اهميت است.
7- آموزش خانواده‌ها و برقراري مستمر با آنان، هماهنگي و همكاري با مشاوران مدرسه و بعضاً معرفي دانش‌آموزان به مراكز مشاوره مي‌تواند به روند فعاليت‌هاي امور تربيتي كمك نمايد.
8- تشويق و ترغيب دانش‌آموزان در فعاليت‌هاي گروهي و فعاليت‌هاي سالم و خلاق در تربيت اجتماعي و مذهبي آنان مهم است.
9- تقويت و بالا بردن انگيزه‌هاي خدمت فقط براي رضاي خداوند و بي‌توجهي به بي‌مهري‌هايي كه به امور تربيتي شده مي‌تواند اهداف امور تربيتي و تحقق آن‌ها را سبب گردد.
10- جايگاه و منزلت مربيان امور تربيتي بستگي به فعاليت و تلاش خالصانه و عاشقانه و فداكارانه آن‌ها در امر تربيت دانش‌آموزان در محيط مدرسه و خارج از مدرسه دارد.

مرتضی سعیدی کارشناس مشاوره-

هگمتانه 16آذر 87

منابع:
1 – اخلاق و تربيت اسلامي، محمدتقي رهبر- محمدحسن رحيميان
2- مجموعه كتب آموزش خانواده، انجمن اوليا و مربيان
3- خلاصه مقالات، معاونت پرورش وزارت آموزش و پرورش

با شهیدان

 

سردار سرلشگر پاسدار جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان

«احمد» در سال 1332 در جنوب تهران چشم به جهان گشود.دوره ابتدایی را در «دبستان اسلامی مصطفوی»گذراند و ضمن تحصیل،در بازار به پدرش كمك می كرد.احمد از همان سالهای نوجوانی،شوق و رغبت خاصی به شركت در كلاسهای مذهبی و قرآن داشت.در آن كلاسها با مظالم و جنایتهای رژیم شاه آشنا شد و از همان نوجوانی،وارد میدان مبارزه با عوامل رژیم ستمشاهی گردید،او پس برای ادامه تحصیل به هنرستان صنعتی شبانه وارد شد و در سال 1351 با موفقیت مدرك دیپلم را دریافت نمود.
حاج احمد در ادامه مبارزات خود علیه رژیم ستمشاهی،در دوران سربازی،به روشنگری سربازان و افشاگری مفاسد رژیم می‌پردازد و پس از پایان سربازی،از سوی یك شركت خصوصی برای مأموریت به خرم اباد می‌رود.در سال 1354 كمیته مشترك به اصطلاح خرابكاری «ساواك»،او را به دلیل فعالیتهایش علیه رژیم،دستگیر و شكنجه می‌كند.وی مدت پنج ماه در زندان «فلك الافلاك» خرم آباد،در سلول انفرادی به سر می‌برد.این زندانها و شكنجه ها،از احمد فردی مجرب و آبدیده می‌سازد و راهی كه انتخاب كرده،را سختر می‌كند.
او پس از زندان فلك الافلاك،نه ماه در زندان عمومی می‌گذراند و با اوج گرفتن موج انقلاب اسلامی،از زندان آزاد می‌شود؛اما آرام نمی‌ماند و نقش رابط و هماهنگ كننده تظاهرات و راهپیماییها را در جنوب تهران به عهده می‌گیرد.بارها تا پای شهادت پیش می‌رود و در روزهای پیروزی انقلاب اسلامی،بویژه 21و22 بهمن 1357 از خود درخشش و توانمندی خاصی بروز می‌دهد.
حاج احمد متوسلیان،پس از پیروزی انقلاب اسلامی،كمیته انقلاب محل خود را تشكیل می‌دهد و پس از تشكیل سپاه،به این ارگان ملحق می‌شود.در اسفند سال 1357،همراه 66 نفر از همرزمانش برای پاكسازی ضدانقلاب،داوطلبانه عازم«بوكان» می‌شود.این گروه مؤمن در یك ضدكمین موفق، حدود چهارصد اسیر و دویست كشته از ضد انقلابیون برجای می‌نهد.از ان پس،احمد به عنوان چهره‌ای مبارز و انقلابی در كردستان شناخته می‌شود.
پس از آن،همراه با شهیدان محمد بروجردی و اصغر وصالی،موفق می‌شوند شهر سنندج را از محاصره ضدانقلاب خارج وپاكسازی كنند.بعد از پاكسازی جاده پاوه ـ كرمانشاه با موفقیت به شهر پاوه می‌رود و سپس با حكم شهید بروجردی،فرمانده سپاه پاوه می شود.ایشان بلافاصله با سازماندهی نیروهایش،با یورشی برق آسا مریوان و مناطق اطراف آن را از لوث وجود گروهكها پاك می‌كند و از این پس،فرماندهی سپاه مریوان به وی سپرده می‌شود.آزادسازی ارتفاعات «دزلی»، كه مشرف بر پنجوین عراق بود،یكی دیگر از دستاوردهای مهارت رزمی حاج احمد متوسلیان به شمار می‌رود.
عملیات «محمدرسول الهه(صلی الله علیه و آله و سلم)»از محورهای مریوان و پاوه،روی منطقه «خرمال» به فرماندهی حاج احمد و حاج همت،در واقع سنگ بنای شكل گیری تیپ 27 محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)به شمار می‌رود كه طی این این عملیات رزمندگان اسلام با اقتدار به مرزهای بین المللی می‌رسند.
احمد پس از مراجعت از سفر روحانی حج،به دستور فرماندهی كل سپاه،تیپ 27 را تشكیل داده، همراه با لایقترین همرزمان خود در كردستان،به مناطق عملیاتی جنوب می‌رود و عملیاتهای پرافتخار «فتح المبین» و «بیت المقدس» را با موفقیت انجام می‌دهند.پس از ازادسازی خرمشهر،حاج احمد در معیت فرماندهی كل سپاه و دیگر فرماندهان فاتح خرمشهر،به دیدار حضرت امام خمینی (قدس سره) می‌روند و از سوی معظم له مورد تقدی رقرار می‌گیرند.
وی پس از فتح خرمشهر و در اواخر خرداد1361،طی مأموریتی،همراه یك هیئت عالی رتبه سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی ایران،به سوریه و لبنان سفر می‌كند،تا راههای كمك به مردم مظلوم و بی دفاع لبنان را از نزدیك بررسی نماید؛ولی توسط نیروهای یك پست «ایست و بازرسی»فالانژ اسیر و سپس به مأموران رژیم اشغالگر قدس تحویل می‌گردد كه تاكنون از سرنوشت این عزیزان اطلاعی در دست نیست.
آگاهی و شناخت عمیق مسائل سیاسی و اجتماعی و دقت نظر و تدبیر،از ویژگی های بارز جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان بودند.او نسبت به بسیجیان عشق می‌ورزید و برای خانواده شهدا احترام خاصی قائل بود و در هر فرصتی به مزار شهیدان می‌رفت.حاج احمد واقعاَ محب اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام)بود.
امیدواریم این مجاهد خستگی ناپذیر،بزودی به میهن اسلامی بازگردد.

-------------------------------------------

احمد ، ساكش را گوشه اتاق آماده گذاشت و قرآن جیبی ، كتاب و مهر كوچكش را هم توی جیب جلویی آن جا داد و گفت : « اتوبوس صبح زود حركت می كند ، ساعت پنج » و رفت كه بخوابد .
پدر غذایش را نخورده ، رها كرد به كرسی پناه برد . چشمش به طاق بود و حواسش به پنجره اتاق كه رو به كوچه باز می شد . ناگهان لرزش نوری بر دیوار را احساس كرد و همزمان ، لرزش دل خودش را . بلند شد و طوری كه مادر متوجه نشود نگاهی به بیرون انداخت . پیكان سیاه رنگی را دید كه آرام آرام به انتهای كوچه می رسید . پدر مطمئن بود ، سرنشینان از قماش همان سایه ها هستند .
چند ماه از ورودشان به خرّم آباد می گذشت . هر روز ، به ظاهر ، بچه های شركت به كار همیشگی خودشان مشغول بودند . احمد حضور سایه ها را احساس كرده بود . برای همین هوشیار تر عمل می كرد . آن روز ، پرتوانتر از همیشه به خانه بازگشت . همان خانه اجاره ای انتهای خیابان ترمینال . دو تا نان سنگك تازه هم خرید . وقتی رسید ، آقا كریم هم آمده بود . سرمای سمج و موذی افتاده بود زیر پوستش و تمام تنش مور مور می شد . كنار بخاری دیواری ، یك لیوان چای داغ خورد و دست به كار شد . دو نفری اعلامیه های چاپ شده را بسته بندی كردند و كنار گذاشتند . احمد یك ساعت فرصت داشت متن سخنرانی نوار را پیاده كند تا چاپ اعلامیه جدید را شروع كنند . آقا كریم ، همین طور كه محلهای پخش اعلامیه را مشخص می كرد ، گفت : « به لطف خدا تشكیلات فعالیت موفقّی داشته . سازماندهی تو هم احمد آقا ، دقیق بود و سریع . ساواك تا به حال نتوانسته كاری از پیش ببرد . »
احمد ظبط را روشن كرد و سراپا گوش شد . صدای « آقا» توی فضای كوچك اتاق طنین گرمی داشت . آرامشی دلچسبی توی صورتش پیدا شد . رو كرد به كریم و پرسید :
« امشب خیال نداری سری به خانه بزنی ؟ »
كریم روپوش دستگاه تایپ را برداشت و قبراق و سرحال گفت: « نه ! امشب از خانم و بچّه ها مرخصی گرفتم ! فرصت خوبی است كه تا كارهای بیشتری را تمام كنیم . راستی سید هم می آید . پیغام داده كه برای توزیع ، مشكلی ندارد . خواسته جلسه هیأت شب جمعه را هم منزل او برگزار كنیم . »
احمد می خواست بگوید : اگر توی خانه سید جمع نشوند بهتر است ؛ اما نگفت . گرچه سید خیلی از خطرها را به جان خودش می خرید . كریم هم كمتر از او نبود . حواسش را شش دانگ جمع كرد . گوشش را سپرد به صدای آقا و شروع كرد به نوشتن ...

---------------------------------------------------دیدار

دقیقاً نیمه شب بود كه به « مریوان » رسیدم . پیكانی كه به طرف سنندج می رفت ، از سه – چهار كیلومتر مانده به شهر ، خراب شد و ناچار شدم بقیه راه را پیاده بروم . زیاد هم بد نبود ! برای من كه گزارشكر بودم و دنبال حوادث و خبرهای تازه می گشتم ، خودش یك گزارش درست و حسابی از وضع امنیت جاده های كردستان به حساب می آمد . شنیده بودم از وقتی
« حاج احمد متوسّلیان » ، فرمانده سپاه مریوان شده ، این منطقه امن و امان است . ولی باور كردنش چندان آسان نبود ؛ تا همین امشب كه به چشم خودم می دیدم . پس از مدّتی پیاده روی كنار جاده نشستم و كیفم را كنارم گذاشتم تا خستگی در كنم . نسیم خنك شبانه ، خبر آز آمدن پاییز می داد . به زودی این تپّه ها و كوههای سرسبز ، زیر پوشش ضخیمی از برف و یخ پنهان می شدند . زمستان « مریوان » ، همراه توفانهای شدید و بادهای سرد گزنده ، صبر و طاقت زیادی می خواست . راستی حاج احمد متوسّلیان كه بچّه تهران بود ، چطور توانسته بود از درس و كار و زندگی در محیط بزرگ شهری ، دل بكند و بیاید اینجا ؟ به این روستای دور افتاده كه مركز فقر و توطئه ابرقدرتهاست.» كردستان در رأس مثلث قرار دارد . برای همین ، حاضر بود و زندگیش را به پای پاكسازی این منطقه بگذارد . عرق تنم كه خشك شد ، احساس سرما كردم . دكمه های اوركتم را بستم ، كیفم را برداشتم راه افتادم .
توی خیابانهای شهر پرنده هم پر نمی زد . یاد روزهایی افتادیم كه در مریوان دوازده پاسدار را سر بریدند . پا تند كردم تا زودتر خودم را از شرّ سرما و افكار موذی خلاص كنم !
ساختمان سپاه پس از میدان اصلی شهر بود . به نگهبانی كه رسیدم ، ایست داد . كارت شناسایی ام را نشان دادم و كیفم را جلویش گذاشتم ، پرسید :
« این طرفها چه كار داری ؟ »
- « سه روز مأموریت برای منطقه كردستان گرفته ام و بعد زحمت را كم می كنم . » ) خندید : « خوش آمدی .»
- « راستی حاج احمد را كجا می توان بیبنم ؟ »
یك استكان چایی داغ را تعارفم كرد : « همه جا و هیچ جا ! خیلی توی نخ حاجی نرو . از عكس و مصاحبه اصلاً خوشش نمی آید . » بعد هم خوابگاه را نشانم داد . تشكّر كردم و راه افتادم . دعا كردم پیش از تمام شدن مأموریتم ، حتماً حاج احمد را ببینم

----------------------------------------------------------------------

احمد متوسليان پديده ي خارق العاده اي بود كه از اكتشافات محير العقول نهضت حضرت روح الله محسوب مي شد . سپاه پاسداران و كلا نيروهاي مسلح ، چنين ابرمردي را تنها براي يك بار تجربه كردند . در عرض مدت كوتاهي ، آوازه ي او زهره ي ضد انقلاب را در كردستان مي تركاند . هم رزمانش با ديدن او هم استخوان لرز مي گرفتند هم عاشقانه مثل پدر دوستش داشتند ... لشكر محمد رسول الله به واقع با رفتن حاج احمد يتيم شد ......



 

با ولایت

                طليعه

مقام معظم رهبري:

آن كساني كه سعي مي كنند نام ايثارگري، نام جهاد، نام شهادت، نام صبر و پايداري را در كشور ما از ذهنها ببرند، اينها به دشمن ملت ايران خدمت مي كنند. آن كساني كه ياد شهيدان را گرامي مي دارند، اينها هستند كه به ملت ايران خدمت مي كنند. همين روحيه ي صبر شهيدان عزيز شماست كه توانسته است اين ملت را پيش ببرد.
شهداي ما مظهر فضايل انساني بودند. من روزها و شبهاي زيادي را با جوانها در دوران جنگ به سر برده ام و از نزديك شخصيت، هويت و عظمت روحي جواناني را كه بعدها چهره هاي ماندگار شهيد شدند، لمس كرده ام، اينها حقيقتا نمادهاي فضيلت بودند.

بیائید باهم یاد بگیریم و یاد بدهیم  ...

نقش روش هاي تدريس فعال و کاربردي در فرايند آموزش

 
 
                     نقش روش هاي تدريس فعال و کاربردي در فرايند آموزش
                                      به عنوان کارآمدترين روش مديريت اثر بخش در کلاس
 
عصر کنوني را عصري مي دانند که هدف از آموزش و پرورش تنها انتقال ميراث فرهنگي و تجارب بشري به نسل جديد نيست.بلکه رسالت آموزش و پرورش را ايجاد تغييرات مطلوب در نگرش ها شناخت ها و در نهايت رفتار انسان ها مي داييد.
در اين راستا معلم نقش بسيار مهم و اساسي را بر عهده دارد زيرا علاه بر نقش هدايتي حمايتي تقويتي سازمان دادن به فهاليت هاي يادگيري دانش آموزان و رشد هماهنگ ابهاد وجودي آنان نيز به عهده اوست.
مهلم براي رسيدن به اهداف تعيين شده در فرايند آموزش دو مسير اصلي را در پيش رو دارد استفاده از روش هاي سنتي و غير فعال و يا استفاده از روش هاي تدريس فعال و کاربردي.
علماي تعليم و تربيت پس از سال ها تحقيق و تجربه به اين نتيجه رسيده اند که موثرترين روش آموزش فعال کردن خود دانش آموز است که از طريق روش علمي بهتر ميسر مي گدد.يهني دانش آموز به کمک تفکر و قواي ذهني خود که در فطرت هر انساني نهفته است(مانند کنجکازي حدس مقايسه نتيجه گيري تصور تخيل و ...)مي تواند مشکلي را شناسايي و براي آن راه حل را به مرحله اجرا بگذارد و به نتيجه برسد.
در اين نوشتار مختصر سعي بر اين است که نقش روش هاي تدريس فهال و کاربردي در فرايند آموزش در حد توان تبيين گردد.اميد است مورد قبول حق قرار گيرد.
چون عنوان مقاله نقش روش هاي تدريس فعال و کاربردي در فرايند آموزش به عنوان کارامدترين روش اثربخشي در کلا است ابتدا تعريفي از روش "روش تدريس فعال"و "روش تدريس غير فعال "ارائه مي گردد
تعريف روش
روش در مقاسل واژه لاتيني متد به کار رفته است واژه متد در فرهنگ فارسي معين و فرهنگ انگليسي به فارسي آريان پور به روش شيوه راه طريق طرز و اسلوب معني شده است.به طور کلي راه انجام دادن هر کاري را روش گويند.روش تدريس نيز عبارب از راه منظم با قاعده و منطقي براي ارائه درس مي باشد.
تعريف روش تدريس فعال
روش تدريس فعال به روشي اطلاق مي شود که در آن دانش آموزان در جريان آموزش نقش فعالي به عهده دارند و معلم نقش راهنما و هدايت کننده را ايفا مي کند تعامل دوطرفه بين دانش آموزان و معلم وجود دارد.
تعريف روش تدريس غير فعال
روش تدريس غير فعال به روشي اطلاق مي شود که در آن معلم نقش اساسي بر عهده دارد و مطالب را غالبا به شيوه شفاهي بيان مي کند و معمولا متکلم وحده است و دانش آموزان شنونده مطالب مي باشند.
تاريخچه روش هاي تدريس فعال
با نگاهي به تاريخ تعليم و تربيت جهان مي بينيم در زماني که آموزش و پرورش هنوز شکل رسمي نيافته بود انسان ها فنون دانش و مهارت هاي لازم را به طور تجربي مي آموختند و شخصي به اسم معلم و شخص ديگري به اسم دانش آموز و مکاني به عنوان مدرسه يا کلاس درس وجود نداشت بلکه هر فردي که مطالب يا فنون بيشتري مي دانست به مثابه معلم و کسي که مي خواست چيزي ياد بگيرد دانش آموز بود.طبيعت هم به عنوان مدرسه يا کلاس درس قلمداد مي شد.
در حقيقت روش تدريس فعال به کار گرفته مي شد.بنابراين مي توان گفت که قدمت به کارگيري روش هاي تدريس فعال به قدمت آموزش و پرورش غير رسمي مي رسد.درگذشته افرادي همچون سقراط ژان ژاک روسو جان ديوبي ژان پياژه و برونر اهميت روش هاي تدريس فعال را درک نموده از آن استفاده مي نمودند.
روش هاي تدريس فعال از ديدگاه اسلام
در روش آموزش اسلامي تکيه بر پرورش فکري و پرهيز از تقليد و تکرار مطالب بدون درک صحيح آنها مطرح مي باشد.چنانکه علي(ع)مي فرمايد ارزش درک و فهم مطالب به مراتب بهتر از تکرار و خواندن است.اگر اصول دين را که از مهم ترين مسائل آموزشي دين اسلام است بررسي کنيم مي بينيم اصول دين تقليدي نيست.اين بدان معني است که هر فرد بايد مسائل ديني را هم از طريق اجتهار و هم با استقلال فکري درک کند.استار شهيد مطهري در تاکيد اسلام بر پرورش فکري و پرهيز از تکرار مطالب بدون درک صحيح آنها اشاره مي کند علم افراد ممکن است دو گونه باشد دانسته هايي که فرد حفظ کرده است علم مسموع و دانسته هايي که حاصل تجربه و تحليل فکري است علم مطبوع.افرادي هستند که به نحوي تربيت يافته اند که آن نيروي مطبوعشان به حرکت در نيامده و پرورش نيافته است.اين افراد نسبت به آموخته هاي خود حکم ضبط صوت را دارند و از تجزيه و تحليل مطالب و حل مسائل عاجزند عالمي که فقط در پاي منبر نشسته و سالها مطالبي را گوش کرده است و عالمي که خود به جستجوي اطلاعات و مطالب پرداخته و مسائل را تجزيه و تحليل کرده و ورزيده شده است.عالم واقعي همين شخص است. مرحوم علامه محمد تقي جعفري تعقل در تربيت اسلامي را فوق العاده با اهميت تلقي کرده آن را به سه ماده اساسي تحليل نموده است ماده اول تعقل که بايد تقويت شود عبارت است از تفکر هدف دار با انطباق قوانيني که صحت آنها اثبات شده است.اين ماده در قرآن مجيد با عبارات گوناگون مؤکدا مورد تذکر قرار گرفته است.با کلمه تفکر در 16آيه با کلمه عقل در 49آيه با کلمه لب به معناي عقل ناب و تعقل عميق در 16آيه با کلمه فقه در 15 آيه...
ماده دوم عبارت است از موضوعات و قضايايي که بايد ذهن نونهالان و ميانسالان و حتي کهنسالان با اختلاف در کميت و کيفيت آنها بر حسب مقاطع عمر درباره آنها تعقل کند.
ماده سوم تصفيه و تثبيت آن قوانيني که فعاليت عقلاني بايد بر طبق آنها به جريان بيفتد.
بنابراين در اسلام روي تعقل و تفکر در امور بسيار تأکيد شده است و ساعتي تفکر بالاتر از هفتاد سال عبادت به شمار رفته است.
اسلام بر پرورش فکري و فعال بودن دانش آموز در جريان يادگيري تأکيد فراوان دارد.
((...به هر حال فکر نمي کنم اين مسئله جاي ترديد داشته باشد که در آموزش و پرورش هدف بايد رشد فکري دادن به متعلم و به جامعه باشد تعليم دهنده و مربي هر که هست معلم است خطيب است واعظ است ...بايد کوشش کند که (به شخص)رشد فکري يعني قوه قدرت تجزيه و تحليل بدهد نه اينکه تمام همتش اين باشد که بياموزند ،فرا گيرند ،حفظ کنند ،در اين صورت (حاصل کار او )چيزي نخواهد شد.
 
ضرورت به کارگيري روش هاي تدريس فعال
چهار اصل پيشنهاري کميسيون بين المللي تعليم و تربيت
کمينيون بين المللي آموزش و پرورش در طول زندگي به چهار ستون استوار است يادگيري براي دانستن ياگيري براي انجام دادن يادگيري براي باهم زيستن و يادگيري براي زيستن.
يادگيري براي دانستن
يعني ياد گرفتن روش يادگيري و استفاده از فرصتهايي که آموزش و پرورش در طول زندگي فراهم مي آورد اين فرصت ها نه يکبار بلکه بارها و بارها بايد فراهم آيد.
يادگيري براي انجام دادن
يعني دانش آموزان در حين تحصيل اين فرصت را به دست آورند که توانايي ها ي خود را از طريق تلاش و درگير شدن با تجربه هاي علمي و انجام دادن فعاليت هاي اجتماعي گسترش دهند.
يادگيري براي با هم زيستن
به دنبال تحقق هدف هايي است که انسان ها همديگر را بهتر درک کنند با تفاهم حق شناسي و همبستگي با هم زندگي کنند و در مقابله با مشکلات و بحرانها به طور دسته جمعي مشارکت همکاري و همدردي داشته و غمخوار يکديگر باشند و حرمت کرامت و عطوفت انساني را پاس دارد
يادگيري براي زيستن
يعني شخصيت هر فردي انچنان رشد کند که بتواند خود را هدايت کند تصميم بگيرد و داوري درست انجام دهد اين امر حاصل نمي شود مگر اينکه قواي ذهني قدرت استدلال حسن زيبايي شناسي استعدادهاي جسماني و مهار ت در برقراري ارتباط با ديگران در طول عمر به ويژه دوران تحصيل تمرين و تقويت و تحکيم شود اگر درباره اين چهار اصل پيشنهادي کميسيون بين المللي تعليم و تربيت تامل و تفکر کرده و انگاه بخواهيم انرا اجرا نماييم ايا با شيوه هاي اموزش مستقيم و يا غير فعال مي توانيم اين چهار نوع يادگيري را در مدارس دنبال کنيم روشن است که اين چهار اصل در مدارس نياز به روش هاي فعال و کاربردي در فرايند اموزش دارد بنابراين نظام هاي رسمي اموزش بايد از اموزش هاي مستقيم معلم محور شيوه هاي اطلاع رساني مرسوم دوري کنند و مدارس نيز به تدريج بايد به ميدان تجربه هاي علمي عملي و اجتماعي تبديل شوند
پرورش قوه تفکر و خلاقيت تنها با روشهاي تدريس فعال و کاربردي
اين فرضيه که آب حياتي وجود دارد و کودک با خوردن ان در دم به انساني کامل تبديل مي شود خيالي بيش نيست زيرا انسانها با طي طريق و همراه با تلاش و کسب دانش و تجربه هاي علمي به تدريج به زيور معرفت علوم و فنون اراسته مي شوند و در حين گذر از اين منازل و طي طريق است که نخست بالغ رشيد و عاقل مي شوند و انگاه به تدريج قدم در راه کمال مي گذارند و به منزلگاه اب حيات مي رسند روش هاي تدريس سنتي و غير فعال و به عبارتي معلم محور نمي تواند دانش اموزان را به تفکر وادارد و در انها خلاقيت ايجاد کرده و ان را پرورش دهد به تعبير پائولو فرره يادگيري انفعالي يادگيري به مدل بانکي است دوازده دانش اموز طي يک ثلث به تدريج مطالب را در ذهن خود ذخيره مي کنند و همانها را در امتحان پس مي دهد بهترين نمره به کسي داده مي شود که امانتهاي سپرده شده به صندوق حافظه را به طور کامل و بدون نقصان پس بدهد روش هاي غير فعال و غير کاربردي خلاقيت بالقوه اي که در نهاد هر انساني از بدو تولد گذاشته است را خاموش مي نمايد تنها روش هاي تدريس فعال و کاربردي و دانش اموز محور است که منتهي به پرورش قوه تفکر و خلاقيت در انسانها مي شود ابراهام مظلوم مي گويد خلاقيت توانايي بالقوه اي است که از بدو تولد به همه انسانها داده شده است اما اکثر انسانها اين خصيصه را در دوران فرهنگ پذيري خود از دست مي دهند روانشناسان گشتالي از رشد خلاقيت بيش از همه به حل مساله تاکيد دارند آنان معتقدند حل مسئله گرچه از تجربيات گذشته الهام مي گيرد اما حل مسئله ها به شيوه بديع خلاقانه ممکن است فراسوي تجربيات پيشين فرد حرکت کند روش حل مسئله يکي از روشهاي فعال تدريس مي باشد تماس فعال با محيط زيست طبيعي اجتماعي و فرهنگي در واقع بستر و منابع اطلاعاتي تجربه خلاقانه محسوب مي شود و اگر محيط خانوادگي و تحصيلي کودک درست و غني باشد به همان اندازه خلاقيت کودک بيشتر خوئاهد بود و اين همه تنها با روش تدريس کاربردي و فعال در فرايند اموزش مسير خواهد شد روش تدريس انفعالي و غير فعال دانش اموز را مطيع و سر سپرده معلم مي کند و از بروز خلاقيت افراد جلوگيري مي نمايد کويت پاراول پروک مي گويد در صورتي که دانش اموز مجبور باشد طريقه اي مشخص و محدودي را در ياد گيري دنبال کند به يادگيري نگرش منفي پيدا مي کند و در پايان مطيع و سرسپرده معلم خواهد شد .
ياد دادن موفقيت اميز فقط در پرتو روش هاي تدريس فعال
روزن شاين متفکر تعليم و تربيت مي گويد ياد دادن (درس دادن )خوب از چشمان يادگيرنده پيداست اما ياد دادن موفقيت اميز از گفتار و رفتار ياد گيرنده پديدار مي شود منظور روزن شاين از اين گفته پر معني اين است که بين ياد دادن خوب و ياد دادن موفقيت اميز تفاوت زيادي وجود دارد انسانها هميشه چيزهايي را ياد مي گيرند که با خواستها خصلتها و توانايي هاي خودشان تناسب داشته باشند يا به زندگي انها مربوط شوند تمام رفتارهايي که از انسانها مشاهده مي کنيم بر پايه همين اصل استوارند اگر دانش اموز يا ياد گيرنده بتواند موضوع يادگيري را انطور هضم کند که معني و مفهوم آنرا به خودش زندگيش شهرش مردم و به جامعه اش پيوند دهند نه تنها مطالب را بگونه اي ياد مي گيرند که هرگز فراموش نکند بلکه ميزان علاقه اش به يادگيري بيشتر و بيشتر خواهد شد و به جستجوي اطلاعات تازه تر خواهد رفت براي رسيدن به اين امر بايد از روشهاي تدريس فعال و کاربردي استفاده نمود اما اگر ياد دادن ها درسها به گونه اي باشد که ياد گيرندگان دانش اموزان وادار شوند از خود رفتاري نشان دهند که هرگز به مفهوم واقعي آن پي نبرده اند يا به روشهايي عمل کنند که به وجود خودشان و يا درون خودشان ارتباطي برقرار نکنند احساس خواهند کرد فردي بيهوده و بي ثمر هستند يا بازيچه دست معلم و پدر و مادر خود قرار گرفته اند چون هيچ انگيزه اي در انها بوجود نيامده است هر يادگيرنده دانش اموز با درگير شدن مستقيم با مطالب يادگرفتني درس چنان مي اموزند و به يادگيري ها باورهاي عميق مي رسند که بي درنگ در جهت اگاهي هاي تازه تر و بيشتر گام برمي دارد و مي خواهد باز هم بداند
خانم ملک سيما احمديخ که سالهاي متمادي در مدرسه دخترانه تيزهوشان تهران مشغول به خدمت بوده اند ضمن اشاره به شرکت دانش اموزان در يک جلسه علني دادگاه چنين اورده اند
علاوه بر تاثيرات مثبت تربيتي که بچه ها از بازديد دادگاه دريافت کرده بودند نکات جالب ديگري نيز در حاشيه اين بازديد جلب نظر مي کرد زيرا در پايان بازديد از بارزترين سوالاتي که از طرف دانش اموزان مطرح مي شد دريافت اشکالات اخلاقي خودشان بر اساس شناختي بود که مربي هايشان نسبت به انها داشتند و پاره اي از انها با صداقت نسبت به نقاط ضعف خود از قبيل کينه توزي عصبانيت زود رنجي و مسائلي مانند اين اعتراف مي کرددند...
در پايان بازديدهايي از اين قبيل بود که مربيان گروه فعاليت هاي اجتماعي اين حقيقت را لمس کرديم که مي بايستي دروس و مفاهيم اجتماعي نيز به روش بقيه دروس آزمايشگاهي و تجربي در ميدلن وسيع و بزرگ جامعه لمس شده و به اصطلاح با چشمان دقيق و نکته سنج بچه ها به زير ميکروسکوپي به طول و عرض زمان ها و مکان هايي که ان ها در ان زيست خواهند کرد کشانده شود.
نقش روش تدريس فعال در زندگي يک دانشمند ايراني
وقتي از مرحوم دکتر هشترودي سوال شد از کي فهميديد که در رياضيات صاحب چنين استعداد شگرفي هستيد ، پاسخ داد : وقتي که در درس رياضي تجديد شدم و بر حسب تصادف معلم من عوض شد .
و چنين ادامه دادند : من در کلاس ششم آن قدر در رياضي ضعيف بودم که هميشه معلم مدادها را لاي انگشتانم مي گذاشت و فشار مي داد شايد تنبيه شوم و فکري به حال درس رياضي خود کنم و اضافه کردند که هنوز هم جاي درد آن مدادها را احساس مي کنم .
ايشان گفتند : در آن سال تحصيلي به خصوص ، تابستان شرايطي پيش آمد و ما به دماوند رفتيم . در آن جا مادرم از معلم ديگري که تصادفا آمده بود تابستانش را در آن جا بگذراند خواست تا مرا درس بگويد . درس گفتن او همان و بروز استهداد رياضي من همان . در امتحانات نهايي شهريور ماه بيست گرفتم . نمره ي بيست من آن قدر براي معلم اصلي من باور نکردني و عجيب بود که خودش به حوزه ي امتحاني رفته و ورقه ي مرا از نزديک ديده بود و باز هم نمره ي مرا باور نکرده بود ! ... به اين ترتيب سرگذشت من عوض شد و آن شد که ملاحظه مي فرماييد .
 نتيجه گيري
قدمت استفاده از روش هاي تدريس فعال به قدمت ، آموزش و پرورش غير رسمي مي رسد و افرادي همچون سقراط ، ژان ژاک روسو ، جان ديوئي ، ژان پياژه و برونر اهميت روش هاي تدريس فعال را درک نموده و از آن استفاده مي نمودند .
در روش آموزشي اسلام نيز تکيه بر پرورش فکري و پرهيز از تقليد و تکرار مطالب بدون درک صحيح آن مطرح مي باشد و در مورد روش هاي تدريس فعال و کاربردي در فرايند آموزش بسيار تاکيد شده است .
نتايج تحقيقات آموزشي نشان داده است که دانش آموزان از طريق آموزش فعال به سطح بالا تري از درک و فهم نايل مي شوند . يادگيري فعال همچنين در توسعه و ايجاد فرصت هاي بحث گروهي محيطي بسيار مناسب براي دانش آموزان خجالتي فراهم مي آورد .
چهار اصل پيشنهادي کميسيون بين المللي تعليم و تربيت مبني بر " ياد گيري براي دانستن " " يادگيري براي انجام دادن" " يادگيري براي با هم زيستن " " يادگيري براي زيستن " تنها با استفاده از روش هاي تدريس فعال و کاربردي و دوري از روش هاي انفعالي و سنتي امکان پذير مي باشد .
پرورش قوه ي تفکر و خلاقيت و ياد دادن موفقيت آميز تنها با روش هاي تدريس فعال امکان پذير و ميسر مي باشد . فقط آموزش با روش فعال و کاربردي مي تواند دانشمندان خلاقي را در آينده تحويل جامعه و بشريت بدهد .
پيشنهادات
1.اولين مانع کاربرد روش هاي فعال تدريس از طريق سيستم رسمي آموزش و پرورش بر فرد تحصيل مي شود . تعداد دانش آموزان خارج از استاندارد هاي " نسبت دانش آموز به معلم "است .
آموزش و پرورش گرچه از اين امر آگاه است ، اما محدوديت امکانات و تقاضاي آموزش و پرورش به منزله ي يک حق اجتماعي از طرف مردم از يک طرف و پذيرش همه ي دانش آموزان از طرف مدرسه براي تعريف عدالت اجتماعي از طرف ديگر ، امکان تناسب موزون دانش آموز به معلم را براي کاربرد روش هاي فعال تدريس مشکل کرده است . لذا براي انجام اين امر ضروري است به طرق مقتضي اين مشکل مرتفع گردد .
2.براي تدريس با رويکرد روش هاي فعال و کاربردي بينش دانش ومهارت معلم لازم است . لذا بايد مراکز تربيت معلم و ضمن خدمت براي به کارگيري روش هاي فعال و کاربردي در فر آيند آموزش آموزش هاي مورد نياز را به معلمان بدهند .
3.معلمان بايد در شرايط فعلي آموزش و پرورش گام به گام تدريس خود را به شيوه هاي فعال و کاربردي مجهز کنند .
 

                    

در فرآيند ياددهي و يادگيري بايد محيط كلاس را به نحو مطلوبي سازماندهي كرد تا از بروز مشكلات جلوگيري شود ، اصلاح و تعديل محيط كلاس درس مي تواند كم و بيش اين نقش را ايفا كند .

 توماس گوردون در فنون (آموزش اثر بخش معلم ) براي اصلاح كلاس درس و آمادگي فراگيران در امر يادگيري بيان مي كند كه هر معلم در كلاس درس بايد اين اصول را كه شامل : غني سازي ، توسعه دادن و محدود كردن ، تنظيم دوباره و ساده سازي مطالب است بهره ببرد تا بتواند مطالب خود را به فراگيران آموزش دهد . در امر ياددهي بايد سعي كرد محيط را غني كرد . محيط غير جالب ، خسته كننده ، يكنواخت و معمولي است . محيط كسل آور در محيط يادگيري به بطالت فكري كه اساس «كارگاه هاي شيطان» است كمك مي كند غني سازي تنها شامل آراستن محيط فيزيكي مثل تابلو اعلانات ، ديوارها و رنگ ها نيست ، بلكه شامل هرآنچه كه در محيط اتفاق   مي افتد نيز مي شود .

در فرايند ياددهي بايد مكان هاي مخصوصي براي مطالعه به شكلي آرام به وجود آورد . از تشكيل كلاس ها در جاهايي كه احتمال بروز حواس پرتي وجود دارد خود داري كنيد . گاهي اوقات يادگيري بيشتر اغلب در متن محرك هاي كمتر صورت مي گيرد . براي توسعه ي محيط يادگيري بايد ببينيم چه امكاناتي در منطقه ما وجود دارد كه مي تواند آن ها را در دسترس دانش آموزان خود قرار دهيم .در فرايند يادگيري بايد با ايجاد انضباط به امر يادگيري كمك كنيم . بدين منظور براي دسترسي به پاره اي از امكانات بايد شرايطي را براي آنان در نظر بگيريم .

 

 در فرايند ياددهي و يادگيري بايد سعي كنيم ارتباط چشمي را دست كم نگيريم زيرا ايجاد اينگونه ارتباط غير كلامي در محيط كلاس اغتشاش و اختلال را در فرايند يادگيري به حداقل مي رساند . چشم يك معلم مي تواند در بيشتر مواقع خيلي گويا باشد. يك نگاه اجمالي به سرتاسر كلاس و به دانش آموز خلاف كار ، مي تواند رفتار خلاف را در مسيرش متوقف نمايد ، اين امر بدون هيچ گونه مزاحمت و اغتشاش براي بقيه افراد كلاس صورت مي گيرد . ارتباط چشمي به همان ميزان قادر به ارسال پيام تاييد ، پذيرش ، اظهار درك و فهم مطلب نيز مي باشد . به دانش آموزان فرصت فكر كردن بدهيم . وقتي سؤالي مطرح مي شود بايد زمان پاسخ گويي به جواب را براي گروه هاي فراگيران افزايش دهند . از نظر رايو (1978) بايد تعداد جواب هاي مناسب با دادن فرصت به فراگيران افزايش يابد ، وجود شكست در جواب دادن كاهش يابد ، وقايع فكري -ذهني افزايش يابد ، شركي افراد كند بيشتر شود ، نظم در كلاس با اين روش به طور هيجان انگيزي افزايش پيدا مي كند .

 توبين و كاپي (1982) در مطالعه اي پيرامون رابطه ي پيشرفت دانش آموزان و زمان پاسخ گويي نظر فوق را تآييد كرده اند كه اين امر به افزايش يادگيري فراگيران منجر مي شود . اين است كه بايد دانش آموزان را تشويق به فكر كردن به پاسخ گويي به سؤالات در كلاس عادت دهيم ، نه لزوماْ جواب دادن به سؤالات ، كه در بيشتر كلاس هاي امروزي ، امري عادي است .

منابع :

 مك دانيل (1986)

آموزش اثربخش والدين : گوردون توماس

یاد دهی و یادگیری در تصویر

 

آموزش تدریس فراشناخت (فعال) در محل هنرستان ابن سینا

براساس مباني نظري روشهای فعال تدریس مي توان گفت تدريس فعال،تدريسي است كه در آن رخدادهاي آموزشي به صورت تعاملهاي علمي،عاطفي واجتماعي اتفاق مي افتد.درتدريس فعال وتعاملي علاوه برتوجه به كسب اطلاعات ومهارتها،به فرايند تفكر واهداف اجتماعي آموزش تاكيد فراوان شده است.نظريه پردازان تدريس تعاملي براين باورند كه كه مهارتهاي مهم زندگي از طريق تجارب تعاملي تقويت مي شود.دراين بخش به برخي از ويژگي هاي روشهاي تدريس فعال كه ضرورت استفاده از اين روشها را نمايان مي سازند اشاره مي گردد:

1- در روشهاي فعال تدريس يادگيري عبارت است از تغييرات تجربه بر اثر رفتار يادگيرنده و كسب ساخت جديدي از عمليات ذهني . در اين روشهايادگيري تابع تحول ذهني كودك است.و تحول رواني توضيح دهنده يادگيري است .(كريمی،1373)    

2- يادگيري در روشهاي فعال تدريس  بر پايه اكتشاف و استقرار است . ولذا در اين روشها چگونه يادگرفتن مهم تر از چه چيز يادگرفتن است .در روشهاي تعاملي دانش آموزان روش يادگرفتن را نيز ياد مي گيرند.                                              

3- ماهيت يادگيري، تعاملي است خلاق كه بدون وقفه بين دانش آموز وموقعيت آموزشي در جريان است .همان طور كه پياژه نشان داد،بيش تر آموخته هاي مهم ما حاصل تعامل باديگران است. درروشهاي فعال تدريس آنچه دانش آموزان انجام مي دهد ، سبب يادگيري مي شود. يادگيــرنده بر اثر تاثـير خود بر محيــط وواكنش فعال در برابر عمل محيط به پيـشرفت دست مي يابد .

4- معلمان فعاليتهاي يادگيري از طريق تعاملي را به گونه اي سازمان مي دهند كه دانش آموزان حقيقتا به يكديگر وابسته باشندوهيچ يك از اعضاء گروه نمي تواند موفق شود مگر اين كه تمام اعضاءموفق شوند. شعار كلاس تعاملي وهمياري اين است: يا همه نجات مي يابيم يا همه غرق مي شويم.(اليس و والن،1379)لذا در اين روشها جنبه هاي منفي رقابت دانش آموزان از بين مي رود.

5- يادگيري واقعي در اين روشها عبارت است از فرايند تغيير دادن ادراكات جديد براي همخوان كردن آنها با ساختهاي شناختي فعلي از يك سو و تغيير دادن ساختهاي شناختي براي همخوان كردن آن با ادراكات جديد .

6- يادگيرنده منبع اصلي تحول خويشتن است .يادگيري فعاليتي است كه از فراگيرنده سر مي زند و دايما در حال تحول است . ولذا يادگيرنده هم تجربه را تغيير مي دهد و هم خود  را براساس تجربه تغيير مي دهد .

7- فرايند يادگيري در زمان انجام دادن فعاليت دانش آموزان فرايندي خودگردان ، خودفرمان ، خودنظم جو و خودرهبر است.

8- در روشهاي فعال تدريس يادگيري از ثبات وپايداري بيشتري برخوردار است. دانش آموزان اغلب در سطوح بالاترحيطه شناختي درگير مي شوند.و اكتسابات يادگيرنده در عمق حيطه هاي عاطفي و رفتاري نيز رسوخ مي كند .ديويد جانسون(1989) معتقد است: وقتي آنچه را فرامي گيريد براي ديگري توضيح دهيد يادگيري شما بسيار بيشتر از زماني است كه يادگيري فقط از طريق گوش كردن يا خواندن چيزي به تنهايي انجام مي شود.

 9- در تدريس تعاملي بيشتر بر انتخاب آزاد معيارهاوارزشها براي رسيدن به حقايق علمي-اجتماعي براساس فعاليتي مردم سالارانه تاكيد مي شود.لذا سه اصل آزادي،مسئوليت وانتخاب نقش اساسي در اين روشها بازي مي كنند.(شعبانی،1382)

10- در تدريس فعال وتعاملي هدف كسب حقايق علمي از طريق تحقيق،تفكر،مباحثه واستدلال منطقي،اصلاح وتقويت درك وفهم مهارتهاي تفكر است.روشهاي تعاملي فرصت مناسبي براي يادگيرنده ها ايجاد مي كنند،تا بتوانند بر تجربه هاي خود،بازتاب داشته باشند ودرنتيجه،قادر شوند تا تضادهاي بين فهم ودرك هاي موجود خود را با تجربه هاي جديد،حل كنند وفهم و درك هاي بديل را در نظر بگيرند.(لانيال لاكروكس،1383)

11- روشهاي تدريس فعال به اصلاح وتقويت مهارتهاي همكاري واحترام به انديشه هاي ديگران،پرورش تفكر انتقادي وتحمل انديشه هاي مخالف منتهي مي گردد.وقتي دانش آموزان با ويژگي هاي مختلف در يك گروه كاري براي يك هدف مشترك كار ميكنند،آنها نسبت به يكديگر علاقه واحترام پيدا مي كنند.يادگيري از طريق همياري از سويي باعث افزايش پذيرش اجتماعي افراد مي شود وازسوي ديگر روابط دوستانه بين دانش آموزان را افزايش مي دهد.(رابرت سالوين،1990)

12- يادگيري از طريق روش فعال در پرورش اعتماد به نفس دانش آموزان بسيار موثر است. دانش آموزان موفقيت ها وحمايت را در گروه تجربه مي كنندوزماني كه دانش آموزان ديگر از آنها سئوال مي پرسند وبه مشاركت آنها احتياج دارند خود را با ارزش احساس مي كنند.

13-همكوشي بوجود آمده در منظومه هاي مبتني بر تشريك مساعي وتعامل بيش از محيط هاي مبتني بر رقابت وفردگرايي ايجاد انگيزش مي كند.دانش آموزان در اين روشها به منظور رضايت دروني فعال شده وكمتر به مشوق هاي معلمان وابسته مي شوند.

14- مهارتهاي مهم زندگي نظير صحبت كردن،گوش دادن،استدلال،وحل مساله از طريق تجارب تعاملي تقويت مي شود. اگر ما براي مهارتهاي اجتماعي لازم،براي يادگيري وكار موثر ومفيد با ديگران ارزش قائل هستيم،بايداز طريق روشهاي تعاملي اين مهارتهاي اجتماعي را آموزش دهيم وانگيزه استفاده از اين مهارتها را ايجاد كنيم.

15- حاصل مطالعات پژوهشي بسياري نشانگر اين امر است كه يادگيري از طريق همياري نسبت به يادگيري انفرادي ويا رقابتي در افزايش موفقيت هاي تحصيلي كودكان به همراه رشد ادراك آنها موثرتر بوده است.(ديويد جانسون،1989)درمقايسه با روش تدريس مستقيم،روش فراگيري از راه همياري كمك موثري در بالا بردن درصد موفقيت دانش آموز وبخصوص بالابردن نمرات امتحان دارد.(كامياب،1374)

16- از نظر دانش آموزان معلمي كه از شيوه هاي يادگيري از طريق همياري در آموزش استفاده مي كند منصف تر از معلمي است كه از اين شيوه ها استفاده نمي كند. واين معلم  را بيش تر دوست دارند.همچنين وقتي معلم از گروه هاي هميار استفاده مي كند مدرسه را بيش تر دوست دارند.(ديويد جانسون،1988)

17-استفاده اسلوب مند ومكرر از روش گروه هاي كوچك تاثير مثبت عميق بر فضاي كلاس دارد،كلاس تبديل به جامعه اي از يادگيرندگان مي شود كه به صورت فعال باهم كار مي كنند تا دانش،صلاحيت ولذت افراد را بالا ببرند.(نيل ديويدسون،1990)

    علاوه براين ويژگيها به دهها مورد ديگر نيزمي توان اشاره نمود.كه به منظور جلوگيري از اطاله كلام از ذكر آنها اجتناب مي گردد.روشهاي تدريس فعال وتعاملي بر رشد آگاهي هاي مربوط به فرايند مردم سالاري و برخي مهارتهاي شناختي از قبيل تفكر و تحليل ارزشها تاكيد دارند . تا امكان مشاركت در رفتارهاي مردم سالارانه رافراهم كنند. در اين روشها سه وجه پويا و فعال كاوش ، وحدت بخشيدن و تعالي در مركز ثقل فعاليتها قرار دارند . و از تعامل اين سه وجه دانش آموزان در يك فرايند فعال فكري به دانش و معرفت همراه با تعالي و ارزش مي رسند. در چنين الگويي، يادگيري يك فرايند تعاملي بين دانش آموزان و محيط با غوطه ور شدن در تضادها و مسائل معما گونه است كلاس درس معمولا منعكس كننده كثرت گرايي ، و بررسي آزادانه مسائل و مناظره و مباحثه درباره تضادهاي گوناگون موجود است .

امید است کلیه همکاران محترم ومعلمان گرامی بتوانندبا بکارگیری روشهای فعال تدریس  به دانش آموزان یاد دهند که چگونه یاد بگیرند.تا از این طریق موجبات فعال شدن دانش آموزان را فراهم نمایند.

نوشته شده توسط کریم سعید شعبانلو

 

بازخواني پرونده تهاجم فرهنگي از نگاه رهبر حكيم انقلاب

 

خبرگزاري فارس: در اين نوشتار با بررسي مقوله تهاجم فرهنگي و به تعبير مقام معظم رهبري ناتوي فرهنگي نظام سلطه عليه كشورمان كه امروز مهمترين معضل و مشكل مبتلا به جامعه ماست، قصد داريم راهي را كه در آينده مي بايست بپيمائيم بهتر و روشنتر ديده و مسئولين فرهنگي را به وظايف خطير خود متوجه نمائيد 

بازگشت به گذشته و بررسي آنچه كرده‌ايم انتخاب سياستهاي آينده را سهلتر مي كند. در اين نوشتار با بررسي مقوله تهاجم فرهنگي و به تعبير مقام معظم رهبري شبيخون و ناتوي فرهنگي نظام سلطه عليه كشورمان كه امروز مهمترين معضل و مشكل مبتلابه جامعه ماست قصد داريم راهي را كه در آينده مي بايست بپيمائيم بهتر و روشنتر ديده و مسئولين فرهنگي را به وظايف خطير خود متوجه نمائيم.
نخستين نشانه هاي تهاجم فرهنگي پس از ارتحال حضرت امام خميني (ره) پديدار شد . دشمنان انقلاب اسلامي با توجه به ماهيت فرهنگي انقلاب اسلامي، به خوبي دريافته اند كه براي فروپاشي اين بنيان مرصوص، راهي جز نابودي پايه هاي فكري و اعتقادي آن وجود ندارد، همچنان كه از تصريح بدان نيز هيچ ابايي نداشته و ندارند .

ما با جمهوري اسلامي، مبارزه سياسي نخواهيم كرد، بلكه كار ما صرفاً فرهنگينه و اصولاً استراتژي جديد ما مبارزه فرهنگي است. ما بايد بينش و فرهنگ مردم را عوض كنيم تا جمهوري اسلامي ساقط شود. (شجاع الدين شفا، نويسنده ضد انقلاب در خارج از كشور، كتاب هويت ص 19) از اين روي پس از جنگ تحميلي به ساماندهي يك حركت تهاجمي فرهنگي، عليه نظام اسلامي پرداختند. سرگرم بودن دولت سازندگي به بازسازي ويرانه هاي وسيع ناشي از جنگ تحميلي و غفلت از مقوله فرهنگ ديني و اسلامي نيز، بستر مناسبي را براي اين حركت خطرناك فراهم كرد. تفكر تكنوكراتي و فن سالاري در اين دوره، جايگزين تفكر مبتني بر زهد، اخلاص، پارسايي، ايثار، پركاري و كم توقعي گرديد و ليبراليسم فرهنگي نيز در سايه اين غفلت مجدداً جان گرفت و حركت خزنده خود را به سوي بنيان هاي فرهنگي و عقيدتي مردم آغاز كرد.


در چنين شرايطي رهبر فرزانه انقلاب، اين ديدبان بصير انقلاب، پس از مشاهده نشانه هاي اوليه اين تهاجم، زنگ خطر را به صدا درآوردند و با هشدارهاي مكرر خود به كارگزاران ومسئولين دولت وقت، آنان را متوجه اين نقطه آسيب كردند.


مقام معظم رهبري، در همان ماه هاي آغازين دولت سازندگي، خطاب به مسئولين مربوطه فرمودند:

در حال حاضر، يك جبهه بندي عظيم فرهنگي كه با سياست و صنعت و پول و انواع و اقسام پشتوانه ها همراه است، مثل سيلي راه افتاده، تا با ما بجنگد. جنگ هم جنگ نظامي نيست، بسيج عمومي هم در آن جا هيچ تأثيري ندارد. آثارش هم به گونه اي (است) كه تا به خود بياييم گرفتار شده ايم. (مقام معظم رهبري، 7 آذر 1368)

اين هشدار، اولين واكنش مقام معظم رهبري به غفلت احتمالي مسئولين فرهنگي در آينده بود. بخش مهمي از همت رهبري معظم انقلاب در اين مقطع هشت ساله، مصروف بيدارگري ها و توجه دادن عموم مردم و مسئولين فرهنگي و امنيتي به شكل گيري جبهه جديد دشمن، و تهاجم ناپيداي آنها در حوزه فرهنگ، اخلاق و دين؛ و تبيين ابزارها و اهداف اين تهاجم؛ و بيان ماهيت تهاجم فرهنگي و تفاوت آن با تبادل فرهنگي و. . . شد.
مطالعه اين هشدارها با توجه به سير تاريخي آنها، مي تواند خوانندگان محترم را كاملا با فضاي فرهنگي آن روز، و نيز مواضع رهبر معظم انقلاب ونگراني هاي روز افزون ايشان، بيشتر آشنا سازد. در زير با گوشه هايي از اين دغدغه ها و دلواپسي ها آشنا مي شويد.
1- عناصر فرهنگي جامعه - هر كه هستند، هر چه هستند، چه وابستگان به دانشگاه ها، چه وابستگان به حوزه هاي علميه و چه ديگران - بايد بدانند كه امروز دشمن بيشترين همت خود را روي تهاجم فرهنگي گذاشته است. من به عنوان يك آدم فرهنگي اين را عرض مي كنم، نه به عنوان يك آدم سياسي. . . الان يك كارزار فكري و فرهنگي و سياسي در جريان است. هر كس بتواند بر اين صحنه ي كارزار و نبرد تسلط پيدا كند، خبرها را بفهمد، احاطه ي ذهني داشته باشد و يك نگاه به صحنه بيندازد، برايش مسلم خواهد شد كه الان دشمن از طرق فرهنگي، بيشترين فشار خود را وارد مي آورد، كم هم نيستند قلم به مزدها و فرهنگي هاي دين و دل و وجدان باخته و نشسته پاي بساط فساد استكبار - چه غالباً و اكثراً در خارج از كشور و چه تك و توكي در داخل كشور - كه براي مقاصد استكباري قلم هم بردارند، شعر هم بگويند، كار هم بكنند و دارند مي كنند.
نبرد فرهنگي را با مقابله به مثل مي شود پاسخ داد. كار فرهنگي و هجوم فرهنگي را با تفنگ نمي شود جواب داد. تفنگ او، قلم است، اين را مي گوييم، تا مسئولين فرهنگ و كشور و كارگزاران امور فرهنگي در هر سطحي و شما فرهنگيان عزيز - اعم از معلم و دانشجو و روحاني و طلبه و مدرّستان، تا دانش آموزتان و تا كساني كه در بيرون اين نظام آموزشي كشور مشغول كارند - احساس كنيد كه امروز، سرباز اين قضيه شماييد و بدانيد كه چگونه دفاع خواهيد كرد و چه كاري انجام خواهيد داد.

مثل جنگ نظامي، چشم ها را بايد باز كرد و صحنه را شناخت. در جنگ نظامي هم، هر طرفي كه بدون شناسايي و ديده باني و بدون دانستن وضعيت دشمن، چشمش را ببندد، سرش را پايين بيندازد و جلو برود، شكست خواهد خورد. در جنگ فرهنگي هم، همين طور است. اگر ندانيد كه دشمن كار مي كند يا از آن كه مي داند، فرمان نبريد، از فرمانده ي فرهنگي دستور نگيريد، يا او از نيروي شما استفاده نكند و مانور و سازماندهي را درست انجام ندهد، پشت سرش شكست است. (مقام معظم رهبري، 12 ارديبهشت 1369)

2- امروز به نظر من، از همه خطرناك تر در داخل، روش هاي فرهنگي است. . . از اساسي ترين مسايل ما، مسايل فرهنگي است و من احساس مي كنم كه در زمينه ي اداره ي فرهنگ اسلامي اين جامعه داريم دچار يك نوع غفلت و بي هوشي مي شويم - يا شده ايم - كه بايستي خيلي سريع و هوشيارانه آن را علاج كنيم. (مقام معظم رهبري، 14 آذر1369)

3- آن طور كه من احساس كرده ام و از مجموع كارهايي كه دارد مي شود، فهميده ام، اين است كه حمله ي همه جانبه اي سازماندهي شده است. . . آن كاري كه مي خواهند بكنند، اين است كه پشت جبهه ي انقلاب را كلاً در بازوهاي خودشان بگيرند، پشت جبهه ي انقلاب مردمند، خط مقدم مسؤولانند، بعد وابستگان شديد به مسئولين، بعداً هم خيل انبوه آحاد ملت، اين ها فكر كردند كه اگر ما بتوانيم كمندي دور اين خيل انبوهي كه پشت سر مسئولين بيندازيم و اين ها را در اختيار بگيريم، همه چيز حل خواهد شد. . . احساس مي شود كه در سينما، در مطبوعات، حتي در راديو تلويزيون - كه متعلق به دولت است، اما بالاخره عناصر آن طوري در آن جا حضور دارند - در سالن هاي فرهنگي، در جشنواره ها و در جابه جاي مناطق فرهنگي، يك بخش يا يك مهره از آن مجموعه در آن جا حاضر است و دارند كار مي كنند. . . اما حالا سياسي اش هم كرده اند. . . اين كار، كار بسيار خطرناكي است.

البته خطرناكي كه مي گوييم، نه اين كه بي علاج يا صعب العلاج است، نه بسيار سهل العلاج است، به شرط اين كه بيمار و طبيب احساس كنند كه بيماري هست، اگر احساس كردند بيماري است، آن وقت ديگر صعب العلاج نيست، خيلي سهل العلاج است، خطر آن جاست كه من و شما نفهميم كه چنين چيزي وجود دارد و من دارم الان عرض مي كنم ما فرهنگي هستيم، ما اهل تشخيص فرهنگي هستيم، انساني كه در يك فضاي فرهنگي استشمام مي كند، لازم نيست دست بزند يا ببيند تا چيزي را بفهمد، امروز براي من كاملاً محسوس است. اين را هم روزنامه نگاران ما، هم راديو تلويزيون ما و هم دستگاه هاي تبليغاتي ما - مثل وزارت ارشاد و سازمان تبليغات اسلامي و آموزش و پرورش و ديگران - بدانند، امروز مسئله اين است. (مقام معظم رهبري، 23 مرداد 1370)

4- اين كه ما مكرر گفته ايم و مي گوييم كه توطئه ي فرهنگي در جريان است و من آن را به عيان در مقابل خودم مشاهده مي كنم، متكي به استدلال است. شعار نمي دهم، من اين را مشاهده مي كنم. امروز دشمن با شيوه ي بسيار زيركانه اي در داخل، در حال يك جنگ و مبارزه تمام عيار فرهنگي عليه ماست. اين همان مقدمه اي است كه مي خواستم عرض بكنم. . . نسل جوان در حال تباه شدن تدريجي به وسيله ي دشمن است. ما بايد نگذاريم، ما بايد نسل جواني را حفظ كنيم كه اگر جنگ بود دفاع كند، اگر حادثه يي در داخل بود حضور پيدا كند، آن جا كه نوبت علم و تربيت علمي و تحقيقي است، درس بخواند و خودسازي كند، آن جايي كه صحبت آينده است خود را آماده كند، روي اين نسل جوان كه مايه ي تكيه و اميد است دارد به تدريج با شكل ها و شيوه هاي گوناگون، كار و تلاش مي شود، اين تلاش هم عمدتاً فرهنگي است. البته محافلي براي اين كه جوانان را ببرند و آلوده به فساد بكنند وجود دارد كه جنبه ي غير فرهنگي و جنبه ي عملي دارد. ليكن آنچه كه بيش از همه خطرناك است ذهن و فكر و روحيه ي جوان است، اين را بايد دريافت. (مقام معظم رهبري، 25 شهريور 1370)

5- اين مسئله تهاجم فرهنگي كه ما بارها روي آن تأكيد كرده ايم، واقعيت روشني است. با انكار آن ما نمي توانيم اصل تهاجم را از بين ببريم. تهاجم فرهنگي را نبايد انكار كرد، وجود دارد. به قول اميرالمؤمنين (صلوات الله عليه)، «من نام لم ينم عنه»، اگر شما در سنگر خوابت برد، معنايش اين نيست كه دشمنت هم در سنگر مقابل خوابش برده است، تو خوابت برده، سعي كن خودت را بيدار كني، ما بايد توجه داشته باشيم كه انقلاب فرهنگي در تهديد است كما اين كه اصل فرهنگ ملي و اسلامي ما در تهديد دشمنان است. . . ما نبايستي چيزي را كه روشن و واضح است، انكار كنيم. در دانشگاه، در بيرون دانشگاه، حتي در رسانه هاي جمعي ما، در كتاب هايي كه مي نويسند، در ترجمه هايي كه مي كنند، در شعرهايي كه مي سرايند، در برنامه هاي فرهنگي علي الظاهر بي ارتباط به ما كه در دنيا وجود دارد و خبرش را قاعدتاً شما آقايان - كه عناصري فرهنگي هستيد - مي شنويد، همه جانبه آرايش نظامي فرهنگي بسيار خطرناك عليه انقلاب درست شده است و وجود دارد. . . امروز دشمن در مقابل وضع كنوني ما آن ژست و آرايش نظامي صد سال يا پنجاه سال پيش را به خود نمي گيرد. ما بايد آرايش جديد دشمن را بشناسيم، اگر نشناختيم و خوابيديم از بين رفته ايم. (مقام معظم رهبري، 20 آذر .1370)

6- تهاجم فرهنگي، مثل خود كار فرهنگي، اقدام آرام و بي سر و صدايي است. يكي از راه هاي تهاجم فرهنگي اين بوده است كه سعي كنند جوان هاي مؤمن را از پايبندي هاي متعصبانه به ايمان، كه همان چيزهايي ست كه يك تمدن را نگه مي دارد منصرف كنند، همان كاري را كه در اندلس، در قرن هاي گذشته كردند. يعني جوان ها را در عالم به فساد و شهوتراني و مي گساري و اين چيزها مشغول كردند، اين كار حالا هم دارد انجام مي گيرد. . . صداي فرو ريختن ايمان و اعتقاد ناشي از تهاجم پنهاني و زيرزيركي دشمن - اگر شما ملت و عناصر فرهنگي بيدار نباشيد - خداي نخواسته، آن وقتي درمي آيد كه ديگر قابل علاج نيست، جوان جبهه رفته ما را اگر محاصره اش كردند، اگر اول يك ويدئو در اختيارش گذاشتند بعد او را به تماشاي فيلم هاي جنسي وقيح وادار كردند، شهوت او را تحريك كردند و بعد او را به چند مجلس كشاندند، چه خواهد شد؟! وقتي تشكيلاتي وجود داشته باشد، جوان را در اوج نيروي جواني فاسد مي كنند و حالا دشمن دارد اين كار را مي كند .( مقام معظم رهبري، 21 مرداد 1371)

7- من يك وقت گفتم اين ها دارند شبيخون فرهنگي مي زنند. اين راست است، و خدا مي داند كه راست است، بعضي نمي فهمند. يعني صحنه را نمي بينند. كسي كه صحنه را مي بيند ملتفت است كه دشمن دارد چه كار مي كند و مي فهمد كه شبيخون است و چه شبيخوني هم هست!
من در يك جمله ساده و كوتاه عرض كنم كه يك ملت، با ايمان و اعتقادش مبارزه مي كند، اصلاً مبارزه و جنگيدن و مقاومت كردن با ايمان است، نه با دست و چشم و بدن، دست و چشم و بدن ابزار است. . . حالا اگر دشمن با امواج خبري وارد كشور ما بشود، با راديوهايش وارد كشور ما بشود و حرف هايش را وارد كشور ما كند و در ذهن ملت اين جور وارد كند كه مبارزه خوب نيست، دفاع از اسلام فايده اي ندارد، ايستادگي در مقابل دشمن ثمري ندارد، هر چه زحمت بكشيد و مبارزه كنيد ضرر كرده ايد، آيا باز هم در مملكت ايران، مبارزه اي عليه دشمنان اسلام باقي خواهد بود؟ معلوم است كه نه! خيلي از مسلمانان در دنيا هستند كه با آمريكا و دشمنان اسلام مبارزه نمي كنند، خيلي ملت ها هستند كه قرآن هم مي خوانند، نماز هم مي خوانند، عبادت هم مي كنند، اما با دشمن اسلام مبارزه نمي كنند كه هيچ با آنها دوستي هم مي كنند! اگر دشمن بتواند ملت ما را به ملتي كه اعتقادي به مبارزه ندارد، اميدي به پيروزي ندارد، زهدي نسبت به جلوه هاي شهواني و مادي ندارد تبديل كند، پيروز شده است. اين جاست كه مبارزه فرهنگي، مبارزه اي مي شود واجب تر از واجب.
الان دارند اين كار را مي كنند. الان در جبهه هاي مختلف، دشمن دارد كار مي كند، يك جبهه، جبهه جوان هاي ما در مدارس است. اين جوان هاي عزيز ما، دختر و پسرهاي پاكيزه ما، بچه هاي همين ملت اند، دل پاكيزه، جسم پاكيزه و مغز پاكيزه آنها را دارند با انواع و اقسام خباثت ها، با تحريكات شهواني، با پخش كردن عكس هاي مهيج شهوت، با فيلم و ويدئو و نوار الان دارند اين كار را مي كنند. . . و با انواع و اقسام خباثت ها و رذالت ها به جوش مي آورند و آنها را به فساد مي كشانند به فساد! ببينيد اين چه جنايت بزرگي است! اين يكي از كارهايي است كه دارد مي كنند.
عده اي خيال كرده اند كه وقتي ما به تهاجم فرهنگي غرب حمله مي كنيم، فقط مسئله مان اين است كه يك نفر در خيابان حجابش را درست رعايت نكرده است. مردم بحمدالله حجابشان را رعايت مي كنند، الا افرادي قليل، مسأله اين ها نيست، اين فرعي است، اصل قضيه آن است كه در داخل خانه هاست و از مجامع جوان ها سرچشمه مي گيرد و دشمنان آنجا دارند كار مي كنند. آنكه آشكار نيست، آنكه پنهان است، خطر آنجاست، جوان هاي ما شهوت را انداختند دور، راحتي و لذت را انداختند دور، رفتند در ميدان مبارزه و توانستند دشمن را به زانو دربياورند. حالا دشمن دارد از جوان هاي ما انتقامش را مي گيرد.امنقامش چيست؟ انتقام او اين است كه جوان هاي ما را به لذات و شهوات سرگرم كند، پول خرج مي كنند، عكس مبتذل چاپ مي كنند و مجاني بين جوان ها منتشر مي كنند، ويدئو درست مي كنند، فيلم هاي مهيج شهوت را مجاني مي دهند به اين و آن كه نگاه كنند، البته يك عده از اين طريق پول هم به دست مي آورند، اما آنهايي كه سرمايه گذاري مي كنند، براي پول سرمايه گذاري نمي كنند، مي توانند آنها را در كشورهاي ديگر، آزادانه پخش كنند و پول به دست بياورند، اين جا مي خواهند نسل جوان را ضايع و نابود كنند. اين هجوم يك مهاجم است، حالا بيننا و بين الله، اگر دستگاه قضايي اين كشور، كسي را كه چنين فسادي را دارد دامن مي زند دستگير كرد، چه مجازاتي براي او مناسب تر از همه است؟ كسي كه هزاران جوان اين مملكت را - جوانان پاك و پاكيزه ما را، بچه هاي معصوم ما را - به وادي فساد و شهوتراني مي كشاند، مجازاتش چيست؟ به نظر من، اين ها بايد به شديدترين وجه مجازات شوند. (مقام معظم رهبري، 15 ارديبهشت 1372)
8- اين مسئله تهاجم فرهنگي كه بنده بارها از آن اسم مي آورم و حقيقتاً و قلباً و روحاً نسبت به آن حساس هستم، دو شاخه اساسي و مهم دارد كه هر دويش براي شما قابل توجه است، يكي عبارت است از جايگزين كردن فرهنگ بيگانه به جاي فرهنگ بومي كه اين ادامه همان كاري است كه در دوران پهلوي به صورت آزاد و نرخ شاه عباسي انجام مي گرفته و در دوران اسلامي قطع شد. اين ها دارند فشار مي آورند كه همان كار، بايد انجام بگيرد، اين يك شاخه، شاخه دوم عبارت است از حمله به جمهوري اسلامي و به ارزش هاي جمهوري اسلامي و ارزش هاي ملت ايران، از طريق فرهنگي با نوشتن، با تهيه فيلم ها يا نمايشنامه ها يا تنظيم كتاب ها يا فصلنامه ها، اين كار هم الان در كشور ما با هدايت بيگانه دارد انجام مي گيرد. . . مسأله يك قشر خاص نيست، مسئله، مسئله ايران است، مسئله اسلام هست،مسئله عزيزترين اندوخته هاي يك ملت است، مگر شوخي است؟ دشمن مي خواهد با اين شوخي كند. دشمن مي خواهد اين را به بازي بگيرد. بايد جبهه فرهنگي به وجود بيايد. سنگرهاي فرهنگي بايد به وجود بيايد. همه بايد كار كنند و امروز، روز كار است، امروز، روزي است كه همه - همه آنهايي كه داراي استعدادند - مي توانند در زمينه فرهنگي كار كنند. كار نكرده هم زياد است كه بايد انجام بگيرد. (مقام معظم رهبري، 8 مرداد 1372)

9- جوان ها بايد هوشيار باشند. جوان ها بايد بدانند آنچه از وراي مرزها به وسيله كساني كه هيچ به سرنوشت اين ملت علاقه ندارند مي رسد بايد با آن به شكل با احتياط برخورد كرد. نمي شود بي قيد و شرط هر چه را كه از آن سوي مرزها مي فرستند پذيرفت - اعم از كالا، كالاي فرهنگي و همچنين امواج تبليغي و فرهنگي - دشمن در كمين است، بخصوص در كمين جوان ها، شما در اين تبليغاتي كه مي كنند نگاه كنيد، يك كلمه در جهت رشد و ترقي انديشه مردم اقدامي و حرفي زده نمي شود. تبليغات دشمن در جهت ويرانگري و فاسد كردن است. در جهت معطل كرن نيروي كار و فكر و جسم جوانان است. بايد با احتياط با آن برخورد كرد. (مقام معظم رهبري، 27 شهريور 1375)

به رغم اين همه هشدارها، هيچ پاسخ شايسته اي از سوي دولت وقت به آن داده نشد. صداي فرو ريختن ايمان واعتقادات ديني ملت، بويژه جوانان چنان در هياهو و سرو صداي ناشي از ساخت و ساز برج ها، تأسيسات، بنيان هاي اقتصادي و مراكز تفريحي گم شده بود كه گويي هرگز صدايي و طنيني وجود نداشته و دولت وقت، مشعوف از توفيقات حاصله در حوزه هاي سخت افزاري نظام، همچنان مي ساخت و به پيش مي تاخت. غافل از اينكه به تعبير مقام معظم رهبري:

«سازندگي كشور، بدون توجه به اين مهم (كار فرهنگي) كار حكيمانه و عاقلانه اي نيست. (مقام معظم رهبري، 5 بهمن 1376)

غفلت بزرگ دولت از اين مقوله مهم، رفته رفته منجر به پديد آمدن موجي از نابساماني ها و نوعي آنارشيسم فرهنگي در اين عرصه مهم وحساس گرديد. اهداف فرهنگي دشمن در اين مقطع زماني و اندكي پيش از آن، نوعاً در حوزه نشر و عمدتاً از طريق ادبيات داستاني تعقيب مي شد. توهين به ارزش هاي اعتقادي اسلام و نظام، به سخره گرفتن مقدسات ديني و ارزش هاي دفاع مقدس، ترويج سكس بياني و تصويري، ابتذال اخلاقي و آزادي جنسي، از جمله موضوعاتي بود كه در اين گونه آثار با وقاحت تمام دنبال مي شد.

از دهه دوم انقلاب به بعد، نگاه استراتژيست هاي آمريكا معطوف به اقداماتي از درون شد. اين اقدامات بر خلاف اقدامات نوع اول، تدريجي، زمان بر و فاقد خشونت هاي معمول ميادين نبرد بود. ضمن اين كه مي توانست پايه ها و عناصر اقتدار نظام را از درون مورد تهاجم بي رحمانه خود قرار دهد.

در اين رويكرد، هدف اصلي تغيير پلكاني هويت ديني و انقلابي نسل هاي بعدي انقلاب بود، و موثرترين ابزارها در اين پروژه ترويج فساد و فحشا و بي بند و باري اخلاقي، بويژه در بين جوانان و تشكيك در مباني فكري و باورهاي اعتقادي آنها بود كه در واقع پايه و زيربناي رفتار فردي و اجتماعي مردم را شكل مي دهد.

به بياني ديگر، نظام سلطه براي شكست انقلاب اسلامي در دهه دوم و سوم انقلاب، با اندكي تقدم و تأخير، دو سياست را به طور جدي به مرحله اجرا درآورد: يكي «سياست بي ثبات سازي» كه در واقع بازسازي طرح فروپاشي شوروي در ايران بود و ديگري، «سياست راهبردي تهاجم فرهنگي» كه حوزه اخلاق، فرهنگ و دين را پوشش مي داد.

پروژه تهاجم فرهنگي كه به طور مشخص از دهه دوم آغاز و با روندي صعودي تا امروز نيز ادامه دارد، در حقيقت امنيت حوزه هاي اخلاقي و فرهنگي كشورمان بويژه نسل نورسته، خلاّق و جوان ما را مورد هدف قرار داده و آنچه نظام سلطه را به تداوم اين سياست ترغيب مي كند پاسخگو بودن آن به اهداف طراحان و استراتژيست هاي كهنه كار غربي است. اين سياست، پيش از اين در كشورهاي ديگر آزموده شد و با موفقيت همراه بود. مهم ترين اين كشورها، كشور اسلامي اندلس بود. اروپايي ها با ا عمال اين سياست اين كشور مهم اسلامي را، به شكست و هزيمت واداشتند و آن را با كم ترين هزينه به تصرف خود درآوردند.

سرگذشت اندلس (اسپانيا) براي ما مسلمانان گرچه بسيار تلخ، غمبار و عبرت آموز است، اما براي دشمنان اسلام برگي درخشان در رويارويي با مسلمانان و تجربه اي بسيار موفق و نسخه اي قابل توصيه در همه سرزمين هاي اسلامي است.
مقام معظم رهبري در يكي از سخنان خود، ضمن هشدارهايي به جوانان و مسئولين فرهنگي، اين سياست خطرناك را چنين تشريح و تحليل مي كند:
امروز شما جوان ها هدف توطئه اي بسيار خطرناك هستيد. اين خطرات هر جايي كه اسلام و ايمان هست و نسل جوان دل به سوي معنويت و حقيقت دارد، وجود دارد. رهايي از آنها هم وجود دارد. و اين چيزي است كه من و شما بايد به آن فكر كنيم.
يكي از مسئولان طراز اول كشور صهيونيستي غاصب اسرائيل، در سال گذشته توصيه اي به آمريكايي ها كرد. اين توصيه كاملاً در مطبوعات خارجي و اينترنت منعكس شد و امر پنهاني و مخفيانه اي نيست. توصيه وي به آمريكاييها اين بود كه بيهوده وقت خود را با عراق و كره شمالي و كشورهايي از اين قبيل تلف نكنيد. مسئله اصلي شما ايران است. اگر خاورميانه را مي خواهيد، وقتتان را مصروف عراق نكنيد، سراغ ايران برويد، كانون و سرچشمه آنجاست، اما ايران مثل عراق و كره شمالي و افغانستان نيست كه بتوان با حمله نظامي آن را تسخير كرد. نظام و حكومت اسلامي به مردم متكي است، مردم آن را حفظ كرده اند. بايد كاري كنيد كه مردم آن را رها كنند. راهش اين است كه مردم را با ترويج فرهنگ و ادبيات غربي و فرهنگ و تربيت آمريكايي، به واگرايي نسبت به دين و فرهنگ و سنت و تاريخشان سوق داد. وقتي مردم اين تعلقات را رها كردند، بعد از گذشت چند سال، بدون اين كه سرمايه اي صرف كنيد، با يك حمله و تحرك احياناً نظامي مختصر، مي توانيد اين مانع بزرگ، يعني نظام اسلامي را از سر راه برداريد.

پيش از اين در سال گذشته نيز، وقتي روستاها و شهرهاي افغانستان بر اثر موشكهاي آمريكايي ويران مي شدند و ملت مظلوم افغانستان زير بمباران آمريكايي ها دست و پا مي زدند، يك استراتژيست نظامي آمريكا گفت: اگر به جاي اين موشكها، براي جوان هاي افغان، لباس زير زنانه و وسايل شهوتراني و پوششهاي سبك غربي و آمريكايي بفرستيد، بدون صرف اين هزينه مي توانيد افغانستان را تصرف كنيد و خرج تسليحات در كيسه تان باقي مي ماند. به جاي بمب و موشك و راكت، سي دي هاي پورنوگرافي و منظره ها و ادبيات مهيج شهوت را ميان آنها ترويج كنيد. آن وقت كار بر شما آسان مي شود. . .
سياست امروز سياست اندلسي كردن ايران است. موضوعي كه من با شما در ميان مي گذارم شكل موعظه ندارد، بلكه موضوعي اساسي است كه با بهترين عناصر يك ملت - كه شما جوانان باشيد - در ميان گذاشته مي شود. . . نسل جوان كشور كه بيش از نيمي از ملت و جمعيت كشور است، بايد بداند در مقابل آرزوهاي بزرگ، آرمانهاي بلند و هدفهاي مقدس و قابل قبول و موجه او چه موانعي وجود دارد. روزگاري مسلمانان در جنوب اروپا و اسپانيا تا جنوب فرانسه، كشوري اسلامي به وجود آوردند. اين كشور مهد تمدن شد و علم در اروپا از همان تمدن اندلسي قرون اوليه اسلام شكوفا شد. شكوفايي علم در آن سرزمين داستانهايي دارد و خود غربيها نيز به آن معترف اند. البته اكنون سعي مي كنند اين ورق را از تاريخ علم حذف و نام مسلمان ها را بكلي پاك كنند، اما خود آنها، اين تاريخ را ثبت كرده اند، و البته در تواريخ ما هم ثبت شده است.
اروپايي ها وقتي خواستند اندلس را از مسلمان ها پس بگيرند، اقدامي بلند مدت كردند. آن روز صهيونيست ها نبودند، اما دشمنان اسلام و مراكز سياسي عليه اسلام فعال بودند. آنها به فاسد كردن جوان ها پرداختند و در اين راستا انگيزه هاي مختلف مسيحي، مذهبي يا سياسي داشتند. يكي از كارها اين بود كه تاكستان هايي را وقف كردند تا شراب آنها را به طور مجاني در اختيار جوان ها قرار دهند. جوان ها را به سمت زنان و دختران خود سوق دادند، تا آنها را به شهوت آلوده كنند. گذشت زمان راههاي اصلي براي فاسد يا آباد كردن يك ملت را عوض نمي كند. امروز هم آنها همين كار را مي كنند.
آنها اهداف فرهنگي هم دارند. به فرهنگ اسلامي كينه مي ورزند و با آن عناد دارند.
فرهنگ اسلامي، آراي روشنفكران اروپا را به چالش كشيده و ليبرال دمكراسي را كه پرچم برافراشته غرب است، مورد ترديد قرار داده است. فرهنگ اسلامي روح استقلال طلبي و رشادت را در جامعه بزرگ و يك ميليارد و چند صد ميليوني مسلمانان، ترويج مي كند و اين امر در حساس ترين منطقه دنيا از لحاظ استراتژيك و منابع نفتي و زير زميني، شدت بيشتري دارد. فرهنگ اسلامي اين جامعه بزرگ را به فكر حيات مجدد خود انداخته است، بنابراين به آن كينه مي ورزند و قصد كوبيدن آن را دارند.
البته آنها در بلندگوها از بحث آزاد و گفتگو و دمكراسي سخن مي گويند، اما اين شعاري دروغين است. آنها اهل گفتگو، دمكراسي و بحث آزاد نيستند. در داخل ايران ، پلوراليسم، شكاكيت، شك در مسلّمات و اوليات اعتقادي، تسامح و تساهل را ترويج مي كنند، مي گويند از عقايدتان بگذريد و نسبت به آن تساهل و تسامح داشته باشيد، اما اين مربوط به داخل جامعه ايران و جوامع اسلامي است. وقتي بحث به جايي مي رسد كه خودشان آن را ارزش هاي آمريكايي و غربي خطاب مي كنند، ديگر جاي گفتگو نيست، مشابه سازي، يكسان سازي، جهاني سازي، اعتقادات مسلمي است كه دنيا بايد در مقابل آنها كوچك ترين اعتراضي نكند. (مقام معظم رهبري، 6 فروردين 1381)
بررسي سياست هاي اتخاذ شده از سوي دولت و متوليان فرهنگي كشور در دوره حاكميت اصلاح طلبان و نوع مواجهه آنها با اين استراتژي پيچيده، مستلزم شناخت دقيق خصلت هاي بينشي مجموعه كارگزاران و فضاي فكري حاكم بر دولت و مسئولين فرهنگي آن است. با نگاهي به فضاي كلي اين دوره و مشخصه هاي آن در حوزه فرهنگ و سياست، مي توان چشم انداز شفاف تري از وضعيت فرهنگي اين مقطع تاريخي و سياست هاي دولت و نقش آن در مهار يا تشديد بحران هاي فرهنگي كشور دست يافت .
دوره هشت ساله حاكميت اصلاح طلبان از مشخصه هاي مهمي برخوردار است. در اين دوره اتفاقات و رويدادهاي بسيار مهم در حوزه سياست خارجي و بين الملل به وقوع پيوست كه بايد در جاي خود مورد بحث قرار گيرد.
عرصه فرهنگ و سياست داخلي در اين دوره نيز، آكنده از اتفاقات تلخ و شيرين بود. به دليل ارتباط تنگاتنگ اين دو حوزه و رويكرد تعاملي آن دو با يكديگر، ناگزير به بررسي برجسته ترين مشخصه هاي اين دوره در حوزه هاي ياد شده هستيم. از اين منظر مهم ترين مشخصه هايي كه اين دوره را نسبت به دوره هاي قبل متمايز مي سازد، عبارتند از: توسيع بي سابقه فضاي سياسي كشور، گسترش فعاليت نهادهاي مدني، نظير احزاب و مطبوعات، يكجانبه نگري در مطالبات ملي، پرخاشگري و راديكاليزه شدن فضاي سياسي كشور، هنجار ستيزي و آنارشيسم فرهنگي و بالأخره ظهور پاره اي از بحران هاي زنجيره اي.
علي رغم شعار قانونگرايي كه آقاي خاتمي هم در انتخابات و هم بعد آن داده و بر آن اصرار داشتند ، اين مقوله هم در اثر ابزار انگاري در تصرف گروهي قرار گرفت كه با توجه به عقبه خود در حاكميت، براي هدم بنيان هاي ديني، انقلابي و فرهنگي همواره در پي يافتن فرصت ها بوده اند. زيرا جريان كلي قانونگرايي در اين دوره ، از سوي عناصري تدبير و هدايت مي شد كه قانونگرايي را نه به عنوان يك آرمان و نه به مثابه يك ابزار براي انتظام عقلايي امور جامعه، بلكه آنرا وسيله اي براي مقاصد و اهداف خويش مي خواستند و يا همچون اصحاب سبت با ابزار قانون، به جان قانون افتادند.
و ديديم كه در اثر آن، چه فتنه ها و آشوب ها در اين دوره به پا خواسته اند. چه رفتارهاي غيرقانوني كه با مهر قانون، امكان ظهور و بروز يافتند. چه قوانيني كه به اسم قانونگرايي نقض و شكسته شدند و در مقابل، نهادهاي قانوني مسئول، مثل قوه قضائيه، به دليل برخورد با عناصر قانون شكن و مطبوعات خاطي و متخلف، متهم به قانون شكني مي شدند. حافظان امنيت ملي به دليل عمل به اوّلي ترين وظايف خود كه برخورد با تحركات غيرقانوني و كنترل آشوب هاي خياباني است، به اسم قانون گرايي تحويل قانون گرديدند. اصل خدشه ناپذير نظارت استصوابي، غيرقانوني تلقي شده و شوراي نگهبان به قانون شكني متهم گرديد.

با اينكه عناصر افراطي دوم خردادي را مردم ترد كرده و اكنون در مصادر قدرت قرار ندارند ولي بر رسانه ها تسلط داشته و بعلت تجربه كافي در اين امر بااستفاده ابزاري از آن همان سياستهاي دوران اصلاحات را دنبال مي كنند . با كمي دقت در رفتار گروههاي فشار كه در رويكرد جديد به دنبال ائتلاف با گروههاي ديگر دوم خردادي بوده و حتي با ساده انگاري تلاش مي كنند تا بعضي از مسئولين نظام را با خود همراه كنند متوجه وابستگي و دلبستگي آنها به غرب مي شويم .

اينها هنوز به غرب و فرهنگ غرب دلبسته اند و ديديم كه در قضيه دانشگاه كلمبيا همان موضعي را گرفتند كه غربيها مي خواستند و در دانشگاه تهران ماهيت خود را بيشتر و بهتر نشان دادند . اينها ثمره تلاش روزافزون و چندين و چند ساله نظام سلطه هست كه با تهاجم به بنيانهاي فكري جامعه توانستند عده اي را از درون حاكميت با خود همراه كنند .
اگر به بيانات و هشدارهاي مقام معظم رهبري توجه كافي مي شد و مسئولين وقت دنبال كار را گرفته و در برابر تهاجم فرهنگي نظام سلطه جبهه قويي را ايجاد مي كردند ، امروز صداي استراتژيستهاي آمريكايي را از حلقوم گروهاي فشار مخالف دولت اسلامي نمي شنيديم .
مقام معظم رهبري چند سال پيش به مسئولين فرمودند كه امروز بهترين مبارزه با آمريكا خدمت به مردم هست ، همانكاري كه دولت اسلامي از ابتداي تشكيل بر آن همت گماشته و علي رغم كارشكني مخالفين و بدون توجه به جوسازي آنها اين هدف متعالي را سرلوحه همه سياستهاي خود قرار داده ولي گروههاي فشار با فريبكاري و با شعارهاي مردم فريب دولت منتخب مردم را به شدت زير حملات خود گرفته اند تا جايي كه بنظر مي رسد با وجود اينها ديگر نيازي به دشمن خارجي نداريم چرا كه اينان همان سياستهاي دشمن را مو به مو و با كمترين در داخل هزينه اجرا مي كنند . خدا كند كه از خواب غفلت بيدار شوند و دنيا و آخرت خود را به رضايت غربي هاي دغل كار نفروشند . انشاالله
اللهم عجل لوليك الفرج والعافيه والنصر / ياعلي
...............................................................................
منبع: مركز اسناد انقلاب اسلامي

 

خواهشمند است مقالات علمی و پیشنهادات

خود را  برایمان ارسال فرمائید تا

  به اطلاع اعضاء رسانده شود

خبری علمی

 

کلاس آموزش ضمن خدمت

 با عنوان روشهای فعال  یاد دهی و یادگیری

 جهت اعضای  انجمن از روز

 جمعه هشتم آذر آغاز شده  و ادامه دارد .

از شما   تمامی همکاران  عزیز فرهنگی  سراسر استان  دعوت به عمل می آید

تا به عضویت  انجمن در آمده  و  ضمن  ارائه تجارب خود  یاری گر ما باشید

برنامه های آتی انجمن

همایش  و نشست های  علمی پژوهشی بصورت فصلی

برنامه های ارد و یی  و  بازدیدهای علمی تخصصی برای اعضای محترم

بر گزار ی کلاسهای آموزشی تخصصی ضمن خدمت برای اعضای محترم

السلم علیکم یا اهل بیت النبوه

شهادت مظلومانه امام جواد (ع)

را به تمامی عاشقان ولایت و امامت

تسلیت عرض می نمائیم 

 

درمحضر شهیدان

 

       متن وصیتنامه بسیجی عاشق شهید حمید قمری

 

     ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه .

         (سوره توبه  -    آیه 111   )

خداوند از مومنین جانها و مالهایشان را می خرد در مقابل بهشت می دهد .

به نام الله پاسدار حرمت خون شهداء

با سلام ودرود به یگانه منجی عالم بشریت حضرت بقیه الله الاعظم امام زمان روحی له الفداء  و با آرزوی روز افزون طول عمر حضرت امام  و شفای معلولین و مجروحین و آزادی اسراء از چنگال جنایت پیشگان .

وبا سلام  و درود به تمامی شهداء از کربلای حسینی تا کربلای خمینی که با نثار  خون سرخ فامشان راه حق و حقیقت را به ما آموختن  و آنقدر عشق به معشوقشان  زیاد بود که برای دیدن یار  خود را آماده کردن  و لباس نویی به تن پوشیدن که رنگش  رنگ خون  و  بویش  بوی خون می داد  و برای دیدن یار  پرواز ملکوتی خود را به عرش اعلی کردن  خوشا به سعادتشان  راهشان پر رهرو و یادشان گرامی باد .

اما  ما که هستیم باید بدانیم  که ایران با خون این عزیزان از خطر دشمن محفوظ مانده است  هر کجای این سرزمین که انسان  استشمام  می کند بوی خون مطهر شهیدان را می دهد  پس ما باید خیلی سعی کنیم  که در روی این خاک مقدس ایران  کاری که خلاف حکم خداست نکنیم  که در برابر  خدا و شهداء مسئولیم  و به منافقان و ضد انقلابها  که از خدا بی خبرند و امام را درک نمی کنند  بگویید که شما  جایی در این سرزمین مقدس ندارید  مگر اینکه توبه کنید و اعمال شایسته انجام دهید .

ملت ایران اکنون که ما در حال حاضر مشغول جنگ با دشمنان خدا هستیم  بهترین فرصت برای عمل خیر است

  این جنگ نعمت  و امتحان بزرگی است برای ما زیرا که در قرآن کریم آمده است :

 وعسی ان تکرهو ا شیئا  و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئا  و هو شر لکم  و الله یعلم و انتم لا تعلمون . ( سوره بقره آیه 216 )  که چه بسیار چیزهایی را که شما کراهت دارید  و خیر شما در اوست  و چه بسیار چیزهایی  را که دوست دارید و شر شما در آن است و خداوند است که می داند وشما نمی دانید .

برادران  نگذارید این فرصت مناسبی که خداوند شامل حال ما بندگان کرده است  بیهوده از دست برود تا می توانید به جبهه بیایید برای رضای خدا  که اینجا دانشگاه است  دانشگاهی که راه چگونه زیستن  راه خود سازی   راه حق و حقیقت  را به ما می آموزد .

 مادران  وخواهران و از کار افتادگان که نمی توانید به جبهه بیایید  در پشت جبهه از این فرصت استفاده کنید  و رزمندگان را یاری کنید  . انسان هرچه در این دنیا برای رضای خدا سختی بکشد  در سرای آخرت آسوده خاطر و در بهشت برین  جای دارد . الدنیا سجن المومن و جنه الکافر ( دنیا زندان مومن و بهشت کافر است ) آنوقت که حسین ندای هل من ناصرا " ینصرنی  را سر داد کسی به یاریش نشتافت  و او را در مقابل  جمعیت انبوه دشمن تنها گذاشتند  اکنون به یاری امام بشتابید  که ندای حسین گونه او به گوش می رسد . حضرت علی (ع) فرموده است : جهاد دری  از درهای بهشت است  که خدا به روی بندگان  خاص گشوده  و به آنان که در این امر بزرگ شرکت کردند آنچنان اجری عطا  خواهد کرد  که دیگران غبطه بخورند  که چرا ما در این امر بزرگ شرکت نکردیم .

ما باید برای رضای خدا با قلبی آکنده از عشق به او اسلام را تنها نگذاریم  هر وقت می بینید  اسلام در خطر است به یاریش بشتابید ...

خدایا تو خودت می دانی که ما برای چه به این مکان مقدس آمده ایم برای رضای تو و برای  به اجرا در آوردن احکام دین تو  و برای صادر کردن اسلام عزیز  به اینجا آمده ایم .

خدایا من دوست دارم با بدنی غرقه در خون و قطعه قطعه  و مفقود الاثر بسوی تو باز گردم همانطور که قبر صدیقه کبری (س) مفقود الاثر است و همانطور که بدن امام حسین (ع) و یارانش را قطعه قطعه کردند . خدایا از تو می خواهم که مرگ مرا شهادت در راه خودت قرار دهی زیرا فقط شهادت است که می تواند کفاره گناهان من باشد  . خدایا من این شهادت را برای رفتن به بهشت یا ترس از جهنم نمی خواهم  به خودت قسم شهادت را برای این خاطر دوست دارم که مهر تو همیشه در دلم زنده باشد  خواه در جهنم باشم  خواه در بهشت  برایم فرقی نمی کند اگر در آتش دوزخ بسوزانیم حقم است  چونکه در طول عمرم بنده خالصی نبوده ام برای تو  و اگر به بهشت ببریم نهایت لطف و رحمت تو بوده  که شامل حال من شده است ای قادر قهار .

 

بر بال دعا   به    آسمان  باید   رفت          افتاده زپا از این جهان باید رفت

خواهی تو اگر به قرب جانان برسی        با مرگ تن و نثار جان باید رفت

 

یاد نامه

بسم رب الشهداء و الصدیقین

حمید  بسیجی نمونه ومخلص  رهگذری از خون نگار سرخ عشق و عرفان و محبت  و جاوید مردی که یگانگی  حق را در حقیقت عشق و ایمان می یابد  و در جلوه گاه رب  با حضرت حق یکی می گردد .

آری حمید عزیز مهر آفرینی مهاجر است  از میدان علم وعمل که در معرکه عشق  و جهاد فی سبیل الله  به معشوق می پیوندد و تلقین این دو را به رهروان راهش  می آموزد . آری بسیجی دلاور و مخلص ما  از دوری راه نهراسید و از رنجش سفرنترسید  و روح مشتاق خود را آنچنان به سوی  سر چشمه نور و صفا فرستاد تا پروانه وار در آتش شوق بسوزد . به درستی از آن هنگامی که عشق و شوق رفتن  در وجود حمید شکل گرفت او دیگر نمی توانست مال خود باشد  به همین جهت  او از خدا شد و عشق معشوق به او رنگ و بوی جاودانگی بخشید و سر انجام  او را در والاترین منزلگاه های  جاوید با نوری جان افزا  مسقر ساخت و در خیل دیگر شهیدان   قرار داد .

 

گفتم که دلت  گفت لبالب امید                   گفتم سخنت  گفت شعار توحید

گفتم  به چه ره بایدمان رفت                      گفت آن راه  که می روند یاران شهید

 

تارخ شهادت          29/10/1366

عملیات بیت المقدس 2( ماووت عراق )

 

روحش شاد و یاد و راهش  پر رهرو باد

 

                                                             

نقش و جايگاه مقام معلم در آموزش و پرورش

 

آموزش و پرورش يا تعليم و تربيت از زمان‌هاي بسيار دور مورد توجه انديشمندان و متفكران بوده است. در گذشته اين توجه بيشتر بر جنبه‌هاي اجتماعي، فرهنگي و معنوي آموزش و پرورش متمركز بوده و تأثير آن بر تربيت و روابط انساني مورد توجه بوده است. در حال حاضر نيز تأثير فراوان آموزش و پرورش در رشد و تعالي انسان‌ها و آموزش دانش‌هاي مختلف و حفظ بهداشت رواني افراد و پيشرفت جامعه مدنظر بوده و مورد تأكيد صاحب‌نظران است.
آموزش و پرورش، فراگردي ز گهواره تا گور است كه در هر جامعه به اشكال گوناگوني يافت مي‌شود. استمرار و بقاي هر جامعه مستلزم آن است كه مجموعه باورها، ارزش‌ها، رفتارها، گرايش‌ها و مهارت‌هاي لازم به نسل‌هاي جديد منتقل شود كه ساخت و كار يا وسيله اين انتقال، آموزش و پرورش است. اگر بپذيريم كه آموزش و پرورش به معني اعم، مترادف با جامعه‌پذيري است، يعني فراگردي كه از طريق آن افراد به يادگيري نقش‌ها، قواعد، روابط و به طور كلي فرهنگ جامعه پيرامون خود مي‌پردازند و نيز آموزش و پرورش به معني اخص آن، فراگردي است كه به واسطه آن افراد در وضعيت‌هاي اجتماعي سازمان يافته، در معرض آموزش منظم دانش‌ها، مهارت‌ها، رفتارها و گرايش‌هاي معين قرار مي‌گيرند كه در راه رسيدن به آن همه كمال و خوبي‌ها انسان‌ها به رشد و تعالي دست پيدا مي‌نمايند، نقش و جايگاه معلم كه گل سرسبد آموزش و پرورش است به خوبي روشن مي‌گردد.
گل واژه‌ معلم، هماره يادآور اسوه زيبايي‌ها و نيكي‌هاست. معلم باغبان شكوفه‌هاي حيات و پرورش دهنده غنچه‌هاي ناشكفته وجود كودكان، نوجوانان و جوانان است. اوست كه تجلي‌گر همه ارزش‌ها، كرامت‌ها و بزرگ‌منشي‌هاست. معلم، ترسيم‌گر طريق هدايت و خودشكوفايي رهروان راه كمال و معدن گذشت، ايثار، صداقت، شجاعت، عدالت، صبوري و احسان است. معلمي، شغل اداري و پيشه آموزشي نيست بلكه عشق و هنر و سوز و تعهد است و هركس كه خود را معلم مي‌داند، ناگزير به خوب بودن و خوب زيستن است.
اين معلم است كه در برابر شيطنت‌ها و رفتارهاي ناخوشايند شاگردانش، نه تنها آن‌ها را تحقير و تنبيه نمي‌كند و با صبوري و صلابت از آنان در مي‌گذرد، بلكه گاه با مطلوب‌ترين واكنش‌ها بهترين و زيباترين رفتارها را به نمايش مي‌گذارد.
معلمان، اسطوره‌هاي تلاش و رنگين كماني از محبت و معرفت‌اند، با همه سنگيني باري از مسؤوليت كه بر دوش دارند و عظمت كاري كه بايد انجام دهند، نگراني و خستگي، شكوه و بي‌تابي و وازدگي و واماندگي آشناي زندگي‌شان نيست. آنان خوب مي‌دانند كه پاداش تلاش و كوشش در راه خدا در متن كار نهفته است. آنان كه تلاش خويش را به پيشگاه دوست تقديم مي‌كنند چيزي مي‌يابند كه هيچ چيز را با آن توان برابري نيست. معلمان سرافراز منتظر ستايش چشم‌ها نيستند، آنان چشم ستايش و پاداش ندارند، لبخند رضايت ديگران كه نه .... لبخند رضايت دوست كافي است كه «كفي بالله حسيبا»
معلمان از ديروز انقلاب تا روزهاي آتش و حماسه و سنگر و شهادت و.... تا امروز كه جبهه‌هاي تازه و دشواري سخت‌تر فراروي انقلاب شكوهمند اسلامي گشوده شده فارغ از فراغت و آرامش «راه» مي‌نمايند و راه مي‌گشايند و به راه مي‌خوانند، در مدرسه، حتي پس از مدرسه، قلب‌ها را آرامش مي‌بخشند، بي‌ساماني‌ها را سامان مي‌دهند و در رشد و بالندگي كودكان و نوجوانان و جوانان اين مرز و بوم از هيچ تلاشي فروگذار نيستند و در يك كلام مي‌سوزند و ذوب مي‌شوند تا دل‌ها و قلب‌ها را روشني بخشند و راه و مسير كمال را براي مشتاقان هموار سازند.
معلمان، ميراث دارانبيا و اسطوره‌هاي خدمت به انسان‌ها هستند. آن‌ها برگزيدگاني هستند كه با تكيه بر ايمان و عقيده قلبي خود، هميشه در انديشه‌ گشودن چشم‌هاي خواب آلوده در مسير چاه‌هاي زندگي‌اند. فكر خوب زيستن، خوب ماندن و خوب ساختن در قلب دريايي اينان موج سهمگين اراده مي‌آفريند. اينان سازندگان نسل معتقد، با ايمان و با نشاطند و همه ما مديون ايمان قلبي و مساعي اين بزرگواران در راستاي تعليم و تربيت صحيح هستيم.
سلام و درود بر دست‌هاي پرمحبتي كه ابري‌تر از آسمان، عاطفه را به لب‌هاي ترك بسته‌ وجود انسان‌ها مي‌رساند و بر قلب‌هايي درود كه مالامال از عشق به خالق و مخلوق هستند و بر زبان‌هايي درود كه مانند طبيبي زبردست نشاط را به رگ‌هاي گرفته‌ نيازمندان فرا مي‌خواند.
معلم عزيز! قاصدك‌هاي بهاري نامت را بر صفحه‌ تاريخ اين انقلاب مي‌نويسند تا همگان بدانند كه نام و ياد شهيدان، جانبازان، ايثارگران دفاع مقدس را شما معلمان با نغمه‌هاي قشنگتان زنده نگه داشتيد و به نسل‌هاي بعدي آموختيد. به اميد پيروزي و بهروزي همه آن‌ها كه در راه تعليم و تربيت آينده‌سازان همواره تلاش مي‌نمايند.
مرتضي سعيدي، كارشناس مشاوره
منابع:
جامعه‌شناسي آموزش و پرورش ، دكتر علاقه‌بند
ماهنامه پيوند، مهر 1377
ماهنامه تربيت، زمستان 1384
مقاله تربيتي، رحمتي، خوزستان

ضرورت مبارزه با استكبار جهاني از ديدگاه امام خميني (ره )


 

رهبر كبير انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي امام خميني (ره ) همواره پيروزي مردم ايران در به ثمر رساندن انقلاب اسلامي را، پيروزي نه تنها در مقابل استبداد داخلي كه در مقابل استكبار و استعمار جهاني عنوان مي كردند.
رهبري شجاعانه و هوشيارانه امام خميني (ه) در هدايت خيزش انقلابي ملت مسلمان ايران ، كشور را از يوغ استبداد داخلي و نيز استعمارگران و مستكبران جهان به ويژه آمريكاي جهانخوار يا به تعبير تاريخي ايشان شيطان بزرگ نجات داد.
ايشان همچنين با رهنمودهاي واقع بينانه و سرشار از درايت خود درخت انقلاب اسلامي را از توفان حوادث و دشمني‌ها و تعرضات استكبار جهاني دور نگاه داشتند.
روحيه استكبار ستيزي و طاغوت شكني امام خميني (ره) بذر بيداري اسلامي
را نه تنها در ميان ملل اسلامي كه در ميان ساير كشورهاي جهان
نيز كاشت و سبب ظهور خيزش هاي ضد استكباري و استبدادي در منطقه و جهان شد.
*** مبارزه با استكبار جهاني
* متحد شويد كه در سايه اتحاد پيروزيتان بر ابرقدرت‌ها حتمي است.
* حق گرفتني است. قيام كنيد و ابرقدرت‌ها را از صحنه تاريخ و روزگار براندازيد.
* ما اگر چنانچه قدرت داشته باشيم تمام مستكبرين را از بين خواهيم برد.
* سلامت و صلح جهان بسته به انقراض مستكبرين است و تا اين سلطه طلبان بي فرهنگ در زمين هستند، مستضعفين به ارث خود كه خداي تعالي به آن‌ها عنايت فرموده است نمي‌رسند.
* امروز وضع سياسي دنيا طوري است كه تمام كشورهاي عالم در تحت نظر سياسي ابرقدرت‌ها هستند.
* تمام گرفتاري‌هايي كه ملت‌ها پيدا كردند، از دست اين ابر قدرت‌هاست.
* تمام مقصد اين جنايتكارها رسيدن به يك نقطه است: قدرت، قدرت براي كوبيدن هر كسي كه در مقابلشان است.
* بر روشنفكران است كه هرچه بيشتر در رسوايي ابر قدرت‌ها و قدرت‌ها بكوشند.
* بدانند كه كشورهاي قدرتمند فرصت طلب، كه غايت آمالشان دست يافتن بر كشورهاي اسلامي و مستضعف است، آنان را در موقع گرفتاري تنها مي‌گذارند و كلمه وفا در قاموس آنان راهي ندارد.
* قدرت هاي جهان بدانند امروز مثل ديروز نيست كه با يك تشر، ملت‌ها چون دولت‌ها از ميدان عقب نشيني كنند.
* ما هيچ خوفي از ابرقدرت‌ها نداريم، و در عين حالي كه دستمان از همه آن سلاح هاي آدمكش كذايي كوتاه هست، لكن ايمانمان ما را وادار مي‌كند كه نترسيم و خوف نداشته باشيم.
* مقصد يك مقصد است و آن شكست ابرقدرت‌هاست.
* وظيفه ماست كه در مقابل ابرقدرت‌ها بايستيم و قدرت ايستادن هم داريم.
* ما به ابرقدرت‌ها آن قدر سوء‌ظن داريم كه اگر يك مطلب راستي هم بگويند، ما اعتقادمان طوري مي‌شود كه براي مصلحتي گفته‌اند كه مردم را اغفال كنند.
* امروز روز مخالفت همه جانبه ابر قدرت هاست با اين ملت، در همه مظاهر اسلامي اش. و ما بايد بيدار باشيم و توجه داشته باشيم تبليغات اين‌ها براي ما ضررش بيشتر از جنگ هاست .
* هدف اصلي دولت‌هاي استعمارگر محو قرآن، اسلام و علماي اسلام است.
* آن روز مبارك است بر ما كه سلطه جهانخواران بر ملت مظلوم ما و بر ساير ملت‌هاي مستضعف شكسته شود و تمام ملت‌ها سرنوشت خودشان را به دست خودشان بگيرند.
* اين سيلي كه ابرقدرت‌ها از ايران خوردند، از اول عمرشان تا حالا نخورده بودند.

*** آمريكا، شيطان بزرگ
* آمريكا هيچ غلطي نمي‌تواند بكند.
* ما آن قدر صدمه كه از آمريكا ديديم از هيچ كس نديديم.
آمريكا ممكن است ما را شكست بدهد ولي نه انقلاب ما را و به همين دليل است كه من به پيروزي خودمان اطمينان دارم. دولت آمريكا مفهوم شهادت را نمي فهمد.
* ما يقين داريم كه اگر دقيقاً به وظيفه مان كه مبارزه با آمريكاي جنايتكار است ادامه دهيم، فرزندانمان شهد پيروزي را خواهند چشيد.
* سلطه آمريكا تمام بدبختي هاي ملل مستضعف را به دنبال دارد.
* آمريكا دشمن شماره يك مردم محروم و مستضعف جهان است.
* آمريكا مي‌گويد كه ما در منطقه منافع داريم، چرا بايد او در منطقه ما منافع داشته باشد؟ چرا بايد منافع مسلمين منافع آمريكا باشد؟
* ملل اسلام، از اجانب عموماً و از آمريكا خصوصاً متنفر است.
* دنيا بداند كه هر گرفتاري‌اي كه ملت ايران و ملل مسلمين دارند، از اجانب است، از آمريكاست.
* مهم‌ترين و دردآورترين مسأله‌اي كه ملت هاي اسلامي و غير اسلامي كشورهاي تحت سلطه با آن مواجه است، موضوع آمريكاست.
* همه گرفتاري‌هايي كه ما داريم از دست آمريكا داريم.
* همه مصيبت ما زير سر آمريكاست.
* آمريكا شماها را براي نفتتان مي‌خواهد، آمريكا شما را براي اين مي خواهد كه بازار درست كند، كه نفتتان را ببرد و بنجل‌ها را بياورد به شما بفروشد.
* دشمن اصلي اسلام و قرآن كريم و پيامبر عظيم الشان- صلي ا... عليه و آله و سلم ابر قدرت‌ها، خصوصاً آمريكا و وليده فاسدش اسرائيل است.
* آمريكا اين تروريست بالذات دولتي است كه سر تا سر جهان را به آتش كشيده، و هم پيمان او صهيونيسم جهاني است كه براي رسيدن به مطامع خود، جناياتي مرتكب مي‌شود كه قلم‌ها از نوشتن و زبان‌ها از گفتن آن شرم دارند.
* تمام گرفتاري ما از اين آمريكاست، تمام گرفتاري ما از اين اسرائيل است.
* رئيس جمهور آمريكا بداند، بداند اين معنا را كه منفورترين افراد دنياست پيش ملت ما.
* احساسات ايرانيان عليه ملت آمريكا نبوده، بلكه عليه دولت
آمريكاست.
* روابط ما با آمريكا روابط يك مظلوم با يك ظالم است، روابط يك غارت شده با يك غارتگر است.
* ما نه تحت حمايت آمريكا و نه تحت حمايت شوروي و نه تحت حمايت هيچ قدرتي نيستيم.
* آن‌هايي كه خواب آمريكا را مي‌بينند خدا بيدارشان كند.
* آن روزي كه آمريكا از ما تعريف كند بايد عزا گرفت.
* ما نمي‌خواهيم آمريكا سرپرست ما باشد، ما نمي‌خواهيم همه منافع ملت را آمريكا ببرد.
* مملكت اسلامي عار است كه دستش را دراز كند طرف آمريكا، كه شما نان ما را بدهيد.
* با آمريكا روابط ايجاد نخواهيم كرد مگر اين كه آدم بشود و از ظلم كردن دست بردارد.
* آمريكا و شوروي اگر دخالت در امور داخلي ما نكنند و با ما روابط حسنه داشته باشند، با آن‌ها روابط برقرار خواهيم كرد.
* هر چه فرياد داريد سر آمريكا بكشيد.
* همه ملت ما دشمن شماره اول خودش را امروز آمريكا مي‌داند.
* اسلحه‌هاي سرد و گرم، يعني قلم و بيان و مسلسل را از نشانه گيري به روي يكديگر منحرف، و به سوي دشمن‌هاي انسانيت كه در رأس آن‌ها آمريكاست نشانه برويد.
* ما اعتقادمان اين است كه بايد مسلمين با هم متحد بشوند و تودهني بزنند به آمريكا، و بدانند كه مي‌توانند !
* ما دنبال اين نيستيم كه آمريكا براي ما كار بكند، ما آمريكا را زير پا مي گذاريم.
* دشمن مشترك ما كه امروز اسرائيل و آمريكا و امثال اين‌هاست، كه مي‌خواهند حيثيت ما را از بين ببرند و ما را تحت ستم دوباره قرار بدهند، اين دشمن مشترك را دفع بكنيد.
* آن داغي كه به دل آمريكا وارد شده است به واسطه اين نهضت، به دل هيچ كس وارد نشده است.
* ما جرممان اين است كه با آمريكا مخالف هستيم.
* اگر ما همه از بين برويم بهتر است از اين كه ذليل باشيم زير دست صهيونيسم و زير دست آمريكا.
* هان اي مظلومان جهان !از هر قشر و از هر كشوري هستيد به خود آييد و از هياهو و عربده آمريكا و ساير زورمندان نهراسيد و جهان را بر آنان تنگ كنيد.
* آمريكا در مقابل مسلمين نمي‌تواند خودنمايي كند.
* اين نزاع و مبارزه اي كه الآن بين كفر و اسلام است، اين منازعه بين ما و آمريكا نيست، بين اسلام است و كفر.
* الآن در رأس همه مسائل اسلامي ما قضيه مواجهه با آمريكاست. امروز اگر قواي ما از هم منفصل شوند به نفع آمريكاست و الآن دشمن آمريكاست و بايد تمام تجهيزات ما به طرف اين دشمن باشد.
* خوشوقتي كامل آن روزي است كه سلطه همه استعمارگران شرق و غرب و به خصوص آمريكاي جهانخوار از سر مسلمانان قطع شود.

 

Bottom of Form

 

           میلاد امام رضا (ع)  برعاشقان امامت و ولایت مبارک باد

 

توصیه‌ای از آیة الله بهجت در باب

زیارت امام رضا علیه السلام


زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه السلام اذن دخول می‌طلبید و می‌گویید:

زیارت امام رضا علیه السلام از زیارت امام حسین علیه السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.

«أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»

به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.

اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

زیارت امام رضا علیه السلام از زیارت امام حسین علیه السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.

بسیاری از حضرت رضا علیه السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور - کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد. چیزهای عجیبی را می‌دید.

ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله! به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا خواست او را شفا بدهد، شب حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود:

«غده خوب می‌شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته خواهر جوابش را داده است.

همه زیارتنامه‌ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه السلام بشمرید. حضرت علیه السلام می‌دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه السلام به کسی فرمودند:

«از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!»

یکی از بزرگان می‌گوید، من به دو چیز امیدوارم اولاً قرآن را با کسالت نخوانده‌ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می‌خوانند که گویی شاهنامه می‌خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت.

ثانیاً در مجلس عزاداری حضرت سیدالشهداء گریه کرده‌ام.

حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمة الله مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند:

«در روز عاشورا مقداری از گِلِ پیشانی عزاداری امام حسین علیه السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!

پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد.

«در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم.»

این جمله دو معنی دارد:

معنی اول این که حضرت رضا علیه السلام آن روز به کربلا رفته بودند.

معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیه السلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آن جا آتش روشن کردند!

کسی وارد حرم حضرت رضا علیه السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می‌باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین - سلام الله علیهم - را یک یک با سلام ذکر می‌فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان- سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء- می‌باشد.

حرف آخر این که: عمل کنیم به هر چه می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.

در همین حرم حضرت رضا علیه السلام چه کراماتی مشاهده شده است. کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند.

روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف گردید. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت می‌باشد! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند. زیارت نامه می‌خواندند. همین زیارت نامه معمولی را می‌خواندند! پس از خواندن زیارتنامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع گردید حال آیا حضرت رضا علیه السلام وفات کرده است؟

حرف آخر این که: عمل کنیم به هر چه می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.

منبع: کتاب به سوی محبوب، و کتاب برگی از دفتر آفتاب. آیة الله بهجت


لینک مطالب مرتبط :

 - امام رضا علیه السلام و تربیت فرزند 

 - برخورد صریح امام رضا علیه السلام با سوءاستفاده از موقعیت خانوادگی 

 - برگی از سیره تربیتی و اخلاقی ثامن الحجج علیه السلام 

 - شرحی بر قصیده ابن حسام در منقبت امام رضا علیه السلام 

 - نیم نگاهی به زندگینامه امام رضا علیه السلام 

+ نوشته شده توسط مرتضی در شنبه هجدهم آبان 1387 و ساعت 19:15 | نظر بدهید

سیره اخلاقی امام رضا علیه اسلام

 اخلاق فردی 

 ادب 

 زهد 

 عبادت 

 سخاوت 

 صبر و مقاومت 

 اخلاق اجتماعی امام رضا علیه السلام 

 رفتار امام رضا علیه السلام با خانواده 

 رفتار امام رضا علیه السلام با مردم 

  

اخلاق فردی: ادب 

اخلاق، یكی از عناصر مهم شخصیت انسان است، و كاشف كیفیت ذات، و درون اوست. امام رضا علیه‌السلام به اخلاق عالی و ممتاز، آراسته بودند، و بدین سبب دوستی عام و خاص را، به خود جلب كردند، همچنین انسانیت آن حضرت، یگانه و بی‌مانند بود، و در حقیقت تجلی روح نبوت، و مصداق رسالتی بود كه خود آن حضرت، یكی از نگهبانان و امانت‌داران و وارثان اسرار آن به شمار می‌رفت. از ابراهیم بن عباس صولی (1) نقل شده، كه گفته است:

من ابوالحسن الرضا علیه السلام را هرگز ندیدم در سخن گفتن، با كسی درشتی كنند.

من ابوالحسن الرضا علیه السلام را هرگز ندیدم سخن كسی را پیش از فراغ از آن، قطع كند.

هرگز درخواست كسی را ،كه  قادر به انجام دادن آن بود، رد نفرمودند.

هرگز پاهای خود را، جلو همنشین، دراز نمی‌كردند.

هرگز در برابر همنشین تكیه نمی‌كردند.

هرگز او را ندیدم،كه غلامان و بردگان خود را بد گویند.

هرگز او را ندیدم، كه آب دهان بیندازند.

هرگز او را ندیدم، كه قهقهه بزند، بلكه خنده‌اش تبسم بود.

 تا آنجاكه می‌گوید: هر كه بگوید در فضلیت، كسی را مانند او دیده، از او باور نكنید.(2)

نقل شده زمانی كه امام رضا علیه السلام مجبور به پذیرفتن ولایت عهدی شدند، چون روز عید فرا رسید مامون برای خواندن نماز از امام علیه السلام دعوت به عمل آورده ایشان با ساده‌ترین پوشش و با لباسی كه مخصوص نماز عید بود حاضر شدند، این لباس عبارت بود از دو قطیفه روی لباس و عمامه سفیدی از كتان كه به سربسته بود  كه یك طرف آن را به سینه و طرف دیگرش را میان دو شانه انداخته بودند عصایی به دست داشتند، در حالی كه كفش برپا نداشتند چون همراهان ایشان این وضعیت را دیدند آنان هم چون امام راه افتادند.

  

زهدامام علی بن موسی الرضا علیه السلام جامع تمام فضائل بودند، به طوری كه تمام صفات عالی در ایشان جمع شده بود. خصایص شریف امام رضا علیه السلام قسمتی از صفات جدش، بزرگترین پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بود كه از میان پیامبران ممتاز بودند. ایشان درباره زهد به نقل از پدرانشان می‌فرمودند زاهد آن است كه حلال دنیا را از ترس حساب و كتاب و حرام دنیا را از ترس عقاب ترك می‌كند.(3)

محمد بن عباد (4) درباره رفتار زاهدانه آن حضرت می‌گوید: پوشش ابوالحسن علیه السلام در طول تابستان همواره یك بوریا بود. ایشان در طول زمستان با همه عظمت و وقاری كه داشتند پوششی ساده داشتند و به دور از هر گونه علامت‌گذاری و یا این كه رنگ مخصوصی داشته باشد همیشه لباس زبر به تن می‌كردند مگر آن كه می‌خواستند پیش مردم و به دیدن آنها بروند كه در آن وقت بهترین لباس خود را می‌پوشیدند.(5)

امام می‌فرمودند: لباس مظهر خارجی انسان است نمی‌توان نسبت به آن بی‌توجه بود حرمت مومن ایجاب می‌كند كه انسان در ملاقات با او، شئون خود و وی را رعایت كند و مقید باشد كه پاكیزه و خوش لباس باشد.(6)

از دلائلی كه امام رضا علیه السلام نزد مردم، لباس خوب می‌پوشیدند این بود كه اگر ظاهر انسان تمیز و پاكیزه باشد، دیگران از دیدن این فرد لذت می‌برند و تحت تاثیر وی قرار می‌گیرند. هم چنان كه از دیدن یك انسان كثیف و آلوده حالشان دگرگون می‌شود، ایشان لباس زیبا و پاكیزه می‌پوشیدند تا مردم با دیدن ایشان درس نظم و پاكیزگی را در كنار ساده زیستی بیاموزند و از طرفی نشان دهند كه مومن از مال حلال در حدّ شأنش می‌تواند از امكانات این دنیا استفاده كند. همچنین نقل شده: در محیط خانه امام رضا علیه‌‌السلام آثاری از زندگی اشرافی وجود نداشت از زیور و زینت استفاده نمی‌كردند، مگر این كه خود را به عود هندی خام بخور می‌دادند.

گوشه‌گیری از دنیا و ساده زیستی برجسته‌ترین صفات امام رضا علیه السلام بود. تمام راویان متفق القولند كه وقتی آن حضرت ولیعهد مامون شدند هیچ توجهی به جنبه قدرت و عظمت آن نداشتند. نقل شده زمانی كه امام رضا علیه السلام مجبور به پذیرفتن ولایت عهدی شدند، چون روز عید فرا رسید مامون برای خواندن نماز از امام علیه السلام دعوت به عمل آورده ایشان با ساده‌ترین پوشش و با لباسی كه مخصوص نماز عید بود حاضر شدند، این لباس عبارت بود از دو قطیفه روی لباس و عمامه سفیدی از كتان كه به سربسته بود  كه یك طرف آن را به سینه و طرف دیگرش را میان دو شانه انداخته بودند عصایی به دست داشتند، در حالی كه كفش برپا نداشتند چون همراهان ایشان این وضعیت را دیدند آنان هم چون امام راه افتادند.(7)

نمونه دیگری از اخلاق امام رضا علیه السلام این بود كه در دوران ولایت عهدی وتصدی بالاترین مقام در دولت اسلامی به هیچ یك از غلامانشان دستور نمی دادند كه كارهای ایشان راانجام دهند.

روایت شده كه وقتی ایشان به حمام نیاز داشتند از این كه به كسی دستور بدهند حمام را برای ایشان آماده كنند، تنفر داشتند و خود كارهای شخصی خویش را انجام می‌دادند. همچنین ایشان جهت همدردی با مردم به حمام عمومی شهر می‌رفتند و از نزدیك با مردم معاشرت داشتند.(8)

  

عبادت عبادت، فروتنی در مقابل خداوند است. انسان كامل به هر اندازه به خدا نزدیك‌تر باشد به همان اندازه خشوع و بندگی‌اش در مقابل خدا بیشتر می‌گردد، چنین كسانی هدفشان در عبادت فقط سپاس نعمت‌های خداوند و نظرشان به قرب پیشگاه ابدیت می‌باشد این بزرگترین امتیازات مردان الهی در ارتباط با خداست، محور اصلی زندگی آنها خدای تعالی و عشق به خداست، شدت توجه به خدا موجب شده بود كه آنها لحظه‌ای از حق غافل نشوند‌، به طوری كه اگر گاهی حالت غفلت در خواب یا بیداری به آنها دست می‌داد آن را برای خود گناه به حساب می‌آوردند.(9)

از دیگر ویژگی‌های آن حضرت این بود كه هر دعایی را كه شروع می‌كردند صلوات بر محمد و آل او می‌فرستادند در نماز یا غیر نماز بسیار صلوات می‌فرستادند، شب‌ها موقعی كه می‌خواستند بخوابند قرآن تلاوت می‌كردند، موقعی كه به آیه‌ای می‌رسیدند كه در آن از بهشت و دوزخ سخن می‌گفتند گریه می‌كردند و می‌فرمودند: «پناه می‌برم به خدا از آتش دوزخ»، آن حضرت هر سه روز یك بار تمام قرآن را تلاوت می‌كردند.

به همین دلیل همواره آنان را می‌بینیم كه در وادی شكر الهی اظهار عجز می‌كنند و با این همه از خوف الهی لابه می‌كنند و این نشان دهنده تواضع و فروتنی آنها در مقابل ذات احدیت است.

پرهیزگاری و تقوای امام رضا علیه السلام طوری بود كه نه تنها مردم، بلكه دشمنان نیز به آن اعتراف می‌كردند، ایشان همه فكر و اندیشه‌شان، حفظ دین خدا و اجرای وظایف الهی بود و نجات خود و مردم را در تقوا، پرهیزگاری و عبادت كردن می‌دانستند. چیزهایی كه در دنیا وجود داشت، سبب نشد كه ایشان از وظیفه خود دور بیفتد، ایشان به دنیا علاقه نداشتند و نسبت به آن بی‌رغبت بودند، زهد و عبادتشان بی‌نظیر بود، همیشه سعی داشتند مردم را به تقوا و عبادت و پرستش خداوند دعوت نمایند (10) چنان كه به برادرشان زید فرمودند: «ای زید از خدا بترس، آن چه كه ما به آن رسیده‌ایم به وسیله همین تقواست هر كس كه تقوا داشته باشد و خدا را مراقب خود نداند از ما نیست و ما از او نیستیم.»(11)

منابع تاریخی، امام رضا علیه اسلام را پرهیزگاری می‌دانند كه مكرر به زیارت خانه خدا و انجام مناسك حج و عمره می‌رفتند، ایشان به زیارت قبر پیامبر صلی الله علیه و آله علاقه فراوانی داشتند، بالای قبر پیامبر صلی الله علیه و آله می‌رفتند و خودشان را به قبر شریف می‌چسبانیدند، در كنار قبر پیامبر صلی الله علیه و آله شش یا هشت ركعت نماز می‌خواندند در ركوع یا سجده سبحان الله سه بار یا بیشتر می‌گفتند، زمانی كه نمازشان تمام می‌شد به سجده می‌رفتند آن قدر سجده را طولانی می‌كردند كه عرق ایشان روی ریگ‌های مسجد می‌ریخت، صورت مباركشان را روی زمین یا خاك مسجد می‌گذاشتند، دائماً در حال عبادت بودند و به عبادت عشق می‌ورزیدند و برای عبادت خداوند انواع رنج‌ها را تحمل می‌كردند.(12)

امام رضا علیه السلام همچون پدر و اجداد پاكشان همواره قبل از هر چیز بنده خالص خداوند بودند، و همه چیز را در بندگی خدا دنبال می‌كردند در پرتو همین بندگی بود كه به ارزش‌های والای انسانی و مقام‌های بلند معنوی دست یافتند. عبادت، راز و نیاز، مناجات و سجده‌های طولانی‌شان نشان می‌دهد كه ایشان دلداده خداست رابطه تنگاتنگ عاشقانه با ذات پاك خداوند داشتند. یكی از همراهان این بزرگوار در سفر خراسان می‌گوید: به روستایی رسیدیم، آن حضرت به نماز ایستادند، و سجده‌های طولانی به جای آوردند، او می‌گوید: شنیدم  امام در سجده می‌گفتند:

«خدایا اگر تو را اطاعت كنم حمد و سپاس مخصوص تو است و اگر نافرمانی كنم حجت و عذری برایم نخواهد بود، من و دیگران در احساس تو شریكی نداریم اگر نیكی به من رسد از جانب تو است. ای خدای بزرگوار! مردان و زنان با ایمان را در مشرق و مغرب در هر كجا هستند بیامرز.»(13)

با توجه به مضمون دعاهای ائمه می‌بینیم دعای امامان ابتدا برای دیگران به خصوص مومنان بود بعداً برای خودشان دعا می‌كردند این نشان‌دهنده آن است كه آنها چقدر به فكر دیگران بودند و در حق مردم مهربانی می‌كردند.

كسی را با تقواتر نسبت به خدای متعال مثل او ندیده بودم، ذكر خدا همیشه بر لبانشان جاری بود، همیشه خداترس و پارسا بود، موقعی كه وقت نماز می‌شد در سجده‌گاه خود می‌نشست و سبحان الله، لااله الا الله و ذكرهای دیگر می‌گفتند و بعد از نماز اطرافیان را نصیحت می‌كردند.

در مورد امام رضا علیه السلام باید گفت ایشان، اسوه كامل عبودیت بودند و در این راه به حدی رسیده بودند كه ایشان را عاشق عبادت می‌دانستند. آن حضرت بسیاری از روزها را روزه داشتند و بسیاری از شب‌ها بیدار بودند. به طوری كه در زمان ایشان و نه بعد از آن، كسی به این درجه نرسید حتی زاهدترین افراد.

نكته مهم دیگر این كه امام رضا علیه السلام بسیاری از اوقات شبانه روز به درس و بحث مشغول بودند، فقه و علوم محمدی را به شاگردانشان درس می‌دادند زیرا ایشان درس را نمونه‌ای از ذكر و عبادت می‌دانستند و زمانی كه از درس دادن فارغ می‌شدند به ذكر گفتن خدا می‌پرداختند.(14)

اباصلت می‌گوید: من در سرخس به خانه‌ای كه حضرت را تحت نظر گرفته بودند رفتم، از نگهبان اجازه گرفتم او گفت: حالا موقع رسیدن به حضور ایشان نیست. گفتم: چرا؟ گفت: امام (علیه السلام) در هر شبانه روز هزار ركعت نماز می‌خواند و از نماز، یك ساعت پیش از ظهر و نزدیك غروب فارغ می‌شوند و همه اوقاتشان در جای نماز نشسته و مشغول مناجات خدا می‌شود. اباصلت به نگهبان می‌گوید در همین موقع اجازه بگیر. اتفاقا اجازه گرفتند من در همان حال كه ایشان انتظار نماز را داشتند به حضورش شرفیاب شدم.(15)

اهمیت امام به نماز در سیره عملی ایشان كاملا مشهود است. نقل شده است روزی ایشان با بزرگان ادیان مختلف مناظره داشتند و سخنان زیادی بین امام (علیه السلام) و حاضران رد و بدل می‌شد، جمعیت زیادی در آن مجلس حاضر بودند. زمانی كه ظهر شد امام فرمودند: وقت نماز است. یكی از حاضران كه عمران نام داشت گفت: سرورم سخنانمان را قطع نكن كه دلم آزرده می‌شود شاید اگر سخنانتان را ادامه دهی مسلمان شوم . ایشان فرمودند نماز می‌خوانیم و برمی‌گردیم امام برخاستند و نماز خواندند. (16)

از دیگر ویژگی‌های آن حضرت این بود كه هر دعایی را كه شروع می‌كردند صلوات بر محمد و آل او می‌فرستادند در نماز یا غیر نماز بسیار صلوات می‌فرستادند، شبها موقعی كه می‌خواستند بخوابند قرآن تلاوت می‌كردند، موقعی كه به آیه‌ای می‌رسیدند كه در آن از بهشت و دوزخ سخن می‌گفتند گریه می‌كردند و می‌فرمودند: «پناه می‌برم به خدا از آتش دوزخ»، آن حضرت هر سه روز یك بار تمام قرآن را تلاوت می‌كردند و می‌فرمودند:

«اگر خواسته باشم قرآن را در كمتر از سه روز تمام كنم می‌توانم ولی هیچ آیه را نخواندم مگر این كه در معنی آن آیه فكر كنم، و درباره این كه آن آیه در چه موضوع و در چه وقت نازل شده، از این رو هر سه روز قرآن را تلاوت می‌كنم.»(17)

ایشان هر دعایی كه می‌كردند خیلی زود به اجابت می‌رسید، نقل شده كه به مأمون خبر داده بودند كه امام رضا علیه السلام مجالس علمی مربوط به دین و مذهب تشكیل داده‌اند و این كار باعث شده مردم به مقام علمی ایشان پی ببرند. مامون فردی را مامور كرد كه نگذارد مردم در این مجالس شركت كنند، امام را نزد خود خواند و نسبت به ایشان بی‌احترامی و پرخاشگری كرد. ایشان از نزد مامون با ناراحتی بیرون آمدند و در حالی كه لب‌های خود را تكان می‌دادند و می‌گفتند: به خدا سوگند او را نفرین می‌كنم كه یاری خداوند از او برداشته شود. موقعی كه به خانه رسیدند دو ركعت نماز به جا آوردند. اباصلت می‌گوید: امام هنوز نمازشان را تمام نكرده بودند كه زلزله‌ای در شهر اتفاق افتاد، فریادهای زیادی شنیده می‌شد و گرد و غبار زیادی از زمین بلند شد. اباصلت اضافه كرد من از جایم حركت نكردم تا امام (علیه السلام) سلام نماز را گفتند. بعد از آن بالای پشت‌بام رفتم و بیرون را نگاه كردم و جز سرهای شكسته چیزی ندیدم بعد از مدتی مأمون و لشكرش در حالی كه سرشان شكسته بود را دیدم كه با كمال خفت و خواری از شهر بیرون شدند.(18)

از اباصلت هروی نقل شده است كه روزی امام در منزل خود نشسته بودند، فرستاده هارون الرشید وارد شد و به ایشان چنین گفت: خلیفه شما را به حضور می‌طلبد. امام رضا علیه السلام برخاستند و

فرمودند: ای اباصلت او مرا جز برای امر ناگواری احضار نكرده است ولی به خدا سوگند نخواهد توانست آنچه را ناپسند می‌دارم در حق من انجام دهد زیرا دعای جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله را همراه خود دارم كه موجب حفظ جان من خواهد شد. ایشان وارد قصر هارون الرشید می‌شوند چون نگاه حضرت به هارون افتاد همان دعا را خواندند و در مقابل او ایستادند. هارون الرشید به امام چنین گفت: ای ابوالحسن، دستور داده‌ایم یكصد هزار درهم به شما بپردازند تا شما نیازهای خانواده خود را برآورده كنید. چون علی ابن موسی علیه السلام از آن مجلس بیرون رفتند هارون چنین گفت: من خواهان چیز دیگری بودم و پروردگار چیز دیگری اراده كرد و آن چه خدا بخواهد همان شود.(19)

فردی به نام رجاء بن ابی ضحاك (20) در مورد عبادت و مناجات امام رضا علیه السلام چنین می‌گوید: مامون مرا نزد امام علیه السلام به مدینه فرستاد كه ایشان را از مدینه به خراسان نزد وی ببرد، مامون سفارش كرده بود كه مواظب امام باشد. مسیر راه بصره، اهواز، فارس، خراسان بود و خیلی سفارش شده بودند كه شبانه روز از ایشان جدا نشوند وی می‌گوید من همیشه كنار امام بودم و كسی را با تقواتر نسبت به خدای متعال مثل او ندیده بودم، ذكر خدا همیشه بر لبانشان جاری بود، همیشه خداترس و پارسا بود، موقعی كه وقت نماز می‌شد در سجده‌گاه خود می‌نشست و سبحان الله، لااله الا الله و ذكرهای دیگر می‌گفتند و بعد از نماز اطرافیان را نصیحت می‌كردند. (21) رجاء ابن ابی ضحاك اضافه می‌كند وقتی ایشان را نزد مامون بردم از من درباره احوالات امام پرسید من آنچه را دیده بودم برای او گفتم از رفتار و اعمال ایشان، رفتن و ماندن‌شان، همه آنچه كه اتفاق افتاده بود. مامون گفت: ای پسر ضحاك این مرد بهترین خلق خدا روی زمین است، از همه‌ی مردم دانشش و عبادتش بیشتر می‌باشد آنچه كه از ایشان دیدی نزد كس دیگر نگو تا بزرگواری او بر كسی آشكار نشود مگر از زبان خود من.(22)

  

سخاوت

از اصول اخلاقی كه در زندگی همه‌ی امامان فراوان دیده شده است جود و سخاوت است. سخاوت در مقابل بخل قرار دارد، یعنی انسان از امكانات مادی و معنوی كه در اختیارش وجود دارد فقط خودش استفاده نكند بلكه با بخشش به دیگران قسمتی از مشكلات آنها را حل كند و دیگران را از نعمت‌هایی كه خداوند به او داده، چه نعمت مادی و چه نعمت‌های معنوی مانند علم برخوردار كند.(23)

سخاوت از «سخاء» گرفته شده است و «سخا النار و یسخوها»، یعنی این كه اگر خاكستر آتش را از آتش پاك كنیم، بهتر می‌سوزد و روشنایی‌اش بیشتر می‌شود،‌ بنابراین تعریف سخاوت كه از همین ریشه است موجب روشنایی و گرم كردن كانون خانواده‌های بینوایان می‌شود.(24)

شاید بهترین تعریف درباره سخاوت بیان امام رضا علیه السلام باشد كه فرمودند:

«السخی یاكل من طعام الناس لیاكلوا من طعامه و البخیل لایاكل من طعام الناس لئلا یاكلوا من طعامه»؛  انسان سخاوتمند از غذای دیگران می‌خورد تا از غذای او بخورند، ولی انسان بخیل از غذای دیگران نمی‌خورد تا از غذای او نخورند.»(25)

 در بررسی سیره امام رضا علیه السلام ویژگی بذل و بخشش بسیار به چشم می‌خورد. ایشان بسیار صدقه پنهانی می‌دادند و اموال خویش را بین نیازمندان تقسیم می‌نمودند. روایت شده كه ایشان یك سال تمام ثروت خود را در روز عرفه بین نیازمندان تقسیم كردند. فردی به ایشان گفت: این گونه بخشش، ضرر است. حضرت فرمودند: این گونه بخشش ضرر و زیان نیست بلكه غنیمت است، هرگز چیزی را كه به وسیله آن طلب اجر و كرامت می‌كنید، غرامت و ضرر به شما نیاور.(26)

گزارش شده هر وقت سفره غذا را برای امام پهن می‌كردند كاسه‌ای نزدیك ایشان قرار می‌دادند، ایشان از هر نوع غذا مقداری را برمی‌داشتند و در آن كاسه می‌ریختند و دستور می‌دادند آن را بین فقرا تقسیم كنند. بعداً می‌فرمودند:

"فلا اقتحم العقبه(27)؛ باز هم به عقبه تكلیف تن در نداد ."

و می‌فرمودند: خداوند می‌داند كه همه مردم قدرت این را ندارند كه بنده آزاد كنند برای آنها راه دیگری قرار داده، و آن غذا دادن به فقرا است.(28)

شیوه امام علیه السلام در بخشش طوری بود كه حتی كسی كه مورد جود امام رضا علیه السلام قرار می‌گرفت، ذره‌ای احساس شرمندگی نكند. نقل شده كه ایشان در مجلسی با یاران خود مشغول صحبت كردن بودند، جمعیت زیادی در آن مجلس حضور داشتند كه ناگهان مردی بلند قامت و گندمگون وارد مجلس شد و به حضرت سلام كرد و گفت: من مردی از دوستان پدران و نیاكان شما هستم. از حج برمی‌گشتم كه خرجی خود را گم كردم، ‌اگر شما به من كمك نمائید تا به وطنم برسم پولی كه شما به من می‌دهی، از طرفتان صدقه خواهم داد. حضرت فرمودند: بنشین. بعد از مدتی كه جمعیت پراكنده شدند و جز عده‌ی كمی باقی نماندند امام به اتاقشان می‌روند و بعد از مدت كمی بازگشتند و دستشان را از بالای در بیرون آوردند و پرسیدند آن مرد كجاست؟ مرد جواب داد من در حضور شما هستم. ایشان فرمودند: این دویست اشرفی را بگیر و خرج كن، لزومی ندارد كه از طرف من صدقه بدهی از نزد من خارج شو تا ترا نبینم و تو نیز مرا نبینی. بعد از رفتن آن مرد، فردی كه در آنجا حضور داشت به امام رضا علیه السلام عرض كرد: شما نسبت به این شخص احسان و بخشش نمودید. علت این كه فرمودید تا شما او را نبینید و او شما را نبیند چیست؟ ایشان فرمودند: از ترس این كه مبادا شرمندگی در صورت او ببینم آیا از رسول خدا صلی الله علیه و آله) شنیده‌اید كه فرمودند: حسنه مخفیانه با هزار حج برابر است.(29) این عمل امام (علیه السلام) ما را متوجه مطلبی می‌كند و آن این كه اگر انسان وقتی چیزی به بینوایی یا سائلی می‌دهد بخشش نیست بلكه شكر نعمتی است كه خداوند به او داده است. انسان تا موقعی كه حقوق واجبش را نپرداخته در خطر  بزرگی قرار دارد بخشش امام به خاطر دوستی كردن با دیگران نیست بلكه به خاطر شكر كردن نعمت‌های خداوند است كه به ایشان داده است.

همچنین نقل شده است شخصی به حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام گفت: به قدر جوانمردی خودتان به من عطا و بخشش كنید. ایشان فرمودند: این اندازه برای من مقدور نخواهد شد. او گفت: پس به اندازه مروت من عطا كن. حضرت فرمودند: این مقدار ممكن می‌شود پس از این جریان به غلام خودشان دستور دادند تا مبلغ 200 اشرفی به او بدهند.(30)

علاوه بر نیازمندان، سخاوت امام رضا علیه السلام شامل حال شاعران و دوستداران تواضع امام رضا چنان زیاد بود كه زمانی كه برای آن حضرت غذا می‌آوردند.

ایشان غلامان و خادمان و حتی دربان و نگهبان را بر سر سفره می‌نشاندند و با آنها غذا می‌خوردند. همچنین نقل شده زمانی كه آن حضرت تنها می‌شدند همه خادمان و غلامان خوشان را از كوچك و بزرگ جمع می‌كردند و با آنان سخن می‌گفتند و با آنها انس می‌گرفتند به طوری كه غلامان آن حضرت هیچ ترسی از ارباب و مولای خود نداشتند.(31)

تواضع امام به اندازه‌ای بود كه بعضی مواقع مردم ایشان را نمی‌شناختند و از افراد معمولی تمییز نمی‌دادند. نقل شده است كه روزی ایشان وارد حمامی می‌شوند مردی آن جا بود كه ایشان را نمی‌شناخت به امام می‌گوید بیا مرا مشت و مال بده. حضرت شروع به مالیدن دست و پای او كردند زمانی كه ایشان را شناخت عذر خواهی كرد ولی امام او را دلداری دادند.(32)

ادب و تواضع امام رضا علیه السلام نسبت به دیگران به اندازه‌ای بود كه اگر فردی بر امام وارد می‌شد ایشان به خاطر احترام گذاشتن به آن فرد از جایشان برمی‌خاستند و او را در مناسبت‌ترین مكان‌ها جا می‌دادند.(33)

در روزی كه ایشان مسموم شدند و در آن روز به شهادت رسیدند بعد از این كه نماز ظهر را خواندند به فردی كه نزدیكشان بود فرمودند: مردم (منظور اهل خانواده كاركنان و خدمتگزارانشان بودند) غذا خورده‌اند؟ آن فرد جواب داد: آقای من  در چنین وضعیتی كسی می‌تواند غذا بخورد؟ در این لحظه كه امام علیه السلام متوجه می‌شوند كسی غذا نخورده، می‌نشینند و دستور آوردن سفره‌ای را می‌دهند همه را سر سفره دعوت می‌كنند و آنها را یكی یكی مورد محبت قرار می‌دهند.

  

صبر و مقاومت

یكی از اصول مشترك در زندگانی امامان كه همواره در زندگی آنها مشاهده گردیده صبر و مقاومت است. این بزرگواران الگوی بزرگ صبر و قهرمان مقاومت بودند.

در بررسی زندگی امام رضا علیه السلام می‌بینیم كه ایشان نیز همچون دیگر امامان نمونه كامل این صفت اخلاقی بودند. شاید بتوان از موقعیت‌های دشواری كه ایشان با آن رو به رو شدند زمانی كه مأمون این بزرگوار را به خراسان دعوت كرد نام برد.

ایشان برای وداع خانه خدا به مكه رفتند لحظه جدایی آن حضرت از فرزندش ابی جعفر محمد بن علی جواد (علیه السلام) بود كه ایشان با دلی استوار و مطمئن به قضا و قدر الهی این مصیبت را تحمل كردند شكیبایی و بردباری آن حضرت در دوره خلافت مامون در برابر سیاست‌ها مرموز و پشت پرده او به ویژه جریان ولایتعهدی درجه صبر و تحمل آن حضرت را برای ما آشكار می‌كند.(34)

امام رضا علیه السلام در دوران زندگی‌شان و زندانی بودن پدر بزرگوارشان مكرر سعه صدر از خود نشان می‌دادند و مراقب اهل و عیال پدر ارجمندشان بودند. ایشان اهل حلم و شكیبایی بودند. در برابر افرادی كه با ایشان ستیزه و نزاع داشتند حلم و صبر می‌ورزیدند. در برابر دهن كجی‌های دیگران سعی می‌كردند سكوت كنند. افرادی بودند كه نسبت به ایشان بی‌احترامی می‌كردند. اما این بزرگوار در برابر آنها خاموشی را انتخاب می‌كردند.(35)

  

اخلاق اجتماعی امام رضا علیه السلام:

بهترین تعریف درباره سخاوت، بیان امام رضا علیه السلام است كه فرمودند:"انسان سخاوتمند از غذای دیگران می‌خورد تا از غذای او بخورند، ولی انسان بخیل از غذای دیگران نمی‌خورد تا از غذای او نخورند."

  

رفتار امام رضا علیه السلام با خانواده

سراسر مدت سی و پنج سال امامت امام موسی كاظم علیه السلام با حوادث و فراز و نشیب‌های سیاسی آمیخته بود. بیشتر زندگانی ایشان در زندان‌های هارون الرشید سپری شد. امام رضا علیه السلام در تمامی مدتی كه امام كاظم علیه السلام زندانی بودند دستیار و پشتوانه استوار پدر در حوادث سیاسی فرهنگی بودند. شریك غم‌ها و رنج‌های پدرشان بودند هرگز در برابر قدرت‌طلبان هوس باز، خودشان را تسلیم نكردند. ایشان  راه پدر را ادامه دادند و مردم را به شدت از یاری رساندن و كمك به خلفای طاغوتی دور می‌كردند. چون امام كاظم علیه السلام بیشتر عمر شریف‌شان در زندان‌ها سپری شد، امام رضا علیه‌السلام به عنوان فرزند ارشد مسئول نگهداری خانواده ایشان بودند، ایشان در این مدت طوری از خانواده‌شان مراقبت كردند، كه اجازه ندادند كسی به آنها بی‌احترامی كند، نهایت احترام را به آنها می‌گذاشتند و خطرات دشمنان را از آنان دور می‌كردند.

علاقه حضرت به خانواده‌شان در محبتی كه به امام جواد علیه السلام داشتند نیز قابل ملاحظه است. قبل از تولد امام جواد علیه السلام فردی به امام رضا علیه السلام می‌گوید شما كودكان را دوست دارید پس از خداوند بخواهید كه پسری به شما عطا كند. حضرت فرمودند: خداوند پسری به من خواهد داد كه  وارث من می‌شود هنگامی كه اباجعفر علیه السلام متولد شدند، حضرت در طول شب گهواره ایشان را حركت می‌دادند و با او بازی می‌كردند. امام فرزندشان را آن قدر دوست می‌داشتند كه شب را نمی‌خوابیدند و گهواره امام جواد علیه السلام را حركت می‌دادند. به ایشان عرض شد آیا مردم با پسرانشان چنین رفتار می‌كنند؟ حضرت فرمودند: این پسر مانند عامه مردم نیست به دنیا آمدن و رشد نمودن او مانند ولادت پدران پاكش است.(36)

رفتار امام با فرزندشان امام جواد علیه السلام آن قدر محبت آمیز و توام با احترام بود كه ایشان را به نام صدا نمی‌زدند بلكه بیشتر با كنیه مورد خطاب قرارش می‌دادند. به عنوان مثال می‌فرمودند: «ابوجعفر برای من نوشته است و من برای ابوجعفر نوشتم.»(37) به این ترتیب می‌خواست ایشان را احترام و تمجید كنند.

نمونه دیگر علاقه و وابستگی امام رضا علیه السلام، محبتی بود كه به حضرت معصومه علیه السلام  داشتند.

  

رفتار امام رضا علیه السلام با مردم

امامان با مردم نشست و برخاست داشتند و در تعاملات اجتماعی به نیكوترین صورت با آنان برخورد می‌نمودند. این سیره چنان نیكو بود كه با الگو قرار دادن آنان ما می‌توانیم روش صحیح برخورد اسلامی با افراد گوناگون را بیاموزیم.

با بررسی آِیات در می‌یابیم برخورد با انسان‌های مختلف باید هماهنگ و متناسب با روحیه آنها باشد خداوند عزوجل در قرآن فرموده است:

"محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الكفار رحماء بینهم"(38)؛ محمد فرستاده خداست و كسانی كه با او هستند در برابر كفار سخت و شدید و در میان خود مهربانند.

در آیه دیگری چنین فرموده:

"یا ایها النبی جاهد الكفار و المنافقین و اغلظ علیهم"(39)؛ ای پیامبر با كافران و مجاهدان جهاد كن و بر آنها سخت بگیر.

از این آیات چنین نتیجه‌گیری می‌شود كه برخورد قرآن و اسلام با انسان‌های مختلف فرق می‌كند. در بعضی جاها دستور به برخورد نیك و پر محبت می‌دهد، «با مردم سخن نیك بگویید»(40)  و در جای دیگر دستور به برخورد میانه می‌دهد: «محمد فرستاده خداست و كسانی كه با او هستند در برابر كفار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند.»(41)

امام رضا علیه السلام به عنوان اسوه كانون مهر و عاطفه نسبت به بندگان خدا بود. در زیارت آمده است: السلام علی الامام الرئوف؛ (سلام بر امام و پیشوای با رافت و مهربان) این لقبی است كه از طرف خداوند به ایشان داده شده است. ایشان بیشترین محبت و مهربانی را نسبت به مردم و اهل خانه و خدمت گزارانشان داشتند. در روزی كه ایشان مسموم شدند و در آن روز به شهادت رسیدند بعد از این كه نماز ظهر را خواندند به فردی كه نزدیكشان بود فرمودند: مردم (منظور اهل خانواده كاركنان و خدمتگزارانشان بودند) غذا خورده‌اند؟ آن فرد جواب داد: آقای من  در چنین وضعیتی كسی می‌تواند غذا بخورد؟ در این لحظه كه امام علیه السلام متوجه می‌شوند كسی غذا نخورده، می‌نشینند و دستور آوردن سفره‌ای را می‌دهند همه را سر سفره دعوت می‌كنند و آنها را یكی یكی مورد محبت قرار می‌دهند.(42)

ایشان در جایی كه مربوط به شخص خودشان بود بزرگ‌ترین گذشت‌ها، عالی‌ترین ایثارها و بیشترین محبت را نسبت به دیگران داشتند. رفتار عملی امام رضا علیه السلام نشانه انسانی كامل و نمونه است كه هیچ علاقه‌ای به دنیا و ظواهر آن ندارد.

اگر فردی حتی كوچك‌ترین خدمتی برای امام رضا علیه السلام انجام می‌داد، ایشان نهایت تشكر و قدردانی را به جا می‌آوردند و حتما خدمت آن فرد را جبران می‌نمودند. آن حضرت به مستضعفان و گرفتاران توجه خاصی می‌كردند، اگر آنها گرفتاری و ناراحتی داشتند، سعی می‌كردند مشكل آنان را حل كنند. زیاد بودند افرادی كه در سایه یاری رسانی‌های امام علیه السلام به خیری دست یافتند.


پی نوشت ها‌

:1- از اصحاب رضا علیه السلام بود.

2- محمدباقر مجلسی، المكتبة الاسلامیه، تهران، 1371، ص 90 -91، علی بن عیسی، الاربلی، كشف الغمه، ج 3، ص 156 – 157.

3- ابن بابویه، صدوق، عیون اخبار الرضا علیه السلام، علی اكبر غفاری، ج 1، ص 628.

4- از یاران و معاصران امام رضا علیه السلام بود.

5 - علی بن عیسی الاربلی، كشف الغمه، ج 3، ص 157.

6 -ر.ك باقر شریف، قرشی، پژوهشی دقیق در زندگی علی بن موسی الرضا، سیدمحمد صالحی، تهران، دارالكتب اسلامیه، 1382، ص 59-60.

7 - ر.ك محمدبن محمد، مفید ارشاد، هاشم رسولی محلاتی، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، 1378، ج 2، ص 372 – 373. 

8- ر.ك باقر شریف، قرشی، پژوهشی دقیق در زندگی امام رضا علیه السلام ، ج 1، ص 57.

9 - ر.ك سیدهاشم ، رسولی محلاتی، مجموعه آثار نخستین كنگره جهانی حضرت رضا، ناشر كنگره امام رضا، ص 425- 426.

10 - ابن بابویه، صدوق عیون اخبارالرضا، علی اكبر غفاری، ج 2، ص 435.

11- ابن بابویه، صدوق، عیون اخبارالرضا، علی اكبر غفاری، ج2، ص 573.

12 - همان، ج 2، ص 421.

13 - محمدباقر مجلسی، بحارالنوار، ج 49، ص 92-93 .

14-  ر.ك. حسین عمادزاده، مجموعه زندگانی چهارده معصوم ، ص 1064.

15- ر.ك. ابن بابویه، صدوق، عیون اخبار الرضا، علی اكبر غفاری، ج2، ص 431-432.

16 - ر. ك . محمدتقی، مدرسی، امامان و جنبش‌های مكتبی، حمیدرضا آژیر، چاپ اول 1367، مشهد، آستان قدس رضوی، ص 281.

17- ر.ك . ابن بابویه، صدوق، عیون اخبار الرضا، علی اكبر غفاری، ج 2، ص 420 .

18- ر. ك. ابن بابویه، صدوق، عیون اخبار الرضا، علی اكبر غفاری، ج 2، ص 402.

19 - ر.ك. محمدتقی، مدرس، امامان و جنبش‌های مكتبی، ص 248.

20 - گماشته ودایی مامون .

21- ر.ك. ابن بابویه صدوق، عیون اخبارالرضا، علی اكبر غفاری، ج 2، ص 421 .

22-ر.ك. ابن بابویه صدوق، عیون اخبارالرضا، علی اكبر غفاری، ج2، ص 421.

23- ر.ك. محمد محمدی اشتهاردی، اصول اخلاقی امامان، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ص 53.

24- ر.ك. همان، ص 54.

25- ر.ك. محمدباقر مجلسی، بحارالنوار، ج 49، ص 102.

26- ر.ك. محمد امین، سیره معصومان، حجتی كرمانی، سروش، 1374، ص150.

27- سوره بلد، آیه 11.

28- ر.ك. مجلسی، محمدباقر، بحارالنوار، ج 49، ص97، حسین عمادزاده، چهارده معصوم، ص 1065

29- ر.ك. مجلسی، محمدباقر، بحارالنوار، ج 49، ص101 -100.

30- ر.ك. مجلسی، محمدباقر، بحارالنوار، ج 49، ص100.

31 - محمد امین، سیره معصومان، علی حجتی كرمانی، ص 149.

32- محمدباقر، مجلسی، بحارالانوار، ج 49 ، ص 99، محمدجواد، فضل الله، تحلیل از زندگی امام رضا علیه‌السلام، ص 43.

33 - محمدجواد فضل الله، تحلیلی از زندگانی اما م رضا علیه السلام، ص 45.

34 - ابن بابویه، صدوق، عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 526.

35 - عمادالدین حسین، اصفهانی مشهور به عمادزاده، مجموعه زندگانی 14 معصوم، ص 1064.

36- محمدباقر، بهبهانی، جواد الائمه، ترجمه ابراهیم سلطانی نسب صیام، اول ذیقعده، 1381، ص 17.

37- باقر شریف، قرشی، پژوهشی دقیق در زندگانی امام رضا علیه السلام، 1382، ج1، ص 51، ابن بابویه، عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 596.

38- سوره فتح، آیه 29.

39-  سوره توبه، آیه 73.

40- سوره بقره، آیه 83.

41- سوره فتح، آیه 29.

42- ابن بابویه، صدوق، عیون اخبارالرضا، علی اكبر غفاری، ج 2، ص 498.

منبع :گزیده‌ای از پایان‌نامه خانم طاهره بهره‌مند.

عنوان پایان‌ نامه: سیره اخلاقی و سیاسی امام رضا علیه السلام.


لینك مقالات مرتبط :

-  پندها و رهنمودهای امام رضا علیه السلام 

پای درس امام رضا علیه السلام 

- امام رضا علیه السلام و تربیت فرزند 

- برخورد صریح امام رضا علیه السلام با سوءاستفاده از موقعیت خانوادگی 

- امام رضا علیه السلام و قرآن 

- نیایش های حضرت رضا علیه السلام 

- پیشینه تاریخی حرم مطهر امام رضا علیه السلام

+ نوشته شده توسط مرتضی در شنبه هجدهم آبان 1387 و ساعت 19:11 | نظر بدهید

 

انواع دوست و دشمن از نظر احادیث

 

 

 

از کلمات امام علی علیه السلام در نهج البلاغه، حکمت 295 است: «اصدقاؤک ثلاثة، و اعداوک ثلاثة؛ دوستان تو سه کس اند و دشمنان تو نیز سه کس،  «فاصدقاؤک: صدیقک و صدیق صدیقک و عدو عدوک؛ دوستان تو عبارتند از: دوست خودت و دوست دوستت و دشمن دشمنت»،«و اعداؤک: عدوک و عدو صدیقک و صدیق عدوک؛ و دشمنان تو عبارتند از: دشمن خودت و دشمن دوستت و دوست دشمنت».

 مقصود این است که یکی از انواع دوستان، دشمن دشمن است. علت اینکه دشمن دشمن به منزله دوست خوانده شده این است که دشمن را ضعیف می کند و دست وی را می بندد و از این راه به انسان کمک می کند. این خود یک حساب و قاعده ای است که دشمن دشمن مانند دوست است، آدمی را تقویت می کند. این قاعده که در افراد جاری است، در حالات و قوای معنوی انسان هم جاری است. قوای معنوی انسان در یکدیگر تأثیر می کنند، و احیانا تأثیر مخالف می نمایند و اثر یکدیگر را خنثی می کنند.

یکی از حالات و قوائی که در عقل انسان یعنی در عقل عملی انسان یعنی در طرز تفکر عملی انسان که مفهوم خوب و بد و خیر و شر و درست و نادرست و لازم و غیر لازم و وظیفه و تکلیف و اینکه الان چه می بایست بکنم و چه نمی بایست بکنم و این گونه معانی و مفاهیم را بسازد تأثیر دارد، طغیان هوا و هوسها و مطامع و احساسات لجاج آمیز و تعصب آمیز و امثال اینها است ، زیرا منطقه و حوزه عقلی عملی انسان به دلیل اینکه مربوط به عمل انسان است همان حوزه و منطقه احساسات و تمایلات و شهوات است. این امور اگر از حد اعتدال خارج شوند و انسان محکوم اینها باشد نه حاکم بر اینها، در برابر فرمان عقل فرمان می دهند، در برابر ندای عقل و وجدان فریاد و غوغا می کنند، برای ندای عقل حکم پارازیت را پیدا می کنند، دیگر آدمی ندای عقل خویش را نمی شنود، در برابر چراغ عقل گرد و غبار و دود و مه ایجاد می کنند، دیگر چراغ عقل نمی تواند پرتو افکنی کند. پس اینگونه هواها و هوسها اگر در وجود انسان باشند، تأثیر عقل را ضعیف می کنند، اثر عقل را خنثی می کنند، و به تعبیر دیگر این هوا و هوسها با عقل آدمی دشمنی می ورزند.

در حدیث است که
امام صادق علیه السلام فرمود: «الهوی عدو العقل، هوا و هوس دشمن عقل است» (مصباح الشریعة، باب 38، ص 223). علی علیه السلام درباره عجب و خودپسندی در نهج البلاغه، حکمت 212 و 219 فرمود: «عجب المرء بنفسه احد حساد عقله، خودپسندی انسان یکی از اموری است که با عقل وی حسادت و دشمنی می ورزد. درباره طمع فرمود: «أکثر مصارع العقول تحت بروق المطامع، بیشتر زمین خوردنهای عقل آنجا است که برق طمع، جستن می کند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «اعدی عدوک نفسک التی بینجنبیک، یعنی بالاترین دشمنان تو همان نفس اماره و احساسات سرکش تو است که از همه به تو نزدیکتر است و در میان دو پهلویت قرار گرفته است» (بحارالانوار، ج 70، ص 64). علت اینکه این دشمن بالاترین دشمنان است واضح است، زیرا دشمن عقل است که بهترین دوست انسان است. هم رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «صدیق کل امرء عقله، یعنی دوست واقعی هرکس عقل او است (بحارالانوار، ج 1, ص 87، از امام رضا علیه السلام). از هر دشمنی با نیروی عقل می توان دفاع کرد. اگر دشمنی پیدا شود که بتواند عقل را بدزدد پس او از همه خطرناکتر است. پس توجه به این مطلب لازم است که حالات و قوای معنوی انسان به حکم تضاد و تزاحمی که میان بعضی با بعضی دیگر است در یکدیگر تأثیر مخالف می کنند و تقریبا اثر یکدیگر را خنثی می کنند و به عبارت دیگر با یکدیگر دشمنی و حسادت می ورزند. از آن جمله است دشمنی هوا و هوس با عقل.

از همین جا معنای تأثیر تقوا در تقویت عقل و ازدیاد بصیرت و روشن بینی می شود. تقوا نه سوهان است و نه سنباده و نه روغن چراغ. تقوا دشمن دشمن عقل است، از نوع سوم دوستانی است که علی علیه السلام فرمود: وعدو عدوک. ملکه تقوا که آمد دشمن عقل را که هوا و هوس است رام و مهار می کند، دیگر نمی گذارد اثر عقل را خنثی کند، گرد و غبار برایش به وجود آورد، پارازیت ایجاد کند. پس معلوم شد که تقوا واقعاً در طرز تفکر و طرز قضاوت انسان تأثیر دارد ولی نوع تأثیرش اینست که جلو تأثیر دشمن را می گیرد و از این راه دست عقل را باز می کند و به وی آزادی می دهد، (عتق من کل ملکه،  آزادی از هر خوی و عادت واهی است. خطبه 230 نهج البلاغه).